سوخو 37-/su-35
|
جنگنده روسی Su-35 |
|
|
|
جنگنده روسی Su-35 |
|
|
موشک ضد کشتی نور
توسعه خانواده موشکی ضد کشتی سی- ۸ ( مشتمل بر C-801 و C-802 و C-803 ) توسط آکادمی فناوری الکترومکانیک هایینگ چین به اوایل دهه ۷۰ میلادی بازمی گردد. بر خلاف موشک های ضد کشتی چینی قبلی همانند کرم ابریشم که برگرفته از موشک ضدکشتی SSN-2 استایکس بود،
طراحی خانواده موشکی C-8 متاثر از طراحی موشک های غربی است. و شباهت ظاهری آنها با موشک آمریکایی هارپون و موشک فرانسوی اگزوست، موید این مطلب است. موشک ضدکشتی C-802 که معروف ترین عضو این خانواده است و با نام YJ-82 نیز شناخته می شود، اولین بار در سال ۱۹۸۹ به نمایش گذاشته شد.
ویژگی های برجسته ای همچون داشتن رادار کوچکی بازتابی پرواز در ارتفاع ۵ تا ۷ متر بالای سطح دریا در نزدیکی هدف و نیز مجهز بودن به سامانه هدایت با توانایی ضد اغتشاش پذیری قوی، موجب شهرت کارایی این موشک شده است و در عمل نیز کشتی هدف، شانس بسیار کمی برای ردگیری، مقابله و انهدام آن دارد.
موشک C-802 توانایی پرتاب از هواپیما ، شناور سطحی، زیر دریایی و نیز خودروهای زمینی را دارد و جزو بهترین موشک های ضدکشتی جهان به حساب می آید و احتمال برخورد موشک به هدف ۹۸ درصد تخمین زده شده است. موشک C-802 از همان موتور و سامانه هدایت موشک و ظاهر بیرونی C-801 بهره می برد. با این تفاوت که برد آن افزایش یافته و موتور توربوجت با سوخت پارافینی جایگزین موتور سوخت جامد قبلی شده است. به همین خاطر برای حمل سوخت بیشتر اندکی از نمونه قبلی خود کشیده تر است. با وجود کاهش وزن در C- 802 نه تنها قدرت سرجنگی آن کاهش پیدا نکرده، بلکه بیشنه برد موشک از 40 کیلومتر به 120 کیلومتررسیده است. بدنه این موشک باریک و کشیده و دماغه آن تخم مرغی است. چهار عدد بالک دلتا شکل در جلو، چهار بالک کنترلی کوچک و چهار بالک تثبیت کننده بر روی دم آن وجود دارد. برد رادار این موشک 130 کیلومتر است. افزون بر رادار هدایت، موشک C-802 مجهز به یک فرازیاب رادیویی و خلبان خودکار است. فرازیاب رادیویی دقیق آن، این امکان را به موشک می دهد تا در فراز دریا موشک را در کمترین ارتفاع نگه دارد.

این موشک از سرجنگی شدیدالانفجار با توانایی نفوذ نیمه زرهی به وزن 165 کیلوگرم استفاده می کند که با توجه به انرژی جنبشی موشک، توانایی نفوذ به درون عرشه را دارد. موشک پس از ورود به درون کشتی منفجر شده و موجبات انهدام هدف را فراهم می کند. موشک C-802 در عرض چند ثانیه سرعت خود را از صفر به به 0.9 ماخ می رساند. وقتی سوخت موتور
پرتاب به پایان رسید، از موشک جدا شده و موتور توربوجت شروع به کار می کند. موشک در ارتفاع 20 تا 30 متری سطح دریا و با سرعت 0.9 ماخ پرواز کرده و توسط خلبان خودکار و فرازیاب رادیویی هدایت می شود. زمانی که موشک به فاز پایانی پرواز می رسد، برای یافتن هدف، بر روی هدایت راداری سوییچ می کند. هنگامی که بر روی هدف قفل شد، موشک در فاصله چند کیلومتری هدف ارتفاع خود را به 5 تا 7 متری سطح آب کاهش می دهد.
البته در فاز پایانی پرواز ممکن است موشک مانورهای دیگری هم به طور خودکار انجام دهد تا توانایی سامانه پدافند هدف را برای منهدم کردن موشک کاهش یابد. وقتی به هدف نزدیک شد، موشک به طرف خط مرز آب با کشتی شیرجه می رود تا بیشترین خسارت را به آن وارد سازد. برخی گزارش های تایید نشده حاکی از آن است که گونه ای موشک کروز زمین پرتاب با برد 400 کیلومتر از روی C-802 ساخته شده است. گر چه این موضوع تایید نشده است اما روشن است که به راحتی می توان این موشک را ارتقا داد و آن را به یک موشک کروز زمین پایه تبدیل کرد. این موشک با نام نور در ایران تولید می شود و در اختیار نیروی دریایی ارتش و سپاه پاسداران قرار دارد. این احتمال نیز وجود دارد که ناوچه های اسراییلی توسط موشک های C-802 حزب الله در جنگ 33 روزه غرق شده باشند. احتمالا موشک های C-802 ساخت ایران در طول جنگ در اختیار حزب الله قرار گرفت، تا به نوعی در یک نبرد حقیقی آزموده شوند. در صورت نبرد احتمالی ایران و ایالات متحده در خلیج فارس این موشک ها خطر بزرگی برای ناوگان جنگی آمریکا خواهند بود. و مسلما یکی از کارآمدترین سیستم های جنگی ما به حساب می آیند.
آشنايي با موشک STINGER
Raytheon (General Dynamics) FIM-92 Stinger

موشك FIM-92 استينگر، جايگزين موشك قديمي FIM-43 Redeye شد كه ردآي، استاندارد غربي MANPADS بود و در سازمان نيروهاي دفاعي بسياري از كشورها به كار گرفته ميشد.
ANPADS مخفف Man-Portable Air-Defense System (سيستم دفاع هوايي قابل حمل انفرادي)
مدل A
طراحي استينگر به سال 1967 برميگردد. در آن سال، مطالعاتي براي بهبود عملكرد موشك ردآي انجام شد كه منجر به توليد ردآي2 (يا Redeye II) گشت. بهبود اصلي انجام شده بر روي موشك، نصب جستجوگر كاملتر، جهت پويش تمام جهات بود. به سال 1971، ارتش ايالات متحده، موشك ردآي2 را به عنوان طرح برگزيده جهت استفادهء آتي در استاندارد MANPADS برگزيد. به تاريخ مارس 1972، ردآي2 با اسمگذاري جديد به نام استينگر و كد XFIM-92A ناميده شد. آزمايشات مربوط به كيفيت هدايت پذيري موشك XFIM-92A به تاريخ نوامبر 1973 آغاز گشتند اما به دليل پارهاي مشكلات فني، اين آزمايشات چندين بار متوقف شدند. تا سال 1975، مشكلات مهم برطرف شده و در ماه جولاي همان سال، اولين پرتاب موشك XFIM-92A از روي شانه انجام شد. سرانجام به تاريخ آوريل 1978، شركت جنرال دايناميكز موفق شد اولين قرارداد توليد انبوه موشكهاي FIM-92A را بدست آورد. با توليد موشكهاي استينگر، موشكهاي قديمي ردآي از ردهء خدمت خارج شدند و اولين سري اين موشكها به سال 1981 عملياتي شد.
موشك FIM-92A به وسيلهء يك نفر و از روي شانهاش شليك ميشود. هنگامي كه تهديد يك هدف مشخص شود، خدمهء موشك، به سمتش شليك ميكند. اين مرحله، 6 ثانيه به طول ميانجامد و شامل قفل جستجوگر حرارتياب، ژيروسكوپ اندازهگير ميزان چرخش حركتي هدف و فعال شدن سيستمهاي الكترونيكي ميباشد. هنگامي كه جستجوگر مادون قرمز بر روي هدف متصاعد كنندهء حرارت قفل ميكند، يك بوق كوتاه به صدا درآمده و خدمهء پرتابگر موشك را مطلع ميكند و اين زماني است كه وي ميتواند ماشه را بكشد. 1.7 ثانيهء بعد، موشك پرتاب ميشود. پس از اينكه موشك به وسيلهء موتور كمكي از درون پرتابگر خارج شد، لبههاي كنترلي در جلو و عقب موشك باز ميشوند. پس از طي مسافتي كوتاه پس از پرتاب به جهت آسيب نرسيدن به خدمهء پرتابگر، موتور دو مرحلهاي اصلي (موتور بعد از مرحلهء كمكي اوليه) كه با سوخت جامد كار ميكند، روشن ميشود. اين موتور در مرحلهء اول كه تنها 2 ثانيه به طول ميانجامد، سرعت موشك را به 2.2 ماخ ميرساند؛ سپس جهت دستيابي به سرعت فراتر از 2.6 ماخ و طي مسير نهايي تا برخورد به هدف، مرحلهء دوم موتور اصلي به كار ميافتد. اگر موشك به هيچ هدفي تا 17 ثانيهء بعد از روشن شدن موتور اصلي، برخورد نكند، خود به خود منفجر ميشود.
استينگر، دو برتري مهم نسبت به موشک ردآي دارد:
* اولين برتري، جستجوگر نسل دوم حرارت ياب است که امکان پويش و يافتن هدف در تمام جهات را امکان پذير مي سازد؛ به همين دليل، موشک استينگر مي تواند به هواپيماهايي که از روبه رو نزديک مي شوند شليک کند؛ (يعني همانند موشک ردآي، لزومي ندارد که حتمن به سمت اگزوز هدف نشانه رود) بدين جهت هواپيماي مهاجم قبل از آنکه فرصتي براي حمله و زيرآتش گرفتن ادوات زميني به وسيلهء مهمات کوتاه برد خود پيدا کند، هدف موشک بسيار دقيق استينگر قرار مي گيرد.
* دومين برتري مهم استينگر نسبت به ردآي، دارا بودن سيستم تشخيص دوست از دشمن به نام AN/PPX-1 IFF مي باشد که براي هدف قرار نگرفتن هواپيماهاي خودي در زماني که هر دو نيروي هوايي خودي و دشمن در حال انجام ماموريت هستند، کاربرد دارد.
قسمت جستجوگر و هدايت کنندهء الکترونيکي استينگر، در حين پرواز، مي تواند اهداف هوايي را که در حال انجام مانورهايي سنگين تا 8 برابر فشار ثقل مي باشند، تعقيب کرده و موشک را به سمت هدف رهنمون سازند. بلافاصله در نزديکي هدف، قسمت الکترونيکي منطق هدفياب، موشك را به سمت مركز هدف هدايت ميكند (براي مثال موشك به جاي اصابت به مركز ايجاد حرارت يا اگزوز هواپيما، به كابين هواپيما اصابت ميكند) سرجنگي 3 كيلوگرمي (6.6 پاوندي) كه به تركشهاي فراواني در حين انفجار تقسيم ميشود، با يك فيوز مجاورتي يا فيوز زماني عمل ميكند؛ همچنين حداقل فاصلهء موثر براي پرتاب موشك، 200 متر (660 فوت) عنوان شده است.
مدل B
به سال 1977، كمپاني جنرال دايناميكز، دست به طراحي و توليد نسل جديد استينگر زد. سري جديد كه به نام XFIM-92B يا استينگر سري POST شناخته ميشد، داراي يك پردازندهء كنترل كنندهء دو باند IR/UV در قسمت ردياب موشك شده بود.
سيستم ردياب POST از الگوي Rosette براي تصويريابي اهداف استفاده ميكرد. قسمت UV به طور بسيار دقيقي، اهداف هوايي حقيقي را از تلههاي انحرافي توليد كنندهء حرارت يا حرارتهاي غيرمرتبط اطراف، تمييز ميداد.
به سال 1983، توليد موشك FIM-92B به طور محدود آغاز شد، ضمن اينكه توليد مدل اوليهء FIM-92A نيز ادامه يافت. توليد انواع A و B در نهايت با ساخت تعداد 16000 فروند، به سال 1987 متوقف شد.
POST مخفف Passive Optical Seeker Technique (روش غيرفعال جستجوي نوري)
Rosette-Pattern: الگوهاي استانداردي براي تبديل تغيير حاصل از تنشهاي تمام جهات حركتي هدف هوايي
به سيگنالهاي الكترونيكي
مدل C
به سال 1984، طراحي مدل جديد استينگر به نام FIM-92C يا استينگر مدل RMP آغاز گشت. مدل جديد، امكان برنامهريزي مجدد نرمافزار ويژهء پردازندهء نصب شده بر روي موشك را فراهم ميكرد تا بدين طريق، بر عليه اهداف و تحديدهاي جديد هوايي، مقابله كند.
خط توليد مدل FIM-92C به سال 1987 آغاز به كار كرد و اولين مدل C به تاريخ جولاي 1989، تحويل ارتش ايالات متحده شد.
RMP مخفف Reprogrammable Microprocessor (پردازنده با قابليت برنامهريزي مجدد)
مدل D
طرح مدل FIM-92D بر اساس بهبود مدل C با سيستمهاي ضدعمل الكترونيك پيشرفتهتر شكل گرفت.
مدل G
به تاريخ سپتامبر 2002، طراحي مدل FIM-92G بر اساس ارتقاء مدل D آغاز گشت، اما هيچگونه اطلاعي از جزئيات فني آن در اختيار نميباشد.
مدل E
به تاريخ آوريل 1992، قراردادي با كمپاني جنرال دايناميكز جهت طراحي مدل FIM-92E منعقد شد؛ مطابق اين قرارداد، موشك استينگر مدل RMP سري Block I توليد گشت. اواخر همان سال، بخش موشك سازي جنرال دايناميكز به كمپاني هيوز فروخته شد؛ به همين دليل، كمپاني هيوز، به عنوان مقاطعهكار نخستين موشك استينگر شناخته شد. FIM-92E در حقيقت نوع پيشرفتهتري از مدل D بود كه يك حسگر حرارتياب مدور بدان افزوده شده و نرمافزار ردياب موشك، بهبود يافته بود؛ با انجام اين تغييرات، موشك پيشرفتهتر، ميتوانست بر عليه اهدافي كه اثرات رديابي آنها كاهش يافته و اقدامات ضدعمل الكترونيكشان توسعه يافته بود، به كار رود.
اولين نمونههاي توليدي FIM-92E به سال 1995 وارد خدمت شدند و بسياري از موشكهاي استينگر موجود در نيروي زميني ايالات متحده، با انجام تغييراتي، به سطح استاندارد FIM-92E ارتقاء داده شدند.
مدل F
طراحي مدل FIM-92F بر اساس ارتقاء مدل E به سال 2001 آغاز شد، اما اطلاعي از جزئيات ارتقاء انجام شده در دست نميباشد.
مدل H
طراحي مدل FIM-92H بر اساس بهبود مدل D انجام شد كه در اين برنامه، موشكهاي سطح D به استاندارد RMP سري Block I ارتقاء داده شدند.
آخرين سطح ارتقاء و بهبود كارايي تصويب شده براي موشك استينگر، به سال 1996 آغاز گشت كه منجر به توليد استينگر استاندارد RMP سري Block II شد؛ اين موشك جديد، به نام «استينگر پيشرفته» يا Advanced Stinger نيز شناخته ميشود.
در اين موشك، به جاي جستجوگر مادون قرمز يا IR، سيستم ردياب FPA-IIR جايگزين شده بود كه باعث افزايش برد در شناسايي اهداف هوايي ميشد، به خصوص در محيطهايي كه اقدامات انحراف كننده يا ايجاد كنندهء پارازيت بسيار فعال بودند. افزايش برد در شناسايي اهداف هوايي، باعث افزايش برد موثر موشك استينگر به 8000 متر (26000 فوت) ميشد که اين رقم، براي يک موشک شانه پرتاب، برد قابل ملاحظه اي محسوب مي شود. استاندارد Block II امروزه در مرحلهء توليد و توسعه قرار دارد و مداومن، مورد بهينه سازي قرار مي گيرد. توليد انبوه استينگر مطابق استاندارد Block II قرار بود در اوائل سال 1999 آغاز شود، اما بارها به تعويق افتاد و در نهايت در سال 2004، در خط توليد انبوه قرار گرفت.
FPA معادل Focal Plane Array
IIR معادل Imaging Infrared
مقاطعه کار اصلي در توليد استينگر، امروزه شرکت رايتئون (Raytheon) مي باشد که اين خط توليد را از قسمت موشک سازي کمپاني هيوز، خريداري کرده است. موشک استينگر، امروزه به نيروهاي نظامي بسياري در اقصا نقاط جهان، منجمله کشورهاي عقب ماندهء جهان سوم، فروخته شده است؛ البته برخي کشورهاي جهان سوم، مانند ايران، اين موشک را از طرق غيررسمي بدست آورده اند.
استينگر در افغانستان
اين موشک به صورت گسترده اي توسط مجاهدين افغان بر عليه جنگنده هاي شوروي در جريان اشغال افغانستان به کار گرفته شد. اين موشکهاي پس از عدم موفقيت موشک دوش پرتاب بلوپايپ (Bluepipe) ساخت BAE انگلستان، توسط کانالي از سازمان سيا، به دست مجاهدين افغان رسانده شدند. موشک بلوپايپ در عمل بسيار ناتوان نشان داد، زيرا براي هدفگيري هواپيماي مهاجم، مي بايست پس از شليک، موشک را به وسيلهء فرستندهء موجود بر روي پرتابگر و به صورت چشمي، تا زمان رسيدن به نزديکي هدف، هدايت نمود و اين امر، ضمن کاهش دقت، باعث ايجاد خطر براي خدمهء پرتابگر بلوپايپ مي شد.
با ورود استينگر به افغانستان، وضعيت بسيار دشواري براي پرنده هاي روسي، اعم از هليکوپتر يا انواع هواپيما ايجاد شد، به طوري که پس از مدتي، از هر دو هواپيماي ورودي يا خروجي به فرودگاه بگرام، يکي مورد اصابت استينگر قرار مي گرفت. طبق آمار ارائه شده توسط پنتاگون، حدود 250 فروند هواپيما يا هليکوپتر شوروي، مورد اصابت استينگر قرار گرفته و سرنگون شده اند. عمدهء پرنده هايي که مورد اصابت موشکهاي استينگر افغاني قرار گرفتند شامل سوخوي25 و برخي هواپيماهاي ترابري شوروي نظير An12 و An72 و هليکوپترهاي Mi-8 و Mi-24 بودند.
به غير از افغاسنتان، حدود 300 فروند هواپيما در ساير نقاط جهان، تا سال 2001، مورد اصابت استينگر قرار گرفته و سرنگون شده اند.
تاکنون 70000 فروند از انواع گوناگون موشک استينگر توليد شده است. امروزه تنها مدل FIM-92F Stinger-RMP Block II بر روي خط توليد انبوه قرار دارد.
استينگر در ايران
در سالهاي پاياني جنگ ايران و عراق، نيروهاي ايراني، به موشکهاي استينگر مجهز شدند. هرچند تعداد و نحوهء ورود آنها به ايران مشخص نشده است اما برخي کارشناسان نظامي، دو امکان را بيشتر محتمل مي دانند:
1) به وسيلهء محمولهء منتقل شده توسط هواپيماي مک فارلين به تهران در جريان تلاش ايالات متحده براي نزديکي سياسي به ايران؛
2) خريداري از مجاهدين افغان.
با ورود استينگر به ايران، وضع براي پرواز Low Level هواپيماهاي عراقي در ميادين نبرد، بسيار دشوار گشت. براي مثال تنها در عمليات کربلاي5 در شرق بصره به تاريخ زمستان 1366، حدود 80 فروند هواپيماي سوخوي22 و ميگ23 عراقي در طول 40 روز نبرد سنگين، سرنگون شدند؛ که بيشتر اين هواپيماها توسط موشکهاي هاوک، استينگر و استرلا، مورد اصابت قرار گرفتند.
يکي از خلبانان سوخوی22 اسير عراقي پایگاه ناصریه، اظهار مي کرد که تنها در طول يک هفته، 12 فروند هواپيماي سوخوي22 پايگاه هوايي ناصريه، سرنگون گشته بودند.
ساير کاربردهاي استينگر
با توجه به قابليتهاي عالي و گستردهء موشک استينگر، اين موشک، تنها براي پرتاب از روي زمين و به وسيلهء خدمهء زميني، مورد استفاده قرار نمي گيرد، بلکه در حالتهاي گوناگوني از دفاع هوايي نيز کاربرد دارد.
ATAS يا Air to Air Stinger (استينگر هوا به هوا)
نيروي زميني ايالات متحده از استينگر در مدلهاي FIM-92C/D RMP براي پرتاب هوا به هوا بر روي هليکوپتر، استفاده مي کند. موشک ATAS توسط هليکوپترهاي OH-58C/D Kiowa و AH-64 Apache حمل و پرتاب مي شود؛ ضمن اينکه قرار بود توسط هليکوپتر RAH-66 Comanche نيز مورد استفاده قرار بگيرد.
هرچند برخي گزارشات غيررسمي، بر اين موضوع دلالت دارند که طراحي استينگر از ابتدا براي نصب و پرتاب به صورت هوا به هوا مد نظر بوده است، اما به نظر مي رسد که طراحي استينگر، منجر به تفکر ايجاد دفاع هوا به هوا توسط استينگر بر روي هليکوپترها شده است.
Avenger (انتقام گير)
در اوائل دههء 1980، ارتش ايالات متحده، در جستجوي سيستم دفاع هوايي قدرتمند و قابل حمل و نقل سريعي مي گشت که بتواند از رو به رو و با ديد چشمي، هواپيماهاي ارتفاع پائين دشمن را مورد حمله قرار دهد. به تاريخ سپتامبر 1983، کمپاني معظم بوئينگ، سيستم Avenger را بدين منظور پيشنهاد داد که يک خودروي چندمنطوره به نام M998 يا HMMWV بود که بعدها به نام Hummer معروف گشت. بر روي اين خودروي نظامي، يک برجک مجهز به تيربار 50 ميلي متري M3P و دو پرتابگر استينگر با چهار موشک براي هرکدام نصب مي گشت.
پس از آزمايشات و مقايسه با ساير سيستم هاي مشابه در سالهاي 1985 و 1986، در نهايت کمپاني بوئينگ موفق شد قرارداد نهايي، جهت توليد Avenger را به تاريح آگوست 1987 بدست آورد.
به تاريخ آوريل 1989، اولين واحد ارتش ايالات متحده، مجهز به Avenger، عملياتي گرديد؛ و به تاريخ آوريل 1990، توليد انبوه اين سيستم، مورد تاييد قرار گرفت.
هر خوردوي Avenger به وسيلهء دو خدمه، هدايت مي شود و مي تواند بر عليه هواپيماها يا هليکوپترهايي که در ارتفاع پائين پرواز مي کنند، در روز يا شب، در هر شرائط آب و هوايي، آتش نمايد.
در Avenger از تمام مدلهاي مختلف استينگر، مي توان استفاده نمود.
HMMWV = High Mobility Multipurpose Wheeled Vehicle يا Hummer
BSFV يا Bradley Stinger Fighting Vehicle
M2A2 (موسوم به BSFV) خوردويي نظامي است که بر اساس خودروي M2 Bradley (موسم به BFV) ساخته
شده است. در اين خودروي نظامي، نگهدارنده هاي مخصوص موشکهاي استينگر تعبيه شده است و خدمهء مخصوص استينگر، آنها را شليک مي کنند.
خوردوي BSFV به ناچار و به دليل لغو توليد سيستم دفاعي هوايي و ضدتانک MIM-146 ADATS، به خدمت ارتش ايالات متحده درآمده است.
MiM-146 ADATS
M2 Bradley
بک ايراد مهم خوردوي BSFV اين است که براي شليک موشک استينگر توسط خدمهء مخصوص پرتابگر، ساير خدمهء خودرو، بايد آن را ترک کنند.
M6 Linebacker
در اواخر دههء 1990، نوع بهبود يافته اي از اين خودرو، به نام M6 Linebacker طراحي و ساخته شد. خودروي M6 جايگزين خوردوي M2 شد و به جاي پرتابگر موشکهاي ضدتانک تاو در خودروي M2، به پرتابگرهاي حاوي 4 موشک استينگر از نوع FIM-92D/E Stinger-RMP تجهيز شد.
ADATS مخفف Air-Defense Anti-Tank System يا سيستم دفاع هوايي و ضدتانک
برخي مشخصات فني (بر اساس مدل C)
ماموريت : انجام دفاع نزديک هوايي در مناطق درگيري خطوط ميدان نبرد در برابر اهداف هوايي ارتفاع پائين
سازنده: ابتدا جنرال دايناميکز، سپس هيوز و در آخر رايتئون
طول: 1.52 متر (5 فوت)
طول بالچه ها: 9.1 سانتي متر
قطر: 7 سانتي متر
وزن موشک: 10.1 کيلوگرم
وزن پرتابگر و موشک: 15.7 کيلوگرم
سرعت: بين 2.2 تا 2.6 ماخ
ارتفاع عمل: 3800 متر
برد مدل C: از 1000 تا 4800 متر
برد مدل RMP سري Block II: از 200 تا 8000 متر
پيشرانه: راکت دو مرحله اي به نام MK 27 با سوخت جامد، ساخت Atlantic Research
فيوز عملگر: زماني (17 ثانيه پس از پرتاب) يا مجاورتي (انفجار در نزديکي هدف)
پويشگر هدف: شليک کن و فراموش کن به وسيلهء جستجوگر غيرفعال حرارت ياب
سرجنگي: 3 کيلوگرم مواد منفجرهء بسيار پرقدرت، با ترکش هاي فراوان پس از انفجار
زمان لازم جهت نصب موشک در پرتابگر: 3 تا 7 ثانيه
قيمت هر موشک و پرتابگر: 38000 دلار
تعداد موجود در نيروي زميني ايالات متحده تا سال 2001: حدود 13400 فروند
خدمه: دو نفر (يک نفر پرتابگر و يک نفر کمک)












چند روز پیش نخستين پرواز آزمايشي هواپيماي جنگنده «F-35»، با هزينه 5/279 ميليارد دلاري در تگزاس انجام گرفت.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «آسوشيتدپرس»، كمپاني «لاكهيد مارتين»، سازنده آخرين مدل هواپيماي جنگنده «F-35» ميگويد: اغلب بخشهاي پروازي به اهداف خود رسيدند و ميخواهند برنامه راداري و همچنين نقشهاي چندگانه اين هواپيما را توسعه دهند.
اين پرواز به مدت 38 دقيقه انجام شد كه دو سوم زمان كلي شصت دقيقه بود كه پنتاگون براي پرواز اين هواپيما در نظر گرفته است.
«دن كرولي»، مدير برنامهريزي «F-35»، در يك كنفرانس مطبوعاتي ميگويد، او اطمينان دارد كه ارابه فرود هواپيما به خوبي در آينده حمل خواهد كرد. كمپاني «لاكهيد مارتين» كه نخستين صادركننده تجهيزات به پنتاگون است، اعلام كرده: اين موفقيتآميزترين برنامه هواپيماهاي جنگي بوده و يك تست كامل در صنعت هوانوردي جهان به شمار ميرود.
علاوه بر آمريكا، كشورهاي انگليس، ايتاليا، هلند، تركيه،كانادا، استراليا، دانمارك، نروژ، سنگاپور و اسرائيل در اين پروژه شركت داشتهاند، اما هنوز هيچ مبلغي براي مشاركت خود پرداخت نكردهاند. در حال حاضر، برنامهريزي اين پروژه به پايان رسيده و هزينه ساخت هر فروند آن، 45 ميليون دلار در سال 2002 براي مدلهاي معمولي و شصت ميليون دلار براي طراحي مدلهايي كه بتوانند بر روي ناوهاي جنگنده بنشينند، قيمتگذاري شده است.
كمپانيهايي كه در ساخت «F-35» دست داشتهاند، شامل «نورث روپ گروس» و شركت «BAE» انگلستان هستند و دو موتور جداگانه قابل تعويض «F-35» هم در حال توسعه است كه يكي از آنها توسط كمپاني آمريكايي «يونايتد تكنولوژي» و كمپاني «پرات اندويتني» و ديگري به وسيله تيمي از كمپاني «جنرال الكتريك» به همراه كمپاني «رولز رويس» انگليس ساخته ميشود.
«جان بيسلي»، خلبان پرواز آزمايشي، در اينباره گفت: اين يك پرواز بزرگ براي آغاز كار بود و اميدوار است پرواز بعدي در چند روز آينده انجام شود.
اوج پرواز، 15 هزار فوت بوده است كه يك سري مانور هم انجام داده است؛ هواپيماهاي «F-16» و «F/A-18» اسكورت اين هواپيما را در نظر داشتهاند.
قرار است هواپيماي جنگنده تكسرنشين و تكموتوره «F-35» جانشين هواپيماي «A-10S»، «F-15» و «F/A-18» هورفت و هواپيماي عمود پرواز انگليسي هاريز بشود.
همچنين قرار است سال آينده توليد اندك اين هواپيما آغاز شود، اما بررسيهاي گروه تحقيقاتي كنگره ميگويد: اين وضعيت، هماكنون مناسب نيست.
هواپيماي جنگنده «F-35» اوج و فرود معمولي داشت و قرار است توسعه داده شود تا به صورت عمودي پرواز كند و بتواند بر روي وسايل در حال حركت فرود آيد.
پنتاگون ادعا ميكند كه قصد دارد تا سال 2007، 2443 فروند از اين هواپيما را براي نيروي هوايي دريايي و تفنگداران خود خريداري كند. انگليس و ديگر شركاي خارجي هم قصد دارند 2014 فروند آن را خريداري كنند.
مقدمه:
جنگنده میگ-29، یکی از پرفروش ترین جنگنده های جهان بوده که تاکنون سود زیادی را نصیب سازندگان آن کرده است، شرکت میکویان پس از عدم موفقیت در جلب نظر مسئولان روسیه در زمینه طرح های خود برای جنگنده نسل پنجم، به توسعه و بهسازی جنگنده میگ-29 روی آورد که امروزه حاصل آن جنگنده فوق پیشرفته میگ-35 شده است، جنگنده میگ-35 در دو گونه اولیه (گونه A تک سرنشین) و گونه دو سرنشین D تولید شده است، لازم به ذکر است که گونه دو سرنشین این جنگنده تنها یک گونه آموزشی نمی باشد، بلکه اساس توسعه گونه دو سرنشین آن ایجاد جنگنده ای مانند Su-30 بوده تا با تقسیم کار میان خلبان و افسر تسلیحات فشار کار بر روی دو نفر تقسیم شود و عملیات ها نیز با ضریب اطمینان و دقت بالاتری انجام شوند.
مطلب روبرو از سایت رسمی شرکت میگ می باشد:
جنگنده میگ-35 جنگنده ای است از نسل 4++ که در ادامه طرح هایی مانند MiG-29K/KUB/M/M2 طراحی شده و اساس طراحی آن بر افزایش کارایی، توانایی عملیاتی و جامعیت توانایی های جنگنده بوده است، بطوری که از آن یک جنگنده چند منظوره ساخته است.
در مجموع می توان ویژگی های میگ-35 را به شرح زیر بیان کرد:
-سیستم های اطلاعاتی و هدفگیری نسل پنجم در سیستم های اویونیکی جنگنده بکار رفته است
-توانایی بکارگیری تسلیحات پیشرفته روسی و خارجی
-بقاپذیری بالا در میدان نبرد بواسطه سیستم های دفاعی یکپارچه بکار رفته در جنگنده
پیشرفته ترین سیستم های اویونیکی در کنار تسلیحات پیشرفته به جنگنده میگ-35 اجازه می دهند تا ماموریت های مختلفی را به انجام برساند:
-برتری هوایی برعلیه جنگنده های نسل چهار و پنج
-انجام عملیات های هوا به سطح بدون وارد شدن به محدوده دفاعی دشمن در روز و شب و در تمام شرایط آب و هوایی
-انجام عملیات های شناسایی به کمک تجهیزات الکترو-اپتیک و رادیو-تکنیکال
-انجام عملیات های گروهی و انجام کنترل هوایی علیه گروه جنگنده ها
تغییر های ایجاد شده در ساختار جنگنده بر اساس موفقیت های بدست آمده در طرح های MiG-29K/KUB/M/M2 می باشد که شامل موارد زیر می باشد:
-افزایش توانایی حمل تسلیحات در نه جایگاه حمل سلاح
-افزایش حمل سوخت، توانایی سوختگیری هوایی و امکان سوخترسانی به جنگنده هم گروه (عملکرد بعنوان یک تانکر کوچک)
-بدنه و سیستم های اصلی ساخته شده از مواد ضد خوردگی که امکان استفاده از جنگنده برروی ناو و استفاده در مناطق گرم و مرطوب را فراهم می آورد.
-کاهش چشمگیر بازتابش راداری
-سیستم پرواز با سیم با کنترل چهارگانه
در حین طراحی میگ-35 بیشترین توجه به افزایش توانایی های عملیاتی آن اختصاص داده شده است:
-اعتماد پذیری هواپیما، موتورها و اویونیک بطور چشمگیری افزایش یافته است
-زمان دوره های بین اورهال جنگنده افزایش یافته است
-هزینه پرواز جنگنده دو و نیم برابر کمتر از میگ-29 است
-در زمان طراحی توانایی نگهداری حین فعالیت عملیاتی برای جنگنده پیش بینی شده است
مجموعه ای از رهیافت های تکنیکی و تکنولوژیکی نظیر سیستم تولید اکسیژن حین پرواز نیز به جهت افزایش آزادی عملیاتی در طراحی جنگنده منظور شده اند، پیشران جنگنده شامل دو موتور RD-33MK با نیروی تولیدی بیشتر نسبت به نمونه های قبلی است که نسبت به نوع اصلی موتور های RD-33 دود به مراتب کمتری نیز تولید می کند، همچنین سیستم کنترل الکترونیکی موتور ها نیز به افزایش اعتماد پذیری و عمر خدمتی موتور ها کمک می کند، علاوه بر این در صورت تقاضای مشتری امکان استفاده از موتورهای RD-33MK مجهز به سیستم تغییر بردار رانش نیز وجود دارد که برتری مطلق جنگنده در نبردهای هوایی نزدیک را تضمین می نماید و پیشتر برروی جنگنده آزمایشی MiG-29M OVT نیز با موفقیت آزمایش شده اند.
میگ-35 مجهز به مجموعه اویونیکی نوینی است که تماما بر اساس تکنولوژی های جدید بوجود آمده است، رادار چند کاره آرایه ای بکار رفته در جنگنده میگ-35 بواسطه فاکتورهای زیر بر نمونه های مشابه خود برتری می یابد:
-افزایش برد در فرکانس های عملیاتی
-افزایش تعداد اهداف قابل کشف، ردیابی و حمله
-افزایش برد کشف
-افزایش وضوح در حین نقشه برداری سطحی
-بقا پذیری بالا و مقاومت در برابر اقدامات الکترونیک دشمن
سیستم IRST جدید میگ-35 مرکب از تجهیزات هدفگیری مادون قرمز، تلوزیونی و لیزری است که به کمک تکنولوژی های فضایی توسعه یافته است بگونه ای که این سیستم ها پیش از این در صنعت هوانوردی بکار نرفته اند. ویژگی جدید این سیستم توانایی کشف، ردیابی و قفل روی اهداف از فواصل بسیار دور است، توانایی که در تمامی ساعات شبانه روز دارد و می توان از آنها برای مسافت یابی، نشانه گذاری و... نیز بر علیه اهداف سطحی و هوایی استفاده کرد، هر چند سیستم IRST جدید بهمراه سایت نشانه روی جدید کلاه خلبان برروی جنگنده نصب شده است، اما امکان نصب غلاف هدفگیری ویژه ای با توانایی های بمراتب بیشتر بر روی جنگنده نیز وجود دارد.
میگ-35 به یک مجموعه دفاعی نیز مجهز می باشد که شامل موارد زیر است:
-سیستم شناسایی رادیو الکتریک و سیستم اقدام متقابل الکترونیک
-سیستم جدید کشف حمله موشکی و تابش لیزری
-پخش کننده چف/فلیر بمنظور فریب موشک های هوا به هوا
علاوه بر تسلیحات ارائه شده برروی جنگنده های MiG-29K/KUB/M/M2 بهمراه میگ-35 مجموعه تسلیحات جدیدی ارائه شده که پیش از این برای صدور به هیچ کشوری ارائه نشده است، این تجهیزات جدید و دوربرد به میگ-35 اجازه انجام حملات بر علیه دشمن بدون ورود به محدوده دفاعی آنها را می دهند.
معماری باز اویونیک جنگنده امکان نصب تجهیزات و تسلیحات جدید روسی و خارجی را بنا به خواست مشتری به MiG-35 می دهد، هر دو نمونه A و D دارای ساختار یکسان بوده و از لحاظ تجهیزات موجود یکسان اند. بهمراه میگ-35 مجموعه کامل آموزشی نظیر شبیه سازهای رایانه ای پرواز و شبیه ساز های انجام عملیات ارائه شده اند. در نهایت باید گفت شرکت میگ آماده است تا با شرکت های مختلف به اجرای برنامه های مشترک توسعه و بهسازی گونه اولیه میگ-35 نیز بپردازد.
شباهت ظاهري سوخو 27 با ميگ 29 نشان مي دهد كه هر دو گروه طراح ميگ و سوخو از يك برنامه مطالعات مركزي براي مقابله با جنگنده هاي نسل جديد آمريكايي بهره برده اند . پيش آمدگي ريشه بالها و وروديهاي بزرگ و دوبعدي هواي موتورهاي سوخو 27 بسيار شبيه ميگ 29 است ؛ ولي بلند تر بودن ارابه هاي فرود ، حمل تسليحات بيروني بيشتري را براي طرح سوخو ميسر مي سازد. سوخو 27 با وجود جثه نسبتا بزرگش به مدد سيستم كنترل پرواز با سيم ، عملكرد پروازي قوي و قدرت مانور بسيار زياد ( به ويژه در ارتفاع پايين ) دارد. ويكتور پوگاچف ، سرخلبان آزمايشي كارخانه سوخو ، با استفاده از قدرت مانور بسيار زياد سوخو 27 مانور جديدي را با نام كبري ( عكسهاي اين مانور در قسمت قبلي موجود مي باشد ) ابداع كرده است . در اين مانور پوگاچف با كاهش سرعت هواپيما ، زاويه پيچ آن را به حدود 130 درجه مي رساند ، و در شرايطي كه سرعت پيش روي هواپيما صفر مي شود و كمي به عقب مي لغزد با افزايش توان موتور ها آن را به وضعيت عادي باز مي گرداند( اين مانور فقط در مدل تك سرنشينه قابل استفاده مي باشد ).

مشخصات كلي :
نام غربي ................................................................................. فلانكر
كشور سازنده ......................................................................... اتحاد جماهير شوروي
شركت ................................................................................... سوخو
موتور ..................................................................................... دو موتور توربو فن ساتورن / ليولكا ( اي . ال . 31 . اف )
طول هواپيما ........................................................................... 935/21 متر
ارتفاع ...................................................................................... 935/5 متر
وزن (عادي) ............................................................................ 22000 كيلوگرم
وزن ( بيشترين )....................................................................... 30000 كيلوگرم
كشور هاي دارنده ....................................................................
جهوري اسلامي ايران / روسيه / چين / ويتنام/اكراين
انواع مدل ................................................................................ 8 مدل
Su-27 A \ Su-27 P \ Su-27 S \ Su-27 UB \ Su-27 LL-PS \ Su-27 K \ Su-27 KU \ Su-27 PU
قيمت ...................................................................................... حداقل 40 ميليون دلار
مسلسل ..................................................................................
30 mm DP GSh-301
انواع موشك هاي قابل استفاده ...............................................
4 AA R-27 (R-27R, R-27T, R-27TE)
6 AA R-73
AS



هواپیمای اف-16 فایتینگ فالکون، ساخت شرکت جنرال داینامیکز، جنگنده ای در کلاس کوچک و چند مأموریته می باشد که نخستین پرواز خود را با اولین نمونه خود در سال 1976 به انجام رساند. این هواپیما توانایی حمله به صورت هوا به هوا علیه هواپیماهای دشمن و هوا به زمین علیه تجهیزات زمینی برای مثال تانک ها و زره پوش های دشمن را به طور کامل و بهینه داراست.


مشخصات :
وظیفه : جنگنده چند منظوره
مبنای قدرت : یک موتور توربوفن
نیروی پیشران : 12150 کیلوگرم
پیشینه وزن برخاستی : 16875 کیلو گرم
طول : 12.8 متر
ارتفاع : 2.8 متر
فاصله دوسر بال : 9.8 متر
سرعت : دو ماخ
سقف پرواز : 15000 متر
برد : 3900 کلیومتر

هواپيماي «تورنادو» زماني توانست در آسمان به پرواز درآيد كه دو كشور انگليس و فرانسه به فكر ايجاد تحولي در عرصه هواپيماسازي اروپا افتاده بودند. در اواخر دهه ۱۹۶۰ ميلادي، اين تحول بر تغيير در طراحي بال هواپيما متمركز شد.
در اين دهه، انگليس و فرانسه با پروژه بال هاي متغير كه به تغيير ژئومتريك انگليسي - فرانسوي۱ معروف شد، كار تحول در عرصه هواپيماسازي اروپا را شروع كردند. از سوي ديگر شش كشور آلمان، فرانسه، ايتاليا، كانادا، هلند و بلژيك نيز براي طراحي جديدي دست به كار شدند كه نتيجه اين اقدام خلق هواپيمايي با نامMRCAبود. در همان سال انگليس نيز به این گروه پيوست.
پروژه بال هاي متغير در عرصه هواپيماسازي اروپا با اين هدف آغاز و دنبال شد كه هواپيمايي ساخته شود تا هنگام پرواز بتواند با تغيير شكل بال هاي خود، بهترين بازدهي را در شرايط متفاوت پروازي داشته باشد و از بالاترين سرعت در هر ارتفاع بهره گيرد. به عنوان مثال از بال كاملاً گسترده در هنگام صعود و فرود كمك گيرد تا در سرعت پايين، مطلوب ترين مقدار نيروي برآ را داشته باشد و از بال نيمه گسترده براي چابكي و سرعت بالاي هواپيما به هنگام تغيير ارتفاع استفاده كند و با بال هاي كاملاً بسته در عمليات و مانورهاي نظامي - نمايشي بیشترین بازده و عملكرد را به جاي بگذارد.
در جولاي ۱۹۶۸ ميلادي پروژه ساخت هواپيمايMRCA كه از ائتلاف ۶ كشور آغاز شده بود در نهايت با فعاليت پررنگ تر سه كشور آلمان، انگليس و ايتاليا نسبت به ديگر كشورهاي شريك، ادامه يافت و اين سه كشور نامMRCA راTORNADO گذاشتند كه معناي «گردباد» دارد. پروژه ساخت تورنادو به شركت پاوانيا در مونيخ آلمان كه از كنسرسيوم همين سه كشور تشكيل مي شد سپرده شد. هر يك از كشورهاي آلمان و انگليس در پاوانيا ۵/۴۲ درصد سهم داشتند و ۱۵ درصد سهم باقيمانده به ايتاليا تعلق داشت.
با جدي شدن طراحي و برنامه ريزي پروژه تورنادو، هر يك از سه كشور مذكور تمركز مهندسان و طراحان خود را بر بخشي از ساخت اين هواپيما متمركز كردند. به عنوان مثال طراحي بدنه هواپيما به متخصصان آلمان، جلوي بدنه و دم هواپيما به متخصصان انگليس و بال ها به متخصصان ايتاليا سپرده شد. براي ساخت موتور تورنادو نيز از هر كشور شريك، يك شركت سازنده انتخاب شد كه ۴۰ درصد ساخت موتور به شركت انگليسي رولز رويس، ۴۰ درصد به شركت ام. تي. يو آلمان و ۲۰ درصد به شركت ايتاليايي فيات واگذار شد.
از همان ابتداي طراحي پروژه، MRCA كه تك سرنشينه بود، دو سرنشينه شد. پس از خلق تورنادو، هر سه كشور مذكور، هر يك به نوبه خود سعي كرد در ادامه اعمال تحولات در صنعت هواپيماسازي اش، ابتكار و طراحي جديدي براي تورنادو در نظر بگيرد. انگليس كه تصميم به تصاحب هواپيمايي تدافعي - هوايي داشت، با كار روي سه فروند MRCA، در ۹ سپتامبر ،۱۹۶۹ هواپيمايي با طراحي جديد آزمايش كرد كه حتي به لحاظ شكلي و فيزيكي نيز متفاوت از نمونه هاي قبل بود، بدنه اي كشيده تر با دماغي رو به پايين و مجهز به رادار AI-24 و موتور RB199-34 كه بعدها با كمي تغيير به هواپيماي F-3 تبديل شد و تغيير نام داد.
جدول مشخصات GR-1 و GR-4
نوع: جنگنده چندمنظوره
مبناي قدرت = ۲ موتور توربوفون RB199-103
نيروي پيشرانش = ۱۵۸۰۰ پوند
فاصله دوسر بال ( كاملاً باز)= ۹/۱۳ متر
فاصله دو سر بال ( بسته)= ۵۹/۸ متر
طول = ۶/۱۶ متر
سرعت بيشينه= ۲۳۳۶ كيلومتر ساعت
محموله = ۱۸ هزار پوند
F-3 هواپيمايي بود كه تمامي خصوصيات F-2 را داشت به علاوه توانايي حمل چهار موشك هوا به هواي كوتاه برد (SideWinder) و ۴ موشك ميان برد (Skyflash) را دارا بود. تورنادو F-3 اولين هواپيمايي است كه به موشك هاي هوا به هواي ASRAAM كه در ژانويه ۲۰۰۱ طراحي شد مجهز شد. كوشش هاي موفقيت آميزي نيز براي الحاق موشك هوا به هواي۲۰۴-AMRAAM AIM به تورنادو F-3 انجام گرفت كه در آوريل ۱۹۹۸ موشك هاي سايه طوفان (Storm shadow) و ضدتانك بريمستون (Brimstons) نيز به آن اضافه شد.
مهم ترين مدل تورنادو به نام GR-1 است كه در سال ۱۹۸۰ اولين مدل آن آزمايش شد. اين هواپيما براي عمليات دوربرد و پشتيباني هوايي طراحي شده بود كه مجهز به ۲ مسلسل کالیبر ۲۵ است كه هر كدام در طرفي از بدنه قرار دارد. براي حالت تدافعي از يك رادار ضدموشك بهره مي جويد و توانايي حمل بمب هاي خوشه اي و بمب هاي هدايت شونده ليزري را دارد. رادارهاي GR-1 را شركت تگزاس (Texas) مي ساخت. در حال حاضر ۲۹۰ فروند GR-1 در خدمت نيروي هوايي و دريايي آلمان است. ۹۰ فروند در اختيار ايتاليا و ۹۶ فروند در نيروي هوايي سلطنتي عربستان سعودي و ۱۸۶ فروند در نيروي هوايي سلطنتي انگلستان مشغول خدمت می باشند. بعد از مدل مذكور، مدل GR-1A ساخته شد كه يك هواپيماي شناسايي بود و GR-1B براي عمليات با برد زير قابل استفاده بود طراحي شد. در سال ۱۹۸۲ تورنادو IDS يك هواپيماي جنگنده چند منظوره مجهز به حسگرهاي نسبتاً مدرن ساخته شد كه دقت عمل بسيار بالايي را دارا بود که در جنگ خليج نیز شرکت داده شد. اين مدل با قابليت سوخت گيري هوايي قادر به پرواز در دورترين نقاط نيز هست. در كل ۶۰۰ فروند از اين مدل ساخته شد كه به جز ۳ كشور سازنده طي قرارداد اليمامه در مارس ۱۹۸۶ ، ۴۸ فروند از اين مدل به عربستان سعودي فروخته شد و اجازه تعمير و خدمات آن تا سال ۲۰۲۰ اخذ شد. براي هر يك از مدل هاي ذكر شده موتورهاي گوناگوني ساخته شد كه مدل به مدل قدرتمندتر شد.
اما پس از مدتي آلمان و انگليس به فكر بهينه سازي تورنادوها افتادند. هر چه از زمان مي گذشت كشورهاي ديگر هواپيماهاي مدرن و قدرتمندتري مي ساختند و تورنادوها كه قابليت مدرنيزه شدن در حد بالايي را داشتند نيز مدرن تر شدند.
نيروي هوايي آلمان مشخصاً براي ارتقاي سطح فناوري تورنادوهاي خود و بالا بردن توانايي هاي آن آستين بالا زد. طي قراردادي كه بين شركت ELTA اسرائيل و شركت هوافضاي بنز و دايملر بسته شد، اين دو شركت در بخش ايونيك (الكترونيك هواپيما) متمركز شدند. بعد از تست يك نمونه كه از سيستم راداري جديد و كابيني مجهزتر بهره مند شده بود در سال ۱۹۹۶، اجازه بهينه سازي سري هواپيماهاي آلمان در سال ۱۹۹۸ طي قراردادي كه فقط سهم شركت اسرائيلي به ارزش ۱۵۰ ميليون دلار براي بازسازي ۶۰ فروند و پشتيباني خدماتي آنها بود، به اسرائيل داده شد.

تسليحات قابل حملGR-4
دو مسلسل ۲۶ ميلي متري - IWKA Mauser
۴ موشك ضدكشتي Eagle Anti - ship
۴ موشك Sidewinder
۴ موشك Sky Flash
۴ موشك AIM-20
۴ موشك MBDA
۴ موشك ضدتانك Brimstone
موشك كروز Storm Shadow
اما بزرگ ترين تحول براي تورنادو در نيروي هوايي انگليس اتفاق افتاد. از سال ۱۹۹۴ نيروي هوايي سلطنتي RAF شروع به بهينه سازي هواپيماهاي GR-1 خود كرد. نمونه جديد كه GR-4 نام داشت دست خوش تغييرات زيادي شد. راه هايي براي رادارگريز كردن تورنادوهاي GR-1 پيش بيني شد و نیز يك سيستم ديجيتالي ايونيك و سيستم مدرن موقعيت ياب جهانی (GPS)، يك نقشه ديجيتالي و يك تصويربردار حرارتي (Thermal Imager) به آن اضافه شد. سيستم هاي داخل كابين نيز همه مدرن شدند. كار بهينه سازي در دست موسسه هوافضاي وارتون انگليس بود كه متعهد شد هر ساله ۳۱ فروند GR-4 تحول دهد. در اكتبر ۲۰۰۱ ميلادي، ۱۰۰ فروند GR-4 به يگان هوايي انگلستان ملحق شد و قرار شد تا سال ۲۰۰۳ تمامي ۱۴۲ فروند GR-1ها به GR-4 تبديل شوند.
در سپتامبر سال ۱۹۹۹ تورنادوهاي انگليسي و F-15 و F-16 هاي آمريكايي ۵۴۵۸ ساعت پرواز در نواحي شمالي و جنوبي عراق داشتند كه اغلب اوقات پشتيباني هواپيماهاي آواكس (Awacs) را بر عهده داشتند. براي مناطق جنوبي از پايگاه هاي خود در عربستان و كويت بلند مي شدند و براي تجسس مناطق شمالي نيز از مبداء تركيه به پرواز بر فراز عراق در مي آمدند.

از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید :
MiG-31A
کشور سازنده : شوروی سابق
هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
تعداد سرنشین : 2 نفر
ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
طول : 21.5 متر
طول بال : 14 متر
ارتفاع : 6.6 متر
حداکثر سرعت : 3 ماخ
وزن خالی : 22 تن
وزن استاندارد : 37 تن
حداکثر وزن : 47 تن
نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
حداکثر برد : 3300 کیلومتر
شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73
MiG-31BM
این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.
نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.
توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است.
نوع تسلیحات :
یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار
توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h

چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM :
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
250 نفر برای سوار کردن قطعات آن در 54 ساعت
2500 نفر برای قرار دادن لبه ها و پایه های آن در زمین که با توجه به وضعیت زمین سه تا شش هفته طول میکشید.

Weight of gun and mounting: 1,350 t
Length of gun: 47.3 m
Height of gun: 11.6 m
Width of gun: 7.1 m
Barrel length: 32.48 m
Propulsion 2 x Oil Electric D311 691 kW locomotives (DRG class V188)
Maximum elevation: 48° (or 65°; sources differ, may refer to different mountings)
Weight of propellant charge: 2,500 lb (1134 kg) in 3 increments
Rate of fire: 1 round every 30 to 45 minutes or typically 14 rounds a day
مهمات
این توپ قادر به پرتاب گلوله هایی با وزن بیش از 7 تن با برد بیش از 37km بود که این گلوله ها توانایی نفوذ در 10m بتون مسلح یا 1m فولاد را داشت و از دو نوع گلوله زیر استفاده می کرد
High Explosive
Weight of projectile: 4.8 t (4,800 kg)
Muzzle velocity: 820 m/s
Maximum range: 48 km
Explosive mass: 700 kg
Crater size: 30 ft (10 m) wide 30 ft (10 m) deep.
AP Shell
The main body was made of chrome-nickel steel, fitted with a aluminium alloy ballistic nose cone.
Length of shell: 3.6 m
Weight of projectile: 7.1 t (7,100 kg)
Muzzle velocity: 720 m/s
Maximum range: 38 km
Explosive mass: 250 kg
Penetration: 264 ft (80 m) of reinforced concrete was claimed, but this seems extremely unlikely. In testing it could certainly penetrate 7 metres of concrete at maximum elevation (beyond that available during combat) with a special charge

مقایسه گلوله با تانک T-34
در سال 1934 سر فرماندهی ارتش آلمان (OKH) به شرکت Krupp در شهر Essen سفارش ساخت توپی را داد که توانایی نابودی 7m بتون مسلح یا 1m ورق زرهی را داشته باشد و برد آن بیش توپ های موجود باشد. هدف از ساخت این توپ نابودی خط دفاعی Maginot فرانسه بود.
مهندس این شرکت Dr. Erich Müller محاسبه کرده بود که این توپ دارای کالیبر 800mm و وزن بیش از 1000 تن و لوله ای با طول 30m و گلوله هایی با وزن 7 تن است.این محاسبات به این معنی بود که برای حمل آن به دو خط راه آهن نیاز است.
شرکت علاوه بر کالیبر 800mm کالیبر های 700mm , 850mm و 1000mm را هم بررسی کرد .البته کار مهمی در این زمینه انجام نشد تا اینکه هیتلر در سال 1936 از آنجا بازدید کرد.سرانجام طراحی بر اساس کالیبر 800mm آغاز شد و در سال 1937 به پایان رسید . کار ساخت آن در سال 1937 آغاز شد و قرار بهد که مدل نهایی در بهار 1940 اماده شود اما مدل آزمایشی با تاخیر در سال 1939 آماده شد و برای ازمایش به Hillersleben فرستاده شد.
پس از ازمایش های موفقیت آمیز نمونه ی آزمایشی نابود شد و دستور ساخت دو نمونه از ان داده شد که اولی Gustav و دومی Dora نام داشت.
برای جابجایی توپ شاسی خاصی طراحی شد که بر روی دو ارابه که هر کدام 20 محور 40 چرخ و در کل 80 چرخ داشتند سوار می شد و بر روی دو ردیف موازی ریل حرکت می کرد.

B-2 اسپريت يک بمب افکن چند منظوره است که قادر به حمل بمب های هسته ای و متعارف می باشد. تکنولوژی به کار رفته در ساخت اين هواپیما، B-2 را به مهمترین پروژه در برنامه ی مدرن سازی ناوگان بمب افکن های آمریکا يی تبدیل کرده است. B-2 در زمان کوتاهی می تواند به هر نقطه از جهان پرواز کند و مناطق در نظر گرفته شده را بمباران کند؛ حتی اگر اين مناطق در پشتِبانی سامانه های دفاعی نفوذ نا پذير باشند.
همانند B-1B و B-52 ، B-2 نیز مانند همه ی بمب افکن های سرنشین دار قابلیت بالاِيی برای نفوذ به تاسیسات دفاعی را دارد. همچنین ویژگی استتار یا پنهانکاری توانایی بی همتایی برای نفود به پیشرفته ترین سامانه های دفاعی دشمن را به اسپريت داده است. اين قابلیت ها B-2 را به يک بمب افکن متناسب با نیاز های قرن 21 تبدیل کرده است.
B-2 با ترکیب تکنولوژی استتار، ايروديناميک موثر و گنجایش بالای حمل بار مفید امتیاز بزرگی در مقابل بمب افکن های موجود دارد. قابلیت استتار یا پنهانکاری آزادی عمل بیشتری برای فعّالیت در ارتفاعات بالا به اين هواپیما داده است. اين ویژگی باعث افزایش برد ماموریت و دید گسترده برای حسگر های هواپیما شده است. بطوری که آن را قادر ساخته تا مسافت 110و11 کیلومتر را بدون سختگیری طی کند.
قابلیت استتار B-2 از کاهش قابل توجه اثرات آشکار ساز سازه مانند اثرات فرو سرخ، امواج صوتی، امواج الکترومغناطيسی ( که باعث آشکار شدن هواپیما در صفحه ی رادار می شوند.) حاصل شده است. اين ویژگی سبب شده تا دقیق ترین سامانه های دفاعی نیز قادر به رهگيری و انهدام B-2 نباشند.
با اینکه بسیاری از ویژگی های پنهانکاری اسپريت همچنان مخفی نگه داشته شده؛ میتوان گفت مواد کامپوزیتی به کار رفته در سازه، پوشش مخصوص بدنه و طراحی "بال پرنده " مهمترین عوامل در تبدیل B-2 اسپريت به یکی از بهترین پنهانکارهای حال حاضر باشند.
B-2 به کمک “سیستم هدفگیری GPS " یا GATS و" بمب های مجهز به GPS یا JDAM و رادار الکترونیکی خود کارش (APQ-181) قادر است تا اشتباهات مرکز هدایت عملیات را اصلاح کند و با دقتی حتی بیشتر از سلاح های هدایت لیزری هدف را شناسایی کند. اسپريت با داشتن 000و1 تا 000و2 پوند بار مفید (بمب) میتواند 16 هدف را در يک مانور بمباران کند. با افزایش اين مقدار تا 5000 پوند اين تعداد میتواند به 80 هدف در هر مانور افزایش یابد.
خدمه ی B-2 شامل دو خلبان است. جایگاه خلبان در طرف چپ و فرمانده ی عملیات در طرف راست کابین قرار دارد. کاهش تعداد خدمه پرواز در B-2 نسبت به B-1B و B-52 که به ترتیب چهار و پنج خلبان داشتند نیز يک امتیاز محسوب میشود. برای افزایش کیفیت عملکرد خلبانان در پرواز های طولانی برنامه ی استراحت دوره ای برای آنها ترتیب داده شده است. بیشتر سیستم های الکترونیکی B-2 به طور اتوماتیک کار می کند و (بر خلاف هواپیما های سر نشین دار) به یکی از خلبانان امکان میدهد : بخوابد، غذای گرم سرو کند و از توالت کابین استفاده کند؛ در حالی که خلبان دوم هدایت هواپیما را بر عهده دار
تحقيق بر روی B-2 عنوان يک پروژه ی سیاه از اواخر دهه ي 70 شروع شد. در ابتدای توسعه ابن پروژه با نام بمب افکن ارتفاع بالا (HAPB) خوانده می شد. بعد ها نام بمب افکن تکنولوژی پیشرفته (ATB) را به خود گرفت و در آخر با نام B-2 اسپريت در دفتر نیروی هوايی ثبت شد. بودجه ای بالغ بر 35 میلیون دلار به طور مخفیانه برای تحقیق بر روی ابن پروژه اختصاص یافت که در سال 1985 با تغيير طراحی هواپیما و بازنگری کلی طرح مقدار قابل توجهی به اين بودجه افزوده شد. اين بازنگری در راستای اصلاح و B-2 از يک بمب افکن ارتفاع بالا به يک بمب افکن ارتفاع پايين (LAB) انجام شد.
هزینه ی ساخت هر هواپيما در سال 1994، 727 ميليون دلار گزارش داده شد؛ هر چند که دفتر برنامه ریزی ارتش سه سال بعد با احتساب هزينه ی قطعات يدکی، اصلاح برخی بخش های طرح و تجهیزات جانبی، متوسط قیمت هر فروند 21 میلیارد دلار تخمين زده شد.
در سال 1992، جورج اچ دبلیو بوش، سياست کاهش تعداد بمب افکن ها ی در دست ساخت را از 135 عدد به 20 عدد اعلام کرد که بعد ها با اضافه شدن يک فروند اسپريت تمرينی به اين ناوگان، به 21 عدد افزايش يافت. کارشناسان فروپاشی شوروی سابق را دليل اين کاهش ناگهانی در خط توليد B-2 می دانند که باعث تغيير کلی اهداف عملیاتی اين بمب افکن شد.
B-2 اولين بار در 27 نوامبر 1988 در آشيانه اش در شاخه ی 42 نيروی هوايی در پالمديل کاليفرنيا به نمايش درآمد و اولين پرواز آن در 17 جولای 1989 انجام شد. به دليل تعداد کم، قيمت بالا و تکنولوژی های سری به کار رفته در طراحی هواپيما هيچ يک از اسپريت ها در آينده نزديک برای بازديد روزانه ی عموم به نمايش در گذاشته نخواهد شد. به اين حال اسپريت به مناسبت های مختلف در نمايشگاه های هوايی ظاهر می شود. آخرين نمايش عمومی B-2 اسپريت در ژوئن 2005 در پايگاه نيروی هوايی در اوکلاهما بود.
توانايی جنگ افزاری B-2 اولين بار در عمليات نيروهای متحد در جنگ کوزو به اثبات رسید. در اين عمليات B-2 مسئول تخريب 33 درصد از اهداف صرب ها در 8 هفته ی اول جنگ بود. در اين ماموریت B-2 بدون توقف از آشيانه اس در پايگاه وايتمن به کوزو پرواز کرد و به میسوری بازگشت. B-2 با 6 نوبت پرواز طولانی ترين ماموريتش را در پشتیبانی عمليات افغانستان به انجام رساند. به اين حال نقش B-2 در افغانستان به اندازه ی عراق پررنگ نبود. مهمترين عمليات رزمی B-2 در جنگ عراق صورت گرفت. کارشناسان قبل از شروع جنگ پيش بينی می کردند عمده ی بمباران ها بر عهده ی F-117 پنهانکار باشد؛ با اين حال B-2 با 22 بار حمله از پايگاه ديگوگارسيا در اقيانوس آرام و 27 بتر حمله از پايگاه اصليش در ميسوری(وايتمن) و آزاد کردن بيش از يک و نيم ميليون پوند مواد منفجره خلاف پيشبينی ها عمل کرد و بدون حتی يک بار رهگيری وشناسايی شدن در صفحات رادار دشمن توانايی پنهانکاری فوقالعاده اش را به همگان ثابت کرد.
عمليات بمباران B-2 در جنگ عراق از پايگاه های ديگو گارسيا و وايتمن به ترتيب 30 و 50 ساعت به طول انجاميد. بمب های استفاده شده در اين عمليات از نوع JDAM538 بودند که با پشتيبانی ماهواره های GPS پس از فرود تعيين موقعيت می شدند.
B-2 ، به عنوان يک بمب، افکن هيچ يک از راه های معمول جنگنده ها مانند درگيری در نبرد يا شليک موشک ؛ نمی تواند از خودش محافظت کند. در واقع تنها محافظ اسپريت از نابودی مسلم بوسيله ی موشک های بالستيک ، توانايی پنهانکاری آن است. اين ویژگی در B-2 به قدری موثر و کارا اجرا شده که تا کنون هيچ راداری نتوانسته آن را شناسايی کند.
مدل کلی: بمب افکن سنگین چند منظوره
موتور: F118-GE-100جنرال الکتريک چهار موتور
قدرت پيشران ها :17.300 پوند برای هر موتور
طول بال:متر 52.12
طول هواپيما:متر 20.9
ارتفاع:متر5.1
وزن:تن72.5
حداکثر وزن بلند شدن: تن 171.0
گنجایش سوخت: گيلوگرم 75750
بار مفيد قابل حمل : تن 152.6
برد: بين قاره ای
خدمه: دو خلبان
سرعت: 760Km/h بالای حد فرو صوت




سلاحهای ضد ماهواره يا ASATها تسليحاتی هستند که برای انهدام ماهواره ها در راستای اهداف نظامی طراحی شده اند . در حال حاضر فقط ايالات متحده ، روسيه و جمهوری خلق چين قادر به توليد و بهره گيری از اين تسليحات هستند همراه با هندکه اخيرا اعلام داشته به تکنولوژی ساخت اين سلاح ها دست پيدا کرده است . در 11 ژانويه 2007 چين يک ماهواره ی هواشناسی کهنه را در مدارش منهدم نمود که تنها آزمايش ASAT ها از دهه ی 80 به بعد محسوب می شود .
طراحی و گسترش سلاح های ضد ماهواره مراحل گوناگونی را طی کرده است . نخستين قدم برای روسيه و آمريکا در راه دستيابی به ASAT ها , موشک های هوا پرتاب بودند که تکنولوژی اوليه شان قبلا به خوبی شناخته شده بود . در سال 1950 آمريکا شروع به آزمايش اين سامانه ها کرد ولی نتايج اوليه بسيار نااميدکننده بود . اولين پرتاب آزمايشی موفق به پيمودن مسافتی بِش از 6000 مايل نشد و در راستای تلاش های نا موفق بعدی سر انجام اين پروژه در 1963 متوقف شد و همزمان با آن آزمايش هايی که در نيروی هوايی ايالات متحده در دست اجرا بود نيز لغو گرديد گرچه پروژه های کوچکتر ASAT ها نيز تا اوايل دهه 70 پيشرفت چندانی در اين ارگان نداشتند . در 1976 شوروی سابق شروع به اجرای برنامه ی مشابهی کرد و موفق به ساخت و به کارگيری اولين نسل از موشک های ضد ماهواره شد . ايالات متحده که از پيشرفت های شوروی در اين زمينه نگران بود پروژه ASAT ها را در نيروی هوايی آمريکا (USAF) از سر گرفت و در سال 1977 از اين موشک ها برای هدف قرار دادن ماهواره ها در مدار های پاييِِن استفاده کرد . در جريان عمليات آزمايشی که در سال 1983 به انجام رسيد يک موشک سه مرحله ای ASM-135 توسط يک جنگنده F-15 ايگل پرتاب شد که حامل يک ردياب کوچک (MHV) برای دنبال کردن هدف و انهدام آن در حين حرکت بود . اين موشک ها اولين بار در 1985 رهگيری هدف واقعی را بر روی ماهواره ی آمرِکايی P78 SolWind با موفقيت به انجام رساندند .
استفاده از انفجارات اتمی در ارتفاعات بالا به منظور تخريب ماهواره ها بعد از آزمايش اولين سامانه موشکی متعارف(1) (برنامه ی دومينيک يک) در دهه 60 مورد بررسی قرار گرفت . استفاده از تکنولوژی رديابی هدف در اين موشک ها بی مورد به نظر می آمد ، در حالی که يک انفجار هسته ای برای انهدام ماهواره ای که در فاصله يک هزار کيلو متری موشک قرار داشت کافی بود . هر چند شعاع تخريب بسيار بالا , پتانسيل گسترش تشعشعات هسته ای ومضرات(2) EMP سبب شد بهره گيری از سامانه های ضد ماهوارهای غير متعارف هيچ گاه به مرحله اجرا نرسد . با وجود همه تهديداتی که سلاح های اتمی برای محيط زيست داشتند ؛ آمريکا از سال 1962 شروع به آماده سازی موشک های هسته ای Nike Zeus برای مقاصد ضدماهواره نمود . اين موشک با عنوان DM-15S و اسم مستعار Mud flap تا سال 1966 در آتول واجلين مستقر شد ولی در همان سال با تصميم نيروی هوايی آمريکا مبنی بر لغو گسترش ASAT ها برچيده شد . اين وقفه در برنامه تحقيقاتی ASAT ها تا سال 1972 به طول انجاميد . ايالات متحده همچنين تعدادی از تسليحات هسته ای ارتفاعات بالا را در چند عمليات آزمايشی امتحان کرد و در طی يِک انفجارMT 4/1 در ارتفاع 400 کيلومتری بالای اقيانوس آرام سه ماهواره را منهدم نمود و به سيستم برق رسانی و ارتباطات مناطق عرضی اقيانوس آرام خساراتی وارد کرد . به دنبال اين اقدام ، پيمان فضايی سال 1967 استقرار تسليحات هسته ای غير متعارف را در مدار زمين ممنوع اعلام کرد وليکن انهدام ماهواره ها را به طور مستقيم توسط سلاح های هسته ای زمين پايه يا هواپايه بلامانع دانست .
عمليات تخريب ماهواره ها توسط هر سلاحی که قادر به قطع ارتباط بين ماهواره و مرکز کنترل باشد انجام میگيرد . ايجاد اختلال در سيستم فعاليت ماهواره ها میتواند در مدار خود ماهواره ، لينک های اطلاعاتی يا سامانه های مستقر در زمين صورت گيرد . عمليات تخريب ماهواره ها را می توان به دو دسته ی ماموريت های سرنشين دار و بدون سرنشين تقسيم کرد . در ماموريت های گروه اول خلبان هواپيما را در مدار ماهواره و سر راه آن قرار می دهد تا قادر به از کار اندازی يا گير انداختن ماهواره شود ؛ اما استفاده از سيستم های خودتخريبگر هسته ای در ماموريت های بدون سرنشين باعث افزايش ضريب خطر برای ديگر ماهواره ها در مدار های مجاور می شد به همين دليل استفاده از هواپيما های سرنشين دار مجهز به سلاح های تخريبگر جايگزين اين طرح گرديد . البته لغو ماموريت های بدون سرنشين دلايل ديگری نيز داشت . اين ماموريت ها همان مشکلاتی را داشتند که موشک های هواپرتاب با آنها مواجه بودند . سيستم هدايت و رديابی نمی توانست اصابت به هدف را به خوبی تضمين کند . ماموريت های بدون سر نشين شامل طرح هايی چون ماهواره های خودتخريبگر ، فضاپيما های رهگير تک منظوره و اکتشاف گر های فضايی می شدند .
شوروی ماهواره های خودتخريبگر را برای اهداف نظاميش انتخاب کرد که ساده ترين و ارزان ترين راه برای از رده خارج کردن ماهواره ها بودند . اين طرح (3) (IS) نام داشت ، به معنی هدفگير ماهواره ها يا به طور دقيق تر تخريبگر ماهواره ها . کار گسترش اين طرح از اوايل دهه ی 60 آغاز گرديد و اولين ماهواره آزمايشی نيز در 1968 ساخته شد . فعاليت های اصلی مرتبط با پروژه مزبور در سال 72 بعد از انعغاد پيمان(4) SALT I متوقف شدند ولی سامانه های جانبی همچنان در بعضی مناطق مستقر بودند و آزمايش ايده های جديد تا نزديکی سال 82 ادامه يافت . اين در حالی بود که روند توسعه ساير طرح ها تحت تاثير سيستم های پيشرفته ASAT مستقر در مدار بسيار کندتر از حد معمول پيش میرفت . هر چند هنوز هم امکان استفاده روسيه از سامانه های ASAT مستقر در مدار ، در دهه های 60 و70 ، موضوع داغی برای بحث است ؛ به دنبال آزمايش سامانه های زمين پايه روسيه (پروژه Terra- 3) در سال 1970 ، گزارش هايی از کور شدن ماهواره های جاسوسی آمريکا در دهه های 70 و 80 دريافت شد که حاکی از موفقيت آميز بودن پروژه Terra-3 دارد . در اواسط دهه 70 تخمين زده می شد که سه چهارم ماهواره های مستقر در مدار ، برای مقاصد نظامی استفاده می شدند . همچنين گفته می شود آزمايشی که چين در سال 2006 انجام داد با هدف کور کردن يکی از ماهواره های جاسوسی آمريکا بوده است . از ديگر تلاش هاي روسيه در راستاي اهداف نظامی در فضا می توان از قابليت ضدماهواره ای ايستگاه های فضايی روسی در برنامه آلماز نام برد هر چند که جزئيات اين برنامه هنوز بازگو نشده است .
نوآوری ها و اختراعات در عصر دفاع استراتژِيک به طور گسترده ای بر روی طرح های دفاعی در مقابله با سر های جنگی هسته ای متمرکز شده بود که بعضی از آنها توانايی کورکردن با ماهواره ها را نيز داشتند . در اين دوران شوروی از سامانه های هم مدار استفاده کرد که از موشک های مجهز به کلاهک های غير اتمی تشکيل شده بودند . در سامانه های هم مدار موشک زمانی پرتاب می شد که سيستم ارتباط زمينی ماهواره از بالای سکوی پرتاب گذر میکرد ؛ بدين ترتيب ماهواره هدف مورد شناسايی قرار می گرفت و،موشک به مدار ماهواره و به نزديکی آن پرتاب می شد . 90 تا 200 دقيقه (يک يا دو بارگردش به دور زمين ) طول می کشيد تا موشک به اندازه کافی به هدف نزديک شود . اين موشک ها توسط راداری که روی آنها نصب شده بود ، هدايت می شدند . به اين ترتيب که رادار، ماهواره هدف را تشخيص میدهد ، حرکت موشک را با مسير ماهواره هماهنگ می سازد و در آخر آن را به طرف هدف هدايت مي کند و ماهواره منهدم می شود . ترکش های حاصل از اين انفجار گاهی تا 1400 کيلوگرم وزن دارند و میتوانند برای مدارپيما های ديگر که تا شعاع يک کيلومتری هدف در حرکت هستند ، خطرناک باشند . آزمايش سيستم های ضدماهواره ی روسيه در دهه های 60 تا 80 هرچند ابتدايي ، ولی موفقيت آميز بودند بطوری که بين اکتبر 1968 و ژوئن 1982 نه موشک از چهارده موشک آزمايشی در نظر گرفته شده که مجهز به سيستم هدايت راداری بودند با موفقيت پرتاب شدند .
از دست آورد های ديگر عصر دفاع استراتژيک ، می توان سلاح های انرژی مستقيم ( ليزر پرتو X که توسط انفجار اتمی تغذيه می شود) نام برد . اين سلاح ها در آزمايشگاه ملی ليورمور آمريکا (LLNL) در سال 1968 ساخته شدند . يکی از طرح هايی که بر پايه ليزرها و ميزرهای غير اتمي در اين مرکز مورد آزمايش قرار گرفت ؛ دستگاهی متشکل از يک ليزر ثابت و آيينه ای تنظيم شونده – که بر روی خود ماهواره نصب میشد – بود . آزمايشگاه ملی ليورمور تحقيقات بر روی طرح مذکور را ادامه داد ولی گسترش قسمت های مربوط به ليزر پرتو X در 1977 متوقف شد . (هر چند تحقيقات بيشتر بر روی اين ليزر ها طی برنامه(5) SDI در دهه 80 ادامه يافت . ) شوروی تحقيقات بر روی سلاح های انرژی مستقيم را از سال 1976 بار ديگر تحت پروژه Fon از سر گرفت ولی تکنولوژی لازم برای ساخت و تجهيز ليزرهای گازی ديناميکی پر قدرت و سيستم های پرتوی ذرات باردار يا خنثی تا مدت ها دور از دسترس دانشمندان روسی بود . در اوايل دهه 80 روسيه در رقابت با سامانه های هواپرتاب ASAT آمريکا ، با استفاده از يک ميگ Mig-31 به عنوان سکوی پرتاب ، شروع به گسترش موازی برنامه های هواپرتاب کرد . در 1982 ايالات متحده يکی از سيستم های هواپرتاب خودش را که تجهيزات هواپرتاب مينياتوری(ALMV) ناميده می شدند ، آزمايش کرد . ين سامانه ها از يک F-15 حامل يک موشک ضدماهواره(6) (ASM) – که مستقيماً زير خط مرکزی هواپيما قرار می گرفت – تشکيل می شد . F-15 مورد نظر برای اين هدف خاص طراحی شده بود می توانست موشک را به باتری ذخيره ، ميکروپردازشگر ِجت و ارتباط اطلاعاتی با سيستم هدايت ميان مرحله ای مجهز کند. اولين پرتاب يک موشک ضدماهواره در ژانوِيه 1984 انجام شد . اين موشک قرار بود از يک نقطه مجازی در فضا عبور کند . در پرتابی ديگر در همان سال سه موشک ضدماهواره آمريکايی با هدف اصابت به سه منبع فرو سرخ در اتمسفر شليک شدند . به دنبال اين آزمايش های موشکی ، ايالات متحده سرانجام در سال 1985 يکی از ماهواره های آمريکايی را با موشک منهدم کرد .
در اين مانور که در 13 سپتامبر 1985 انجام پذيرفت ؛ اولين موشک ضدماهواره با هدف انهدام يک مدارگرد واقعی پرتاب شد . در طی اين عمليات يک جت F-15 از پايگاه ادوارد نيروی هوايی آمريکا برخاست و تا ارتفاع 80 هزارپايی صعود کرد سپس موشک را به صورت عمودی به خارج از جو پرتاب نمود . هدف مورد نظر Sol Wind-p78-1 يک ماهواره طيف شناسی اشعه گاما بودکه در مداری در ارتفاع 55 کيلومتری زمين پرواز می کرد و در سال 1979 در فضا قرار داده شده بود .
پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی در سال 1991، پيشنهادهايی به صنايع دفاع روسيه برای استفاده از اين هواپيما (F-15) به عنوان سکوی پرتاب – برای در مدار قرار دادن پکيج های بازرگانی يا علمی ، تحقيقاتی – داده شد که مورد استقبال قرار گرفت .
شروع عصر دفاع استراتژيک ، برنامه های ASAT روسيه و آمريکا را چند مرحله جلو انداخت ؛ زيرا هسته اصلی پروژه های ASAT به موشک های بالستيک ضد ماهواره(7) (ABM) وابسته بودند و بر عکس . برنامه آمريکا اين بود که از MHVها ( تجهيزات کوچک رديابی که قبلاٌ طراحیکرده بود ) به عنوان تکنولوژی اصلی مجموعه های فضاپايه بهره گيرد . اين مجموعه ها 40 ايستگاه در مدارهای متفاوت را در بر میگرفت که مجهز به هدف گيرها و ردياب های جنبشی برای انهدام مدارپيما ها بود . در 1988 برنامه ی مذبور به يک پروژه چهار مرحله ای ارتقا پيدا کرد که مرحله اول از يک سامانه دفاعی Brilliant Pebbles تشکيل می شد .
اين سامانه شامل 4600 فضاپيمای رهگير (مجهز به سيستم های رديابی KE ASAT) ، هريک با وزنی معادل45 کيلوگرم ، در مدارهای پايين اطراف زمين بود . مرحله بعدی سکوهای بزرگتری را در مدار مستقر می کرد و مرحله سوم و چهارم شامل سلاح های ليزری و پرتو ذرات باردار بود که تحت جريان پروژه MIRACL در حال تکميل بودند . طبق جدول زمان بندی برنامه های پنتاگون ، قرار بود مرحله اول با بودجه ای بالغ بر 125 ميليارد دلار تا سال 2000 تکميل شود .
بررسی های بيشتر در مراکز تحقيقاتی روسيه و آمريکا نشان می داد که امکانات لازم – حداقل برای سلاح های انرژی مدار پايه – با تکنولوژی روز تقريباُ غير قابل دسترس است . با اين حال احتمال درگيری های نظامی و امکان پيشرفت طرف مقابل در استفاده از تکنولوژی های نوين ، روسيه را واداشت تا سرمايه کلانی را به دوازدهمين برنامه پنج ساله اش اختصاص دهد . روسيه در نظر داشت با سرمايه گذاری های بزرگ در بخش های نظامی توانايی های لازم را برای مقابله ی تسليحاتی با آمريکا تا ابتدای قرن 21 بدست آورد . به همين منظور بخش های مختلف اين برنامه را تحت کنترل ( GUKOS ) قرار داد .
به هر حال در سال 1989 هر دو کشور سياست کاهش سرمايه گذاری در حوزه های نظامی را در پيش گرفتند و به دنبال آن روسيه همه تحقيقات SDI را از سال 1992 به بعد ناتمام رها کرد ؛ اما امروزه تحقيقات و گسترش اين تکنولوژی ها ( هم سامانه های ASAT و هم ديگر تسليحات فضاپايه ) تحت حمايت دولت ولادمير پوتين از سرگرفته شده است . گفته می شود اين فعاليت ها در پاسخ به تجديد دفاع استراتژيک آمريکا و بی توجهی اين کشور به « پيمان موشک های ضد بالستيک » است ، هر چند جدی بودن اين فعاليت ها و جگونگی نظارت « اداره ِ بين المللی اکتشافات نظامی » بر آنها هنوز در هاله ای از ابهام باقی مانده . ( از جمته اقداماتی که آمريکا در تجديد دفاع استراتژيک خود شروع کرده ، شامل تجهيزاتی است که می تواند اساس تسليحات ضدماهواره ای قرار گيرد . برنامه ها در راستای اقدامات مذبور شامل سامانه ی آزمايشی فضاپيمای XSS11 ، آزمايش ميدان کوچک اشعه فروسرخ (NFIRE) (9) و هواپيمای رهگير فضاپايه(10) (SBI) می شوند .
در ساعت 11 , 5:28 pm EST ژانويه 2007 ، جمهوری خلق چين يک ماهواره ی هواشناسی FY-1cکهنه را با موفقيت منهدم کرد . اين عمليات توسط يک موشک ASAT بالستيک ميان برد ، با سر جنگی جنبشی انجام گرفت . FY-1c يک ماهواره هواشناسی از سری Feng Yun با وزن تقريبی 750 کيلوگرم بود که در سال 1999 به فضا پرتاب شد . اين ماهواره زمين را در يک مدار قطبی در ارتفاع 735 مايلی (865 km) دور می زد . آزمايش مذبور واکنش تند برخی از کشور ها را به دنبال داشت . شايد به اين دليل که دولت چين تا 23 ژانويه از تائيد رسمی اين آزمايش خودداری کرد ولی بيشتر به خاطر افزايش خطر پسماند های فضايی که اين تست به همراه داشت و البته به خاطر رقابت تسليحاتی – فضايی که ممکن است به دنبال داشته باشد . رئيس سازمان ملل در واکنش به اين اقدام گفت : آزمايش يک سلاح ضد ماهواره با تلاش های بين المللی برای جلوگيری از يک رقابت نظامی در فضا مغايرت دارد و امنيت فضای خارج از جو را تحت تاثير قرار مي دهد . »
1.ِ Dominic I دومينيک يک شامل 105آزمايش هسته ای بود که در 1962 و 1963 توسط آمريکا طرح ريزی شد . آزميش هايی که در اقيانوس آرام انجام شد با نام دومينيک يک و آنهايی که در صحرای نوادا صورت گرفت به دومينيک دو معروف است .
2. ElectroMagnetic Pulse
3. IS: Interceptor of Satellites
4. SALT I :پيمان محدوديت سلاح های استراتژيک بين روسيه و آمريکا
5. SDI يکی از طرح های دفاع استراتژيک که در زمان رياست جمهوری رونالد ريگان ، در مارچ 1983، با هدف محافظت از آمريکا در برابر موشک های بالستيک ضدماهواره بوسيله سامانه های زمين پايه يا هواپايه صورت گرفت .
6. ASM : Anti Satellite Missile
7. ABM : Anti Ballistic Missile
8. GUKOS : نيروی هوايی روسيه
9. Near Field Infrared Experiment
10. Space-Based Interceptor
این هم عکس هایی از صلاح های ضد ماهواره:




از سال 1986 گزارشهاي دريافتي از ايران حاکي از برنامه توسعه و پيشرفت موشک بالستيکي ميان بردي بود که نامهاي مختلفي از قبيل Shahab 3،Shihab 3،Shehob 3 و يا Zelzal براي آن برگزيده شده بود.در سال 1993 ايران و کره شمالي همکاريهاي بسيار نزديکي را در جهت برنامه توسعه و پيشرفت موشکهاي سوخت مايع يک مرحله اي No-dong 1 و No-dong 2 آغاز کردند و احتمالا در همان زمان پاکستان نيز براي توسعه و پيشرفت موشکهاي Ghauri1/2 خود به اين برنامه ملحق شد. طراحي موشک No-dong کره شمالي بر اساس تکنولوژي ساخت موشک روسي SCUD B بنا نهاده شده بود که بعدها نيز امتياز ساخت موشکهاي SCUD B و SCUD C را نيز در اختيار کره شمالي قرار داد و آنها نيز نسخه بعدي آن را به ايران فروختند.
موشکهاي No-dong و شهاب ٣ که به نظر ميآيد طراحي آنها بر اساس موشکهاي SCUD مدل B و C باشد شايد تنها در مقياس (کوچکتر يا بزرگتر بودن) تفاوت اندکي با هم داشته باشند.
گزارشهاي ارسالي از ايران حاکي از آن است که ايران در حال بررسي خريد امتياز موشک شهاب No-dong کره شمالي و مجموع 150 فروند از اين موشکها ميباشد. همچنين ايران در نظر دارد که تمامي مراحل آزمايش برد و پرتاب اين نوع موشکها را در داخل خاک ايران انجام دهد،زيرا کره شمالي با شرايط سختي براي اين آزمايشها از قبيل :عدم صدور مجوز براي پرواز اين موشکها بر فراز خاک ژاپن از سوي اين کشور و فشار وارده از سوي چند کشور جهان از جمله آمريکا به کره شمالي براي ترک سريع برنامههاي موشکي ايران روبه رو است .
در سال 1997 ايران مشغول انجام آزمايش و تست هفت موتور براي توسعه ي برنامه هاي موشکي خود بود که اين موشک شهاب ٣ ناميده ميشد. منابع خبري معتقدند که کره شمالي در فاصله سالهاي 1994 تا 1995 تعداد اندکي موشک احتمالا 5 تا 12 فروند No-dong به همراه 4 خودروي مخصوص حمل موشک به ايران تحويل داده است و اين تحويلها به علت فشار چندين کشور به کره از جمله آمريکا متوقف شد و بار ديگر از سال 1997 از سر گرفته شد. آنچه به نظر ميرسد اين است که توسعه و ظهور موشک شهاب ٣ ابتدا با مجوز صنايع هوافضاي ايران ودر نهايت مجلس به انجام رسيد و وظيفه آزمايش و نگهداري و عملياتي نگاه داشتن آن به صنايع موشکي همت در تهران سپرده شد که اين مرکز با در اختيار داشتن موتورهاي موشک و تانکرهاي سوخت ساخته شده در يک مرکز بزرگ و وسيع زير زميني واقع در خوجان به خوبي از انجام ماموريت محوله برآمده است. 
برد موشکی موشک شهاب ۳
در آوريل 1998 برنامه پرواز آزمايشي موشک بالستيکي ميان برد خود را که نام Ghauri 1 يا Hatef برآن نهاده شده بود به اجرا گذاشت که به نظر ميرسيد بسيار شبيه موشکهاي شهاب ٣ ايران و No-dong کره شمالي باشد که در نهايت باعث امضاي توافقنامه اي مشترک براي ساخت کمپانياي واحد جهت برنامههاي موشکي ميان سه کشور مزبور شد. به نظر ميرسد که تکنولوژي ساخت موشکهاي No-dong 1 و No-dong 2 از کره شمالي به ايران و پاکستان فرستاده شده است و به همين دليل موشکهاي شهاب ٣ و Ghauri 1 يا Hatef 5 بسيار به هم شبيه هستند. اولين برنامه پرواز آزمايشي موشک شهاب ٣ در ژولاي 1998 انجام شد دو فروند از اين نوع موشک نيز در سپتامبر 1998 به نمايش عمومي در آمد. يک منبع وابسته به منابع اسرائيلي گزارش کرد که ايران در حال ساخت و توسعه يک کلاهک هسته اي براي موشک شهاب ٣ ميباشد ، اما اين گزارشات از سوي مقامات ايراني تائيد نشده است. در سپتامبر 2000 يک موشک شهاب 3 مدل D آزمايش شد که ايرانيها عنوان کردند که از آن به عنوان نخستين وسيله پرتاب ماهواره در ايران استفاده خواهند کرد. اين موضوع نشان مي دهد که موتور استاندارد شهاب ٣ ابتدا يک موتور با سوخت جامد دو مرحله اي بود.
برد موشكهاي نسل جديد «شهاب ۳»، در مقايسه با سري قبلي حدود ۱۰۰ درصد ارتقا پيدا كرده و از ۱۳۰۰ كيلومتر به ۲۵۰۰ كيلومتر افزايش يافته و خطاي هدفگيري که در نسل قبلي نسبت به برد آن ۸ در دههزار بوده، در نسل جديد، به ۲ در دههزار كاهش يافته است. نكته ديگر، سيستم اختصاصي ناوبري موشكهاي شهاب است كه موجب شده كساني كه ادعا دارند ايران اين موشك ها را از كشورهاي ديگر تهيه كرده است، اما اين سيستم ناوبري و الكترونيكي ساخته شده توسط متخصصان ايراني، جاي شبهه اي را باقي نگذاشته است. اين سيستم علاوه بر آنكه قدرت شناسايي و اصابت به اهداف را به گونه اي بسيار دقيق در اختيار ايران قرار داده است كه علاوه بر اطمينان از برخورد موشك به هدف موردنظر، در صورت خروج از مسير تعيين شده نيز مي تواند آن را تصحيح كرده و درصد اطمينان از برخورد را به نحو چشمگيري افزايش دهد. نكته ديگر در خصوص بهينه سازي استفاده از موشك هاي شهاب، تغيير زاويه شارژ موشك شهاب است كه از اين پس با زاويه صفر با سطح افق مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تغيير موجب مي شود تا فواصل آماده سازي شليك موشك ها كمتر شده و قدرت متحرك سازي شليك ها را افزايش مي دهد تا شليك هايي نامحدود در زمانهاي كوتاه را شاهد باشيم.
خصوصيات
عملكرد: موشك بالستيك ميان برد
سازنده:سازمان هوا و فضاي ايران
طول:16.58 متر
وزن:1780 كيلوگرم در مدل اوليه و 2.180 كيلوگرم در مدل هاي بعدي
قطر: 1.38 متر
برد: 1300 كيلومتر در مدل اول و 2500 كيلومتر در مدل هاي بعدي
موتور: موتور تك مرحله اي با سوخت مايع در مدل اوليه و سوخت جامد در مدل بعدي
وزن پرتاب: 17480 كيلوگرم
كلاهك:بين 700 تا 1200 كيلوگرم
دقت: 190m CEP
زمان ساخت: ۱۹۹۷

ساعت یک بامداد 17 ژانویه سال 1991 هشت فروند بالگرد آپاچی از یگان هوانیروز آمریکا واقع در غرب عربستان سعودی رهسپار ماموریت"نورمادی"شدند.هدف اصلی عملیات انهدام دو ایستگاه راداری مهم عراق در فاصله 56 کیلومتری بود.گروه به دو تیم چهار تایی تقسیم شد و به مدت 90 دقیقه در سکوت کامل رادیویی در ارتفاع پایین به پرواز در آمد.درست در ساعت 2:38 بامداد بالگردهای آپاچی 28 موشک هلفایر به سمت دو ایستگاه راداری شلیک کردند و به انهدام آن منجر شد و کریدوری به پهنای 32 کیلومتر ایجاد کرد.5/4 ساعت بعد عملیات"توفان صحرا"شروع شد و بیش از صد فروند هواپیما شروع به حرکت بر فراز عراق کرد.این عملیات را نخستین کاربرد موشک هلفایر می دانند.
هلفایر سامانه ی موشکی هوا به زمین است که دقت و توانایی تخریب بالایی داشته و می تواند برای انهدام اهداف بزرگ و سنگین در حملات هوایی مورد استفاده قرار گیرد.این موشک می تواند از بالگردهای مختلفی همچون AH-64,AH1W,OH-58,UH-60 شلیک شود.

معرفی سامانه ی موشک هلفایر
اگر چه سامانه موشکی هلفایر در ابتدا برای استفاده در عملیات ضد تانک طراحی شد اما ادعا شده که برای اهداف دیگر هم کاربرد موفقیت آمیزی داشته است.سامانه ی یاد شده می تواند اهدافی همچون انبار مهمات,رادارها,تجهیزات ارتباطی,ساختمان ها و حتی ناوها کوچکی که با سرعت بالا در حرکتند را به گونه ای موثر از کار انداخته و نابود کند.حتی در صورت نیاز ی تواند نقش موشک هوا به هوا را در بالگردی با سرعت کم یا نزدیک سطح زمین بازی کند.
هلفایر از ترکیب حرف اول کلمات هلی برن و آتش و رها تشکیل شده است که می تواند این برداشت را به وجود آورد که موشک پس از شلیک به طور خودکار و بدون نیاز به هدایت توسط انسان به سمت هدف پرواز می کند.در صورتی که این برداشت حداقل برای نمونه های اولیه این سامانه نادرست است.نمونه های اولیه موشک هلفایر دارای هدایت نیمه فعال لیزری است.این موشک به یک پرتو لیزری کد گذاری شده نیاز دارد تا روی هدف قفل کند و موشک از این طریق موقعیت هدف را تشخیص داده و به آن اصابت کند.بنابراین موشک هدف را پیدا نمی کند در واقع پرتو لیزر منعکس شده از هدف را می یابد.ساختار کلی موشک هلفایر در انواع مختلف مشتمل بر پنج بخش اصلی به صورت پیشران,جستجوگر لیزری,بخش هدایت,بخش کنترل و سرجنگی است.
بخش پیشران بین بخش های هدایت و کنترل در نزدیکی انتهای موشک واقع است.این بخش دارای پیشران سوخت جامد است که بسته به دمای هوای بیرون کم و بیش 2 تا 3 ثانیه می شوزد.هدف از بخش پیشران تولید نیروی پیشران کافی بریا جدا شدن موشک اغز پرتاب گر است تا به شتاب 10g دست بافته و تا رسیدن به هدف در بیشینه برد 8 کیلومتر نیروی رانش را فراهم کند.موشک می تواند اهداف واقع در فاصله ی بیش از 8 کیلومتر را در هم تخریب کند ولی با افزایش فاصله برخورد کم می شود.
ردیاب لیزری که در دماغه ی موشک قرار دارد از داخل بالگرد برنامه ریزی می شود تا کد لیزری ویژه ای را دریافت کند.از آن جایی که لیزر تابانده شده توسط علامت گذار و آنجه موشک جستجو می کند یکسان است احتمال خطای موشک در تشخیص پرتو لیزر به صفر می رسد.موشک پس از شلیک شروع به جستجو در محیط کرده و لیزر کد شده مورد نظر که از هدف منعکس می شود را می یابد.با تشخیص آن روی هدف قفل می کند.پس از قفل ردیاب اطلاعات مورد نیاز را به بخش هدایت می رساند تا موشک به سمت هدف هدایت شود.بعد از دریافت اطلاعات از جستجوگر لیزری مغز موشک یا بخش هدایت اطلاعات سامانه ای فرمان را برای پایداری موشک محاسبه کرده و این داده ها را به بخش کنتل می فرستد.بخش کنترل در انتهای موشک قرار گرفته و شامل یک سامانه عملگر نیوماتیکی است که دستورات سامانه ی فرمان را به حرکت بالک های کنترلی تبدیل می کند.این بالک ها به بال های هواپیما شباهت داشته و به موشک این امکان را میدهد که به سمت انرژی لیزری که از هدف انعکاس یافته مانور دهد.
سرجنگی آخرین بخش موشک است که در فرایند شلیک دخالت دارد.زمانی که موشک با هدف برخورد کند یک حس گر فعال سیگنال الکتریکی را به فیوزی که در عقب خرج سوخت قرار دارد فرستاده و باعث انفجار می گردد.خرج شوخت نیروی لازم جهت نفوذ و انفجار هدف را فراهم می آورد

نمونه های مختلف سامانه هلفایر AGM-114
سامانه موشکی هلفایر که با کد AGM-114 شناخته می شود دارای نمونه های مختلف است.مدل AGM-114A نخستین موشک هلفایر است.پس از آن AGM-114B ارایه شد که در ارتفاع پایین تری نسبت به AGM-114A پرواز می کند.این موشک دارای موتور راکت با کمترین میزان دود نسبت به AGM-114A است و در ناوگان نیروی دریایی آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد.نمونه های AGM-114F و AGM-114C هم در خط سیر پایین با کمترین میزان دود موتور راکت پرواز می کنند.در نمونه ی AGM-114K اگر بخش لیزری موشک پس از هدف یابی درونی از کار بیفتد موشک با کمک بخش رادار تجسسی تا رسیدن به هدف ببه حرکت خود ادامه می دهد.نمونه های AGM-114F و AGM-114K دارای سرجنگی دو مرحله ای است.این ویژگی بریا بهبود بخشیدن به عملکرد سرجنگی در مقابل زره های واکنشی است.نمونه های AGM-114M به جای سرجنگی خرج گود که کاربرد ضد زره دارد به سرجنگی ترکش زا مجهز است.که دارای کاربرد تخریب اهداف نرم است.
به دو روش می توان موشک هلفایر را در میدان نبرد به سمت هدف شلیک نمود روش خودکار و کنترل از راه دور.در روش خودکار سرنشینان بالگرد هدف را شناسایی کرده و سپس موشک را شلیک می کند و تا زمان تخریب موشک را به کمک علامت گذاری لیزری (مستقر روی همان بالگرد) هدایت می کنند.در روش کنترل از راه دور بالگرد تنها موشک را شلیک می کند و علامت گذاری لیزری که در جایی غیر از بالگرد شلیک کننده موشک به عنوان مثال روی زمین یا بالگرد دیگر قرار دارد نقش هدایت موشک تا برخورد به هدف را بر عهده دارد.از آن جایی که در این روش بالگرد شلیک کننده موشک پس از شلیک نیازی به هدایت موشک ندارد می تواند از صحنه نبرد خارج شود که در نتیجه باعث افزایش حفاظت بالگرد و تیرانداز در صنحنه نبرد می شود.
افزون بر دو روش به کارگیری فوق موشک هلفایر را به دو روش می توان روی هدف قفل نمود.روش قفل شدن روی هدف قبل از شلیک و روش قفل شدن روی هدف بعد از شلیک.در روش اول علامت گذار لیزری قبل از شلیک موشک هدف را با پرتو لیزر روشن می کند.مزیت استفاده از این شیوه اطمینان خلبان بالگرد از قفل کردن موشک روی هدف در مرحله قبل پرتاب است.در این روش احتمال از دست رفتن کنترل موشک کاهش می یابد.عیب این روش احتمال احتمال هوشیاری هدف و نشانه دادن واکنش همچون پرتاب نارنجک های دود زا است که عامل مهمی در ایجاد اختلال در فرایند هدایت موشک هلفایر است.
در روش دوم علامت گذار پس از شلیک موشک هدف را روشن می کند.در این روش پیش از هدف یابی لیزری بالگرد موشک را به سمت مسیر هدف شلیک می کند در نتیجه موشک ابتدا بدون دید حرکت می کند.موشک به اندازه ی خیلی کمی در اوج می گیرد ولی تا بعد از زمان از پیش تعیین شده برای به کار افتادن لیزر در ارتفاع نسبتا پایین می ماند.مزیت این روش در آن است که علامت گذار در زمان مناسب هدف را با پرتو لیزر روشن می کند.از آن جایی که در این روش هدف مدت زمان زیادی تحت پرتو لیزر قرار نمی گیرد امکان نشان دادن واکنش مناسب ندارد.معمولا در این روش در مواجه با تانک های پیشرفته امروزی که به تشخیص دهنده های تهدید لیزر مجهز هستند استفاده می شود.اگر چه به طور مشخص روش"قفل روی هدف پس از شلیک"از روش"قفل روی هدف قبل از شلیک"پیچیده تر است


<< موشک رادار گريز ايران کابوس تازه امريکا >>
<<>>
. موشک فوق مدرن رادار گريز ايران که قادر است سيستم ضد موشک دشمن را
سرگردان کند؛ برای اولين بار در جريان رزمايش بزرگ پيامبر اعظم (ص) با موفقيت
ازمايش شد.
. اين موشک پس از جدايی از کلاهک به چند موشک تبديل ميشود که در امتداد
مسيرهای واگرا قادرند همزمان چند هدف متنوع را با دقت مورد اصابت قرار دهند.
. راديو دولتی انگليس:
. موشک جديد ايران قادر به حمل کلاهکی ۱۰۰۰ کيلوگرمی است و به راحتی به
خاک اسرائيل ميرسد.
. اسوشيتد پرس:
. موشک جديد ايران از دستاوردهای مهم صنايع نظامی ايران و در راستای جبران
تحريم هايی است که امريکا در خلال جنگ با عراق به اين کشور تحميل کرده بود.
. سخنگوی وزارت خارجه امريکا:
. ازمايش موفقيت اميز اين موشک که قادر به گريز از رادارهای دشمن است نشان
دهنده برنامه نظامی بسيار فعال ايران است.
The Tu-160 is a multi-mission strategic bomber designed for operations ranging from subsonic speeds and low altitudes to speeds over Mach 1 at high altitudes. The two weapons bays can accommodate different mission-specific loads, including strategic cruise missiles, short-range guided missiles, nuclear and conventional bombs, and mines. Its basic armament of short-range guided missiles and strategic cruise missiles enables it to deliver nuclear strikes to targets with preassigned coordinates.In the future, after the aircraft is equipped with high-precision conventional weapons it may also be used against mobile or tactical targets.
The Tu-160 was the outcome of a multi-mission bomber competition, which included a Tupolev proposal for an aircraft design using elements of the Tu-144, the Myasishchev M- 18, and the Sukhoi a design based on the T-4 aircraft. The project of Myasishchev was considered to be the most successful, although the Tupolev organization was regarded as having the greatest potential for completing this complex project. Consequently, Tupolev was assigned to develop an aircraft using elements of the Myasishchev M-18 bomber design. The project was supervised by V.N. Binznyuk. Trial operations in the Air Forces began in 1987 with serial production being conducted at the Kazan Aviation Association.
The Tu-160 is characterized by low-mounted, swept-back, and tapered, variable geometry wings with large fixed-center section. The variable geometry wings (from 20 degrees up to 65 degrees) allows flight at supersonic and and subsonic speeds. Four NK-32 TRDDF [turbojet bypass engines with afterburners] of 25,000 kilograms-force power the T-160. The four turbofans, developed by OKB Kuznetsov in 1977, are mounted in pairs under the fixed-center section with square intakes and exhausts extending behind the wings? trailing edges. The fuselage's slim structure is marked by a long, pointed, slightly upturned nose section and a stepped canopy. Tail flats are swept-back, tapered, and mid-mounted on the fin. The tail fin is back-tapered with a square tip and a fairing in the leading edge. The tail cone is located past the tail section. During the design of the aircraft, special attention was paid to reducing its signature. Measures were applied to reduce the signature of the engines to infra-red and radar detectors. Tests of these survivability measures were first tested on a TU-95 aircraft in 1980.
As the most powerful combat aircraft of the Soviet Air Forces, the T-160 flies at 2,000 km/hr and can exceed the 2,000 mark with a mission-specific load. The T-160 can climb 60-70 meters per second and reach heights of up 15,000 meters. The bomber can be refueled during flight by IL-78 and ZMS-2 tanker aircraft. The air refueling system consists of a probe and drogue airborne refueling system.
The TU-160 can carry up to 12 Kh-55 long range missiles and Kh-15 short range missiles. The weapons bays can accommodate different loads: carries various bombs: From fee falling nuclear and regular up to 1500 kg bombs. The bomber is not equipped with artillery armament.
The Tu-160 is equipped with a combined navigation-and-weapon aiming system, RID; [radar] for detecting targets on the ground and sea at long distances, an optical-electronic bombsight, an automatic terrain-following system, and active and passive radio-electronic warfare systems, as well as a probe-and-drogue airborne refueling system. It is equipped with K-36DM ejection seats. The cockpit instruments are the traditional electromechanical type. The aircraft is controlled with the aid of a central control column. The engine control throttles are located between the pilots' seats. There is a rest area, a toilet, and a cupboard for warming up food.
Studies have also been conducted on using the aircraft as a launch platform for the "Burlak" space launch vehicle, which is designed to carry payloads with a mass of 300 to 500 kg in polar orbits at an altitude of 500 to 700 km. Under this concept the launch vehicle, which has a solid-fuel engine and a delta wing, would be suspended under the airplane's fuselage.
In 1981 OKB Tupolev built two prototypes of the bomber and one mock-up that was used for static tests. The first flight test of the "70" aircraft took place on 19 December 1981. During flight tests, one of the two original planes was lost. Shortly after tests began, series production started. In 1984, the factory in Kazan started producing the bomber which received the designation TU-160. Initial plans provided for the construction of 100 airplanes but when their production was stopped in 1992, only 36 bombers had been built.
In May 1987, deployment of the first bombers began. Until the end of 1991, 19 TU-160 bombers served in the 184th regiment in Ukraine and became Ukrainian property after the dissolution of the USSR. In 1992 the 121th air regiment based at the aerodrome B.G. Engels was equippd with TU-160 bombers. Subsequently the bombers were tested to carry long range missiles.
It was reported on 02 July 1999 that the Gorbunov Kazan Air Industrial Association received an order from the Ministry of Defense of Russia to complete the production of one Tu-160 strategic bomber. According to the Association's general director Nail Hairullin the contract for the aircraft production was worth 45 million rubles.In July 1999 the Minister of Defense of Ukraine Alexander Kuzmuk confirmed that Kiev officially proposed that Moscow accept as payment for the gas debts "about 10 strategic bombers Tu-160 and Tu-95". He refused to tell the exact cost of missile carriers, however, in his judgement, it would be "considerably more" than 25 million dollars for each machine. On 12 October 1999 the Russian air force announced an agreement that would allow Ukraine to pay some of its multimillion-dollar energy debts by handing over 11 strategic bombers. Ukraine had tried to unload the bombers since the Soviet Union collapsed in 1991, but talks had foundered because of differences over the price tag and other conditions. The deal includes eight Tupolev 160 Blackjack bombers and three Tupolev 95 Bears.
The 11 strategic bombers and 600 air-launched missiles exchanged by Ukraine to Russia in payment for the gas debt were transfered in mid-February 2000. Two Tu-160 bombers flew from Priluki in the Ukrainian Chernigov region for the Russian air base in Engels. The missiles were sent to Russia by railroad. Three Tu-95MS bombers and six Tu-160 airplanes had already arrived at Engels since October 1999 in fulfilment of the intergovernmental agreements. Before being moved to Russia, 19 Tu-160 airplanes were stationed at the Priluki airfield and 21 Tu-95MS were located in Uzin.
Specifications | |
|
Soviet Designation |
TU-160 |
|
US-Designation |
Blackjack |
|
Design Bureau |
OKB-156 Tupolev |
|
Manufacturer |
Plant Nr. 22 Kazan |
|
Power Plant |
4 HK-32 turbojet engines |
|
Thrust |
25.000 kg each |
|
Length |
54.1 |
|
Height |
13.1 |
|
Wingspan |
35.6m (minimum), 55.7m (maximum) |
|
Wing surface |
232 sqm |
|
Speed |
2200 km/h (maximum), 1030 km/h (ground) |
|
Ceiling |
16.000m |
|
Weight (empty) |
110.000kg |
|
Fuel weight |
148.000 kg |
|
Maximum take-off weight |
275.000 kg |
|
Normal load |
9.000 kg |
|
Maximum load |
40.000 |
|
Range |
14.000 km (with a load of 9.000kg) 10.500 km (with a load of 40.000 kg) |
|
Armament |
12 H-55 or 24 H-15 missiles free falling bombs |
|
Systems |
|
|
Crew |
4 |
|
Accomodation |
|
|
Unit cost |
|
|
Approved |
|
|
Development began |
1975 |
|
First Flight |
12/19/1981 |
|
Series production started |
1984 |
|
Date deployed |
1987 |
|
Inventory |
|
| VRML 3-D Model | |
![]() Tu-160 Blackjack Wings spread VRML by Soji Yamakawa |
![]() Tu-160 Blackjack Wings swept back VRML by Soji Yamakawa |
در حالی که بسیاری از هواپیماها و هلیکوپترهای رزمی در زمان جنگ سرد بین دو بلوک غرب و شرق به عنوان پادزهر در مقابل یکدیگر توسعه یافته اند ولی هواپیمای بمب افکن توپولف tu- 22-m3 بک فایر هیچ گونه همتای خارجی ندارد و باید آن را در رده ای بین بمب افکنهای استراتژیک و بمب افکنهای خط مقدم حامل موشک قرار دارد . وضعیت خاص جغرافیایی روسیه همواره نیاز به توسعه یک شاخه هوایی دوربرد را ایجاب می نمود . این شاخه میبایست با هواپیماهای جدید و پیچیده تر با توانایی پرتاب موشک و بمب به سوی اهداف مستقر در یک شعاع 2500 تا 3000 کیلومتری و مقابله با گروههای ضربتی ناوهای هواپیما بر دشمن در سطح دریاها و اقیانوسها تجهیز می شد . از آنجایی که بمب افکن tu-22 نیازمندیهای عادی مورد انتظار از یک بمب افکن دوربرد را کاملا برآورده نکرده بود این امر به توسعه یک هواپیمای پیشرفته تر منجر شد . هواپیمای یشرفته می بایست دارای برد دست کم 5000 کیلومتر و سرعت بیش از 2 ماخ در ارتفاع زیاد بوده توانایی پرواز در ارتفاع با سرعت پایین فروصوت را به منظور نفوذ به مواضع دفاعی دشمن داشته و قادر به حمل یک محموله رزمی 20 تنی شامل موشکهای کروز دوربرد بمبهای معمولی و ویژه و نشست و برخاست از باندهای غیرآماده باشد . از ابتدا روشن بود که هواپیمایی با بال متحرک می تواند مناسبترین طرح برای این منظور باشد .در سال 1967 دفتر طراحی تجربی ( ( EDB توپولف شروع به توسعه هواپیمایی با نام TU-22M نمود. (نیروی هوایی شوروی پیشین پذیرفت که کار بر روی هواپیمای جدید و تضمین مالی برنامه در چارچوب برنامه نوسازی هواپیمای TU-22 قرار گیرد ) سر طراح توپولف در آن هنگام دیمیتری مارکوف بود .TU-22M را باید هواپیمای کاملا ویژه ای به شمار آورد . هنگامی که اجداد این هواپیما حیات خود را به طور معمول از مرحله طراحی روی کاغذ و ساخت نمونه اولیه در دفتر طراحی آزمایشی توپولف در مسکو شروع می کردند با هدف صرفه جویی در وقت بی درنگ پس از تکمیل آخرین هواپیمای TU-22 مونتاژ نخستن TU-22 در خط تولید گوربانف در کازان آغاز شد . روزهای پر التهاب آزمایشها شامل آزمایشهای موتور گردانی(engine runups ) و بازرسیهای مختلف و پیچیده ی سخت افزاری پیچیده به زودی پایان یافته و در روز آفتابی 30 اوت 1969 نخستین خدمه ی بمب افکن جدید حامل موشک (خلبان وی باریسف و کمک خلبانی ورییمی و ناو بر ال سیکاچف وناوبر / کاربر مخابرات ک.شرباکف ) بر روی صندلی های خود در کابین هواپیما قرار گرفتند. پس از دریافت اجازه پرواز هواپیما ی بمب افکن با قدرت تمام شروع به اوجگیری نمود ونخستین جای پای خود را در آسمان بر جای گذاشت. در پی این پرواز یکدوره پروازهای آزمایشی خطرناک و طاقت فرسا آغاز شد .این پروازها با قرار دادن هواپیما در مرز مانورهای ممنوع انجام شده وخدمه پروازی آزمایشگر هواپیما نیز با به کار گرفتن تمامی توان خود برای چیره شدن بر مشکلات موجود به سختی تلاش نمودند.در فوریه 1973دو فروند هواپیمای tu-22moبه مرکز آموزشهای هوایی دور برد که محل آموزش خدمه ی پروازی برای واحدهای هوایی تاکتیکی بود منتقل شد سپس هواپیمایی نیروی دریایی تعداد کمی از نمونه جدید تر این هواپیما tu-22m1 را پذیرفت. در همین هنگام کارهای مقدماتی شروع تولید بمب افکن جدید tu-22m2 درکارخانه گوربانف در دست انجام بود هواپیمایی که بعدا" نخستین برنامه ی ارتقای گسترده ی سری tu-22m بر روی آن انجام شد و سپس در واحدهای هوایی دور برد وهواپیمایی نیروی دریایی به خدمت گرفته شد. در جریان آزمایشهای سیستمهای جنگ افزار این هواپیما یک موشک خا- 22 (kh-22)شیک شده از آن سوراخی به قطر بیش از 20 متر مربع در یک سمت کشتی هدف ایجاد کرده درون آنرا به آتش کشید وبا تولید فشار متمرکز به عمق 12متری آن نفوذ کرد.انواع متعلق به نیروی دریایی همچنین در نقش مین گذاری در مسیر ناوگان دریایی دشمن نیز به کار گرفته میشود.با فرا رسیدن سال 1976 ودر جریان مذاکرات سالت-2در ژنو وزیر وقت صنایع هوایی شوروی پیشین تصمیم به اجرای یک پرواز آزمایشی با هواپیمای tu-22mرابا هدف تعین بیشترین برد پروازی با انجام دو سوختگیری هوایی اعلام نمود. سوختگیری هوایی بوسیله ی هواپیما های سوخت رسان میا سیشف m4 و3m3 با موفقیت به اجرا در آمد جالبترین بخش این عملیات در مسیر برگشت هواپیما بود که سوختگیری هوایی در درون ابر کامل(ده دهم )انجام شد. با انجام این پرواز 15 ساعته هواپیمای tu-22mسالم به پایگاه اصلی خود باز گشت با اصرار وپافشاری طرف امریکایی در مذاکرات سالت -2 پس از مدتی هواپیما های tu-22mاز توانایی سوختگیری در حین پرواز محروم شدند.برنامه ی موفقیت آمیز نو سازی پس از مدت اندکی به تولید هواپیمای رزمی کارامدtu-22m3با مشخصات برتر منجر گردید . هواپیما های tu-22m2وtu-22m3در جریان جنگ افغانستان نیز به کار گرفته شده و در آنجا نقش پشتیبانی هوایی را برای نیرو های زمینی ایفا نمود ند . مدلهای بر گرفته شده از tu-22m3 شامل یک نوع شنا سایی دور برد می باشد که به منظور شنا سایی هوایی تاکتیکی و استراژیک برای تمام نیرو های مسلح بر فراز پهنه های عملیاتی روی خشکی و دریا به کار گرفته می شود. این هواپیما می تواند عملیات شنا سایی را در همه گونه شرایط جوی و در ارتفاع بالا یا پایین در هر فصل و در هر ساعتی از روز انجام دهد و در هر دو صورت به طور مستقل و یا به عنوان قسمتی از یک گروه رزمی قادر به اجرای ما موریت می باشد.هم اکنون مجتمع مهندسی و پژوهشی هواپیمایی توپولوف 2 کارهای زیادی را به منظور نوسازی هواپیمای
tu-22m3 آغاز کرده است. این تلاشها شامل تجهیز هواپیما با وسایل ناوبری و سیستمهای هدایت اتش بسیار پیشرفته سیستمهای جنگ الکترونیکی و سیستمهای جدید جنگ افزار می باشد. این قبیل سیستمها که شامل جنگ افزارهای هدایت شونده بسیار دقیق نیز می شوند tu-22m3 را تبدیل به بمب افکنی موثر و نیرومند می نماید. در عین حال این هواپیما شایستگی خود را در امور کاملا"مسالمت آمیز و صلح جویانه نیز به اثابت رسانده است. Tu-22m3برای آزمایش سیستمهای نجات فضا پیما های قابل استفاده مجدد و چتر نجات نیز به کار رفته است. این سیستمها می بایست از ارتفاع زیاد و در سرعت 2 ماخ رها می شدند و tu-22m3به خوبی از عهده ی این مهم بر آمد.

در نمایش هوایی 1992 مسکو (ماسایرو) مجتمع هواپیمایی توپالوف انستیتوی مرکزی دینامیک سیالات «tsagi ) و انیستیتوی پژوهشهای پروازی روسیه محصول ابتدایی مشترک خود را که یک آزمایشگر پرنده (flying testbed)بر پایه ی tu-22m3 بود معرفی نمودند. این آزمایشگر پرنده با هدف انجام پژوهشهایی در مورد یکنواخت سازی طبیعی جریان هوا بر روی بالهای رو به عقب (swept wing )نسل بعدی هواپیما های مسافر بری به کار می رود. آزمایشها با این اهداف به انجام رسید : تعین صحت اصول نظری و ارتقای روشهای محاسباتی . تصحیح مکانیزم لایه ی مرزی 3 بال رو به عقب با اعداد رینولدزمختلف . تعیین محدوده های مطلوب برای کارایی بالهای تولید کننده ی جریان یکنواخت هوا در محیطهای مختلف . فناوری سا خت و کیفیت سطح بالهای تولید کننده جریان یکنواخت . چنین اندازه گیریهایی به طور معمول با اعداد ماخ 6/0 تا 82/0 اعداد رینولدز106*14:30 زاویه ی لبه ی حمله بال 17 تا 30 درجه و در ارتفاع پروازی 5 تا 10 کیلومتر انجام میگیرد. هم اکنون مجتمع هواپیمایی توپالوف انستیتو پژوهشها ی پروازی و انستیتوی مرکزی دینامیک سیالات پیشنهاد نموده اند که آزمایشگر پرنده ی tu-22m3 را توسعه داده و از آن در آزمایشهای ایرودینامیکی مدلهای با مقیا س بزرگ هواپیماهای مسافر بری آینده بهره گیری نمایند.این آزمایشگر پرنده قرار است به منظور انجام آزمایشهای زیربه کار گرفته شود :
1-مطالعه جدایی عبور ورابطه ی متقابل لایه ی مرزی هوا با امواج ضربه ای..
2-جستجوی راههای جدید برای کاهش اصطکاک بدنه در برابر جریان متلاطم .
3- مطالعه جریان های گردابی.
4- آزمایش مشکلات ایرود ینامیکی غیرایستا(non-staionary)
5-انجام آزمایشهای مربوط به وزن .
6- آزمایش ناثیر گاز های خروجی شبیه ساز موتور و ویژگی های ایرودینامیکی هواپیما.
7- مطالعه ی الاستیسیته ی هوا
The Hawk was the first mobile medium-range guided anti-aircraft missile deployed by the U.S. Army, and was the oldest SAM system still in use by U.S. armed forces in the late 1990s.
Development studies for a semi-active radar homing medium-range surface-to-air missile system were begun by the U.S. Army in 1952 under the designation SAM-A-18 Hawk (Homing All the Way Killer). In July 1954, development contracts were awarded to Raytheon for the missile, and to Northrop for launcher, radars, and fire-control system. The first launch of an XSAM-A-18 test missile occurred in June 1956, and the initial development phase was completed in July 1957. By that time, the Hawk had been redesignated as Guided Missile, Aerial Intercept, XM3 (and XM3E1). Initial Operational Capability of the M3 Hawk was achieved with the U.S. Army in August 1959, and in 1960 the M3 was also fielded by U.S. Marine Corps units. The Hawk system was used by many NATO and other countries, and the missile was license-built in Western Europe and Japan. There were two training versions of the original Hawk missile, designated XM16 and XM18.
The M3 Hawk surface-to-air missile is powered by an Aerojet General M22E8 dual-thrust (boost/sustain) solid-propellant rocket motor, and is controlled in flight by its large triangular fins with trailing-edge control surfaces. It is armed with a 54 kg (119 lb) high-explosive blast-fragmentation warhead, which is equipped with both impact and radar proximity fuzes. The missile is guided by an X-band CW (Continuous Wave) monopulse semi-active radar seeker, and has an effective engagement range of 2-25 km (1.25-15 miles). A Hawk unit uses several different ground radars and control systems. The radar systems include the AN/MPQ-35 C-band PAR (Pulse Acquisition Radar) for high/medium-altitude threat detection, the AN/MPQ-34 CWAR (Continuous Wave Acquisition Radar) for low-level threat detection, the AN/MPQ-33 (or -39) HPI (High-Power Illuminator) which tracks designated targets and provides target illumination for the missile's seeker, and the AN/MPQ-37 ROR (Range Only Radar) which is a K-band pulse radar to provide ranging data when the other radars are jammed by countermeasures (the ROR reduces jamming vulnerability by transmitting only when designated).
![]() |
| Photo: U.S. Army |
| MIM-23A |
The Hawk missiles are transported on and launched from M192 triple-missile towed launchers. In 1967, the U.S. Army tested a self-propelled Hawk ("SP-HAWK") system, which mounted the launchers on tracked M727 (modified M548 transports) vehicles. The first Hawk units were equipped with SP-HAWK in 1969, but the system is no longer in service.
![]() |
| Photo: U.S. Army |
| MIM-23A (on M727) |
In June 1963, all Hawk missiles were redesignated in the MIM-23 series as follows:
| Old Designation | New Designation |
| XM3 | XMIM-23A |
| M3 | MIM-23A |
| XM16 | XMTM-23B |
| XM18 | XMTM-23C |
The XMTM-23B/C designations were short-lived, however, and the B/C suffix letters were later reused for improved Hawk missiles.
To counter advanced low-altitude threats, the Army began a Hawk Improvement Program (HAWK/HIP) in 1964. This involved numerous upgrades to the Hawk system, including the addition of a digital data processing central information coordinator for target processing, threat ordering, and intercept evaluation. The AN/MPQ-35 PAR, AN/MPQ-34 CWAR, AN/MPQ-33/39 HPI, and AN/MPQ-37 ROR were replaced by upgraded variants designated AN/MPQ-50, AN/MPQ-48, AN/MPQ-46, and AN/MPQ-51, respectively. The Hawk missile itself was upgraded to MIM-23B I-HAWK (Improved Hawk) configuration. The MIM-23B had a larger 74 kg (163 lb) blast-fragmentation warhead, a smaller and improved guidance package, and a new M112 rocket motor. The I-HAWK system was declared operational in 1971, and by 1978 all U.S. Hawk units had converted to the new standard. The effective range envelope of the MIM-23B is extended to 1.5-40 km (5000 ft - 25 miles) at high altitude (2.5-20 km (8200 ft - 12.4 miles) at low altitude), and minimum engagement altitude is 60 m (200 ft). There is also a training version of the I-HAWK designated MTM-23B. The XMEM-23B is a variant with a full telemetry equipment for test and evaluation purposes.
![]() |
| Photo: U.S. Army |
| MIM-23 (exact model unknown) |
Beginning in 1977, the U.S. Army started an extensive multi-phase Hawk PIP (Product Improvement Plan), mainly intended to improve and upgrade the ground equipment. PIP Phase I involved replacement of the CWAR with the AN/MPQ-55 Improved CWAR (ICWAR), and the upgrade of the AN/MPQ-50 PAR to Improved PAR (IPAR) configuration by the addition of a digital MTI (Moving Target Indicator). The first PIP Phase I systems were fielded in 1979. PIP Phase II, developed from 1978 and fielded between 1983 and 1986, upgraded the AN/MPQ-46 HPI to AN/MPQ-57 standard by replacing some tube electronics with modern solid-state circuits, and added a TAS (Tracking Adjunct System). The TAS, designated OD-179/TVY, is an electro-optical (TV) tracking system to increase Hawk operability and survivability in a high-ECM environment. The PIP Phase III development was started in 1983, and was first fielded by U.S. forces in 1989. Phase III is a major upgrade which significantly enhanced computer hard- and software for most components (new CWAR is designated AN/MPQ-62), added single-scan target detection capability, and upgraded the HPI to AN/MPQ-61 standard by addition of a Low-Altitude Simultaneous Hawk Engagement (LASHE) system. LASHE allows the Hawk system to counter saturation attacks by simultaneously intercepting multiple low-level targets. The ROR is no longer used by Phase III Hawk units.
The following table summarizes the designations of the main radars of the Hawk air-defense system:
| System Configuration | PAR | CWAR | HPI | ROR |
| Basic Hawk | AN/MPQ-35 | AN/MPQ-34 | AN/MPQ-33/39 | AN/MPQ-37 |
| Improved Hawk | AN/MPQ-50 | AN/MPQ-48 | AN/MPQ-46 | AN/MPQ-51 |
| PIP Phase I | AN/MPQ-55 | |||
| PIP Phase II | AN/MPQ-57 | |||
| PIP Phase III | AN/MPQ-62 | AN/MPQ-61 | (n/a) |
The MIM-23B Hawk missile was improved in parallel with the PIP upgrades. The MIM-23C, introduced around 1982, has improved ECCM capabilities. The MIM-23D is similar to the MIM-23C, but I don't have any further details. The official source [5] describes it plainly as an "upgraded MIM-23C", but this is simply a standard phrase used for subsequent versions and could mean anything, including a non-tactical model used for live training. The telemetry-equipped test and evaluation model of the MIM-23C/D is designated MEM-23C.
The MIM-23E and MIM-23F, introduced in 1990, are developments of the MIM-23C and MIM-23D, respectively, with an improved guidance section for low-level engagements in high-clutter/multi-jamming environments. The MEM-23D is the telemetry-equipped test and evaluation model of the MIM-23E/F.
The MIM-23G and MIM-23H are variants of the MIM-23E and MIM-23F, respectively, with a new body section assembly. The corresponding test and evaluation missile is the MEM-23E.
![]() |
| Photo: U.S. Army |
| MIM-23 (exact model unknown) |
In 1991, the USMC successfully demonstrated the use of a modified Lockheed Martin AN/TPS-59 tactical long-range radar system to search and track Theater Ballistic Missiles (TBM) in conjunction with a Hawk fire-control unit. The AN/TPS-59(V)3 radar can track targets at up to 475 km (295 miles) range and 150 km (90 miles) altitude. Although no actual firing took place, these tests prompted the USMC to upgrade its Hawk units with an anti-TBM capability. The MIM-23G/H Hawk missiles were upgraded to Enhanced Lethality Missile configuration, designated MIM-23K and MIM-23J, respectively (note "reversed" suffix letters). The MIM-23J/K has a new high-grain fragmentation warhead and new fuzing circuitry to make it effective against ballistic missiles, and in 1994, several intercepts of MGM-52 Lance short-range ballistic missiles were successful. The MIM-23L and MIM-23M missiles have the new fuzing circuits of the MIM-23K and MIM-23J, respectively, but don't have the latter's new warhead. The telemetry-equipped test and evaluation model of the MIM-23J/K/L/M missiles is designated MEM-23F.
The following table summarizes the designations of the developments of the MIM-23B I-HAWK missile, and the corresponding test and evaluation versions. Because the MEM versions use sequential suffix letters, and each MEM variant corresponds to several MIM missiles, the letters for MIM and MEM versions are "out-of-sync".
| Type of Missile | Tactical Model | T&E Model | |
| Basic I-HAWK | MIM-23B | XMEM-23B | |
| Improved ECCM | MIM-23C | MIM-23D | MEM-23C |
| Low-level/multi-jamming capability | MIM-23E | MIM-23F | MEM-23D |
| New body section | MIM-23G | MIM-23H | MEM-23E |
| New warhead + fuzing (anti-TBM) | MIM-23K | MIM-23J | MEM-23F |
| New fuzing only, old warhead | MIM-23L | MIM-23M | |
The U.S. Army also used the MIM-23K missile for a brief period, but not in the anti-TBM role. The last active Army Hawk unit was deactivated in 1994, and the last Army National Guard units disposed of the Hawk system in the 1996/97 time frame. The Hawk has been replaced in U.S. Army service by the MIM-104 Patriot and FIM-92 Stinger (and Stinger-based systems like Avenger) missiles for medium- and short-range air-defense, respectively.
The MIM-23K missile and AN/TPS-59(V)3 radar was operational with USMC units from 1995 onwards. Beginning in 1998/99 the USMC started to phase out the Hawk to replace it with the FIM-92 Stinger (leaving some gap in the medium-range air-defense capabilities of the USMC). There are conflicting reports as to whether the phaseout is complete at the time of this writing (late 2002).
Including foreign production, more than 40000 MIM-23 Hawk missiles of all versions were built.
Note: Data given by several sources show slight variations. Figures given below may therefore be inaccurate!
Data for MIM-23A/B:
| MIM-23A | MIM-23B | |
| Length | 5.08 m (16 ft 8 in) | 5.03 m (16 ft 6 in) |
| Finspan | 1.19 m (3 ft 11 in) | |
| Diameter | 37 cm (14.5 in) | |
| Weight | 584 kg (1290 lb) | 635 kg (1400 lb) |
| Speed | Mach 2.5 | |
| Ceiling | 13700 m (45000 ft) | 17700 m (58000 ft) |
| Range | 25 km (15 miles) | 40 km (25 miles) |
| Propulsion | Aerojet M22E8 dual-thrust solid-fueled rocket | Aerojet M112 dual-thrust solid-fueled rocket |
| Warhead | 54 kg (119 lb) blast-fragmentation | 74 kg (163 lb) blast-fragmentation |
طراحی منحصر به فرد این هواپيما توانايي های استثنايی به آن می بخشد. اندازه آن حدود F-15 است و از دو موتور توربوفن F404 جنرال الکتريک بهره می برد و توانايي سوخت گيری هوايی آن را به هواپيمایی با برد نا محدود تبديل کرده است.
در ضمن ‹‹نايت هاوک›› اولين هواپيمای استيلت قابل بهره برداری (operation) جهان است.اين هواپيمای تک نفره به منظور حملات پيشگيرانه و نفوذهای سريع و عميق به نقاط استراتژيک دشمن و نابودی اهدافی که از آنها به شدت محافظت می شود طراحی گرديده است.
مهمات گوناگونی بر روی آن قابل نصب است و دارای سيستم های هدايتی - تهاجمی پيشرفته ای است که باعث دقت در حمله و کاهش کار خلبان می گردد. به طوري كه قادر است بمب هاي هدايت ليزري را در شب با اختلاف فقط 1 متر به هدف بزند.

به طور عمده از المينيوم ساخته شده و پنل های بدنه آن صاف هستند که وظيفه آنها انعکاس دادن امواج راداری در جهتی خلاف فرستنده و منحرف کردن آنهاست که از ديده شدن هواپيما در رادار جلوگيری می کند.کليه سطوح و اجزای اين هواپيما با مواد گوناگونی که امواج راداری را جذب می کنند پوشيده شده است. برای کاهش بيشتر بازتاب امواج راداری لبه های آن را با زوايای خاصی طراحی کرده اند.
در اين هواپيما براي جلوگيري از ديده نشدن (رادار گريزي) زاويه دوم ان كمتر از 90 درجه مي باشد، به طوري كه شكل ان به صورت ‹‹V›› به نظر مي رسد. همچنين باعث افزايش مانور پذيري هواپيما نيز مي شود.
ورودی پره و خروجی باريک موتور اين هواپیما که به (platypus) معروف است از قطعات کوچکی که جاذب گرمايند پوشانده شده است. اين طراحی باعث کاهش شناسايی آن توسط سنسور های حرارتی می شود.
همچنين براي ايجاد نشدن رد سفيد پشت سر هواپيما، موادي را همراه گازهاي خروجي مي فرستند تا مانع ايجاد ان بشود.
در اين زمان ۳۰۰۰ توپ ضدهوايی و ۶۰ سايت پرتاب موشک های زمين به هوا از شهر بغداد محافظت می کرد.ولی با اين وجود اين هواپيما با انجام ۶۹۰۰ ساعت پرواز بيش از ۲۰۰۰ تن بمب را بروی اهداف تعيين شده پرتاب کرد.
در جنگ يگسلاوی اين هواپیما از پايگاه های خود در ايتاليا و آلمان به پرواز در می آمد. در دو شب اول حمله اين هواپیما به ۹۰ هدف تعيين شده حمله و انها را نابود کرد.در جريان همين حملات بود که اولين فروند از آنها مورد اصابت موشک قرار گرفت و سقوط کرد.
به گفته تعدادي از كارشناسان، اين هواپيما مورد اصابت يك فروند موشك زمين به هواي روسي
(احتمالا از نوع سام-6 فرار گرفته است) كه توسط يك رادار ساخت روسيه رهگيري شده بود نابود شد.

مشخصات
نوع هواپيما: بمب افكن تهاجمي
تعداد خدمه: 1 نفر
آخرين قيمت: 128 ميليون دلار
نوع و نام موتور: دو تا جنرال الكتريك 404-GE-F1D2 توربوفن با پس سوز با حداكثر رانش 10800lb
ابعاد
طول: 20.3 متر
دهانه بال: 13.3 متر
ارتفاع: 3.8 متر
وزن خالي: 13608 كيلو گرم
حداكثر وزن برخاستن: 23625 كيلو گرم
كارايي
حداكثر سرعت: +1ماخ (هر ماخ معادل 300 متر بر ثانيه است)
حداكثر ارتفاع پروازي: 60000 فوت
حداكثر برد: قابليت سوخت گيري هوايي دارد (نامحدود)
حداقل سرعت برخاستن: 310 كيلومتر بر ساعت
حد اكثر سرعت فرود: 290 كيلومتر بر ساعت
تسليحات
2 MK84 2000-pound
2 GBU-10 Pave way II
2 GBU-12 Pave way II
2 GBU-27 Pave way III
2 BLU 109
2 WCMD
2 Mark 61
اين هواپيما توانايي انداختن هر نوع بمب از لحاظ متعارف و غير متعارف دارد. همچنين داراي سيستم هاي جنگ الكترونيك است.اين هواپيما داراي شعله نما نيز مي باشد كه براي گمراه كردن رادار هاي فروسرخ
است.
اولين هواپيماي رادار گريز نيز مي باشد و جالب است بدانيد كه در ان هيچ انحنايي وجود ندارد


![]()
گراز وحشی
در مدت 5 سال در دهه 1970 نیروی هوایی ایالات متحده 3 نوع هواپیما تحویل گرفت که در آینده به قلب تپنده این نیرو در عملیات های جنگی تبدیل شدند. نخست جنگنده F-15 ایگل با توانایی پرواز با سرعت 2 ماخ در سال 1973 معرفی شد و جنگنده برتری هوایی ایالات متحده لقب گرفت. پس از آن F-16 فالکن وارد خدمت گردید و نقش های گوناگونی را در عملیات های نظامی سراسر جهان به عهده گرفت. و سپس نوبت معرفی A-10 یا (گراز زگیلدار!) رسید.
جنگنده پنهانکار و مافوق صوت شفق که طراحی آن از چندین سال پیش شروع شد و در سال 2004 نیز تکمیل نمونه اولیه آن گزارش شده که چندین آزمایش موفقیت امیز را پشت سر گذازده که آزمایشات به صورت کاملا سری در یک پایگاه دور افتاده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی انجام گرفته است ، این جنگنده در سه نوع آموزشی دو نفره، جنگنده دو نفره و جنگنده یک نفره طراحی شده است. پروژه طراحی شفق توسّط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پس از فرمان رهبری ایران پس از جنگ مبنی بر خودکفایی در ساخت تسلیحات سرمایه گزاری شده و بوسیله مجتمع دانشگاهی هوایی (Aviation University Complex) که زیر مجموعه ای از دانشگاه صنعتی مالک اشتر می باشد پس از هزاران ساعت کار مداوم دانشمندان و دانشجویان ایرانی طراحی و ساخته شده است ( البته در ابتدای ساخت این جنگنده دو شرکت روسی میگ و سوخو نیز با ایران همکاری میکردند که ظهور مونیتور های دیجیتالی موجود در کاک پیت هواپیما که از جنس روسی هستند گواه بر این مدعا است ولی به دلیل افزایش فشار سیاسی ناشی از پرونده هسته ای از سوی آمریکا به روسیه این شرکتها از مشارکت در ادامه این طرح صرف نظر کردند)لازم به ذکر است که دانشگاه بزرگ صنعتی مالک اشتر که یکی از بزرگترین مراکز علمی و طراحی ایران می باشد وابسته و زیر نظر کامل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جموری اسلامی ایران است .
بسیاری از کارشناسان شفق را از حیث توانایی و نوع طراحی با طرح هواپیمای MiG-I-2000 روسیه که جنگنده ای است شکاری و رهگیر مقایسه کرده اند. البته لازم به ذکر است در طراحی شفق به ویژگی پنهانکاری (رادارگریزی) آن توجه زیادی شده، بویژه که طرح بدنه آن از حیث RCS به جنگنده اف/ای-22 رپتور ساخت آمریکا که یک جنگنده پنهانکار است نیز تا اندازه ای شباهت دارد و بدنه آن از مواد جاذب امواج رادار (Radar Absorbing Materials) ساخته شده است،که توانایی ایجاد RCS کمتر از یک متر مربع را به جنگنده میدهد در واقع می توان شفق را اولین جنگنده پنهانکار ایرانی دانست. بنا به اظهارات بعضی رسانه ها طراحی نمونه ثانویه شفق که شامل بسیاری اصلاحات و بهبود ها در قسمتهای بالها و نیز دهانه خروجی موتور و همچنین سیستم های راداری پیشرفته تر می باشد تا سال 2008 بطول خواهد انجامید. با توجه به سرمایه گذاری های بسیار بالای ایران در صنایع هوایی و موشکی خود احتمال میرود که این پرنده کمی زودتر از موعد مقرر وارد خدمت در نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی ایران شود
شفق دارای هفت جایگاه برای حمل تسلیحات مختلف می باشد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد. که در زیر هر بال سه جایگاه و یک جایگاه نیز در زیر بدنه قرار دارد. توانایی شلیک موشک اسپاروو و ساید وایندر و نیز موشک های سری R روسی از جمله R-73 و R-77.ونیز موشکهای KH-29 و KH-31 به همراه موشک هدایت تلوزیونی ماوریک توانایی به خصوصی به این پرنده ساخت ایران در نبردهای چند منظوره میدهد . همچنین استفاده از سه نمایشگر چند کاره رنگی پیشرفته در کاکپیت آن موجب شده تا در جنگنده از نمایشگرهای آنالوگ کمتر استفاده شود . این نمایشگرها که به صورت سری و در کنار هم قرار دارند وظایفی از قبیل کنترل صفحه رادار برای رهگیری پرنده های مشکوک / مدیریت تسلیحات موجود در جنگنده / کنترل سیستم های دفاع الکترونیک برای استفاده در نبردهای الکترونیکی و نیز سیستم هدایت و کنترل شلیک انواع موشکها و بمبهای هدایت راداری و یا لیزری را به این جنگنده داده است .

علاوه بر این در این پرنده جدید به راحتی خلبان توجه زیادی شده است به همین منظور دارای شیشه (درب کابین) بزرگتری هست و از نظر میدان دید دارای بهترین کارایی لازم در میان جنگنده های معروف دنیا است که دلیل آن هم کشیدگی بیشتر شیشه کابین خلبان به سمت جلو و نیز پهنای بیشتر ان به سمت اطراف است که بیشترین دید ممکن را در اختیار خلبان و یا خلبانان این جنگنده ساخت ایران قرار خواهد داد ، همچنین در شفق از صندلی های پرتاب شونده K-36D ساخت روسیه نیز استفاده شده است که بنابه تاکید کارشناسان امریکایی بهترین صندلی پرتاب موجود در جهان می باشد ( آمریکا با صرف یک هزینه تحقیقاتی بالا در حال ساخت یک نمونه مشابه از این صندلی پرتاب پیشرفته برای جایگزینی ان با صندلی های پرتاب اف 22 و اف 35 است ).
وزن این جنگنده حدود 5 تن است که از این لحاظ یک جنگنده سبک بحساب می آید. پیشرانه این جنگنده یک و یا دو دستگاه موتور توربوجت RD-33 کلیموف روسی یعنی همان موتور بکار رفته در جنگنده MiG-29 است برخی منابع آگاه نیز از امکان استفاده از موتور های AL- 31F در این پرنده ساخت ایران خبر دادند . ( البته برخی گمانه زنی ها . بنا به گفته بعضی رسانه ها ایران برنامه هایی نیز برای تولید موتور کلیموف RD-33 و نمایشگر های تحت امتیاز روسیه در ایران دارد.)
از دیگر ویژگی های بارز شفق می توان به طراحی آیرودینامیکی و سرعت فراصوتی آن که دو تا دو ونیم برابر سرعت صوت است اشاره کرد، در طراحی شفق مساحت ریشه بالها بسیار بیشتر از نوک بال است( بالهای قیفی شکل : این نوع شکل بال از پایداری نسبتا خوبی نسبت به باله های دلتا شکل در سرعت های پایین و بالا برخوردار است ) و این امر موجب می شود تا جنگنده شفق در نبرد های هوایی تن به تن (داگ فایت) بتواند به سرعت زاویه حمله را بسوی هدف تغییر دهد، همچنین بواسطه طراحی ویژه بدنه آن توانایی پیچش، غلتش و قابلیت مانور پذیری شفق تا حد زیادی افزایش یافته و آن را به جنگنده ای برای استفاده در موقعیت های خاص تبدیل کرده است. کارشناسان در مورد شفق به گمانه زنی هایی پرداخته اند از جمله اینکه جنگنده شفق از توانایی پرواز در ارتفاع پایین نیز بخوبی برخوردار است و از لحاظ اویونیک یا سیستم های الکترونیک پروازی نیز بسیار پیشرفته می باشد . از پس از سال 2000 طرحی محرمانه در دانشگاههای ایران در حال تهیه است که به موجب آن راداری پیشرفته و بروز برای این جنگنده در حال ساخت است . این رادار که در نحوه عملکرد از رادار AWG-9 تامکت الهام گرفته دارای توانایی فوق العاده و قابل قبولی در بکارگیری در انواع موقعیتهای ضروری است .
اصول استفاده از طراحی مهندسی به خصوص در این جنکنده برای افزایش قابلیت پنهان کاری در این پرنده به خوبی رعایت شده است . حتی بسیاری از کارشناسان ویژگی پنهانکاری شفق را حاصل ترکیب طراحی ویژه و استفاده از مواد جاذب امواج رادار دانسته و توانایی پنهانکاری شفق را با جنگنده آمریکایی F-117 Nighthawk که جنگنده ای بسیار پیشرفته می باشد مقایسه می کنند.


The Airborne Laser (ABL) will locate and track missiles in the boost phase of their flight, then accurately point and fire the high-energy laser, destroying enemy missiles near their launch areas.
Look for further developments of the ABL as the global threat of ballistic missiles becomes ever more prevalent.
For more information, read the Airborne Laser (ABL) (PDF) overview, the Missile Defense Agency Airborne Laser Fact Sheet and the Defense Daily (PDF) Supplement on ABL.
If you do not have Adobe Acrobat Reader for reading PDF files, it is available for free from Adobe.
- | |
|
Nanchang Q-5, A-5 ASCC codename: Fantan Ground-Attack Fighter |
| DESCRIPTION: The Q-5 is largely an indigenous Chinese development derived from the Soviet MiG-19. Short for Qiangjiji-5 (attack aircraft 5), the type was built in large quantities and numerically remains one of the most important aircraft in the Chinese arsenal. The Q-5 dates back to a 1950s requirement for a supersonic close-support aircraft with secondary air combat capability. Though cancelled in 1961, the project re-emerged after a prolonged development phase and finally entered production by the end of the 1960s. While externally similar to the MiG-19 and Chinese J-6, the Q-5 is a much improved aircraft. The wings and aft fuselage are unchanged, but a completely new forward fuselage features two split engine inlets along each side of the nose. The new inlets free space for a new pointed nose accomodating an attack radar. The new fuselage is also narrower, conforming to the area-rule for transonic drag reduction, and stretched to make room for an enlarged internal weapons bay and additional fuel. By the early 1990s, some 1,000 examples of the Q-5 had been built for the Chinese Air Force and Navy. The export A-5 variant has also been supplied to Pakistan and Bangladesh. Nanchang has successfully developed and sold additional upgraded versions featuring more advanced avionics with the help of Western electronics companies. Despite being based on obsolete technology, the simplicity, ruggedness, and low cost of the Q-5 make it attractive to many air forces. Data below for Q-5 IA and A-5C | |
| HISTORY: | |
| First Flight | (Q-5) 4 June 1965 (A-5M) 30 August 1988 |
| Service Entry |
1970 |
| CREW: | 1 pilot |
| ESTIMATED COST: |
unknown |
| AIRFOIL SECTIONS: | |
| Wing Root | TsAGI SR-12S (8.74%) |
| Wing Tip |
TsAGI SR-7S (8%) |
| DIMENSIONS: | |
| Length | (Q-5 IA) 54.83 ft (16.74 m) (A-5C) 51.35 ft (15.65 m) |
| Wingspan | (Q-5 IA) 31.75 ft (9.68 m) (A-5C) 31.83 ft (9.70 m) |
| Height | (Q-5 IA) 14.23 ft (4.33 m) (A-5C) 14.81 ft (4.52 m) |
| Wing Area | 300.85 ft2 (27.95 m2) |
| Canard Area |
not applicable |
| WEIGHTS: | |
| Empty | (Q-5 IA) 14,055 lb (6,375 kg) (A-5C) 14,315 lb (6,495 kg) |
| Normal Takeoff | (Q-5 IA) 20,915 lb (9,485 kg) (A-5C) 21,010 lb (9,530 kg) |
| Max Takeoff | (Q-5 IA) 26,080 lb (11,830 kg) (A-5C) 26,455 (12,000 kg) |
| Fuel Capacity | internal: 6,230 lb (2,825 kg) external: 2,595 lb (1,180 kg) |
| Max Payload |
4,410 lb (2,000 kg) |
| PROPULSION: | |
| Powerplant | two Liming (Shenyang) WP-6 afterburning turbojets (based on Tumanskii R-9BF811) |
| Thrust | 14,330 lb (63.75 kN) |
| PERFORMANCE: | |
| Max Level Speed | at altitude: 740 mph (1,190 km/h) at 36,090 ft (11,000 m), Mach 1.12 at sea level: unknown cruise speed: 565 mph (910 km/h) |
| Initial Climb Rate | 20,275 ft (6,180 m) / min |
| Service Ceiling | 52,500 ft (16,000 m) |
| Range | typical: 645 nm (1,200 km) ferry: 1,080 nm (2,000 km) |
| g-Limits | +5 at maximum takeoff weight +7.5 at normal takeoff weight |
| ARMAMENT: | |
| Gun | two 23-mm Type 23-2K cannons (100 rds ea) |
| Stations | one internal bomb bay (original Q-5 only) and up to 10 external hardpoints |
| Air-to-Air Missile | K-13/AA-2 Atoll, PL-2, PL-7, AIM-9 Sidewinder, Magic |
| Air-to-Surface Missile | C-801 anti-ship, Durandal, anti-radiation missiles |
| Bomb | up to four FAB-250 or two FAB-500 free-fall bombs in internal bay, FAB-50, FAB-100, cluster bombs, napalm, laser-guided bombs, up to one 20 kiloton nuclear bomb |
| Other | 57-mm, 68-mm, 90-mm, or 130-mm rocket pods, torpedoes, ECM pods |
| KNOWN VARIANTS: | |
| Q-5 | First production model with an internal bomb bay |
| Q-5 I | Extended range model with the bomb bay replaced by additional fuel tanks for greater payload and range capability, also fitted with a new engine and other minor modifications, some delivered to the Chinese Navy with a nose radar and the ability to carry torpedoes or the C-801 anti-ship missile |
| Q-5 IA | Improved Q-5 I model with two additional underwing pylons, increased payload, new weapon aiming system, pressure refueling facility, and improved countermeasures systems |
| Q-5 II or Q-5B | Q-5 I aircraft retrofitted with the radar-warning receiver of the Q-5 IA, may also be equipped with a ranging radar, a laser rangefinder and designation system for use with laser-guided weapons, a HUD, a new mission computer, and upgraded electronic countermeasures |
| Q-5 III | Upgraded version of the Q-5 I with more capable Western avionics |
| A-5C (Q-5 III) | Export version of the Q-5 III with more capable Western avionics and the ability to fire AIM-9 Sidewinder air-to-air missiles, purchased by Pakistan and Bangladesh |
| Q-5K | Upgraded version based on the Q-5 II featuring Western avionics such as a laser rangefinder, INS, and a HUD system from Thomson-CSF |
| A-5K Kong Yun | Export version based on the Q-5K featuring Western avionics, did not enter production |
| Q-5M | Upgraded model developed with Alenia and incorporating the avionics suite from the AMX attack fighter, also features more powerful engines and two additional hardpoints |
| A-5M | Upgraded export version of the Q-5M, purchased by Myanmar |
| KNOWN COMBAT RECORD: |
none |
| KNOWN OPERATORS: |
Bangladesh, Bangladesh Biman Bahini (Bangladeshi Defense Force Air Wing) China, Zhongkuo Shenmin Taifang Tsunputai (People's Liberation Army Air Force) Myanmar, Tamdaw Lay (Myanmar Armed Forces) North Korea (Korean People's Army Air Force) Pakistan, Pakistan Fiza'ya (Pakistani Air Force) |
| 3-VIEW SCHEMATIC:
| |
سلام
مشخصات جنگنده جدید Su-35BM پرداخته و حاوی تعدادی عکس از نما و کابین این جنگنده میباشد.
