اف ۱۴ ایرانی

سیمرغ ، پرنده افسانه ای  ایرانیست که زال را در آشیانه خود پروراند و رستم را در هنگام نبر با اسنفدیار روین تن ، یاری نمود و راز پیروزی رستم بر اسنفدیار را برای وی بازگو کرد.

در فرهنگ ایرانی سیمرغ، پرنده ایست ، غولپیکر، زیبا و با درایت که با منش و دانایی خود کمک بزرگی برای پهلوان ایرانی بوده. امروزه نیز در زبان محاوره عامیانه، ودر کل صفت سیمرغ به شیئی اتلاق می شود که از نظر  زیبایی و کارآمدی چیزی کم نداشته باشد.  به خصوص در سیستم حمل و نقل هوایی ایران هواپیماهای بسیاری به نام سیمرغ نامگذاری شدند و یا لقب سیمرغ گرفتند. اما به واقع کدام هواپیما بیش از سایرین شایسته این لقب بوده است؟

 

تصویری از جلد کتاب Iranian F-14 Tomcat Unitsin Combat

 

مقاله ای که در ادامه از نظر شما می گذرد ، ترجمه قسمتی از کتاب Iranian F-14 Tomcat Unitsin Combat می باشد که به شرح کامل در مورد یکی از لژیونرهای نیروی هوایی ایران می پردازد. و درباره  پرنده ای سخن به میان آورده است که نه تنها نقش به سزایی در پیروزی جنگ هشت ساله داشت بلکه در خلال جنگ و در کنار خدمت خود به نیروی هوایی ایران جان هزاران نفر را از مرگ حتمی نجات داد. هواپیمایی که به واقع باید آن را سیمرغ قرن بیستم نامید. آری، ابتدا صدای غرش همراه با سوتی را می شنوی، هیچ نیست، تا اینکه سیمرغ را با آن بالهای متحرک و با آن ابهت تحسین برانگیز می بینی که شکار خود را از فاصله  ای دورتر هدف قرار داده و به سوی طعمه  همانند ساعقه ای می بارد. شکار سیمرغ هیچ شانسی برای فرار ندارد، چرا که هیچ پرنده ای تا به حال نتوانسته سیمرغ را فریب دهد. و در یک چشم به هم زدن از طعمه سیمرغ هیچ بر پهنه آسمان نمی ماند .

در این مقاله که از سری مقالات آشنایی با هواپیماهای نیروی هوایی ایران است به معرفی و شناخت هواپیمای F-14 خواهیم پرداخت. هواپیمایی که همانند سیمرغ در نیروی هوایی میهن عزیزمان خدمت کرد و هیچگاه خلبان خود را ناامید نکرد.

هواپیمای F-14 را باید یک هواپیمای آمریکایی- ایرانی نامید. چرا که تمام هزینه های ساخت این هواپیما در شرکت گرومن (Grumman) (که در ضمینه ساخت تسلیحات و سامانه های نظامی  فعالیت می کند) تماما از طرف ایران پرداخت شد . پرنده ای که حتی خود آمریکایی ها در صلاحیت آن برای تامین اهداف پنتاگون و دولت آمریکا شک داشته و بارها اقدام به تعطیلی پروژه کرده بودند . اما F-14  با درایت و خواست ایرانی تا به امروز در نیروی دریایی ایالات متحده  وظیفه حفاظت از ناوهای هواپیمابر را به خوبی انجام داده و یکی از درخشان ترین طرحهای ساخته شده در جهان محسوب می شود.

F-14  را باید شاهکار طراحی نامید، که تنها در اختیار دو کشور ایران و ایالات متحده قرار دارد و تا به امروز نیز در نیروی هوایی ایران و نیروی دریایی ایالات متحده وظیفه خود را به خوبی  انجام داده .

در ادامه به چگونگی ورود سیمرغ به نیروی هوایی ایران می پردازیم . که ایرانیان چگونه توانستند این پرنده عظیم را با وجود مشکلاتی که طرف آمریکایی به وجود آورده بودند به خدمت خود درآورند.

 

 

چرا تامکت انتخاب شد ؟

از دید بسیاری از کارشناسان غربی ، عدم توانایی نیروی هوایی ایران برای جلوگیری از تجاوز هواپیماهای شناسایی میگ MIG-25R  ،عمده ترین علت خرید F-14  از سوی دولت و نیروی هوایی ارتش ایران بود. اما واقعیت تا حدودی با این باور تفاوت داشت، در اواخر دهه 1950 ، نیروی هوایی ایالات متحده با همکاری نیروی هوایی ایران پروازهای شناسایی محرمانه ای را بر فراز خاک شوروی آغاز کردند. در ابتدا هواپیماهای سبک و حتی ترابری برای این کار مورد استفاده قرار گرفتند که تعدادی از آنها توسط جنگنده های اتحاد جماهیر شوروی ساقط شدند. پس از تحویل F-4  و سپس RF-4E  به نیروی هوایی ایران، ماموریتهای اکتشافی شدت بیشتری به خود گرفت.

شوروی آشکارا نارضایتی و نگرانی خود را در وارد شدن حجم عظیم تسلیحات به ایران ابراز می کرد و به همین علت  پروازهای شناسایی خود را در آسمان ایران آغاز نمود.

جنگنده های رهگیر نیروی هوایی ایران و به ویژه F-4D  تلاش زیادی برای دستیابی به فاکس بت های اکتشافی نمودند اما با توجه به مقدورات پروازی میگ MIG-25  و مسیرهای پرواز حساب شده آنها، فانتوم هرگز به این مهم دست پیدا نکرد.

شاه که تمایلی به درگیری مستقیم با شوروی نداشت و از طرفی پروازهای جاسوسی طرفین شدت بیشتری یافته بود، پیشنهاد داد که اگر روسها به همین رویه ادامه دهند ، پروازهای مشترک نیروی هوایی ایران و ایالات متحده خاتمه یابد، این پیشنهاد چندین بار مطرح و توسط آمریکایی ها رد شد. پس از آن نیروی هوایی ایران ماموریت یافت که در ازای هر پرواز فاکس بت به ایران، دو پرواز بر فراز خاک شوروی انجام دهد. اما این مبارزه راه به جایی نبرد و تصمیم بر آن شد که مشکل به صورت اساسی حل شود. بایستی از پرواز متجاوز به خاک کشور جلوگیری می شد ولی F-4های مجهز به موشکهای اسپارو ناتوانی خود را در این امر به فرمانده های نیروی هوایی ایران اعلام کردند ؛ اسلحه پرقدرت تری مورد نیاز بود !

نیروی هوایی شاهنشاهی ایران از چند سال پیش برنامه عظیم تجهیز و تسلیح خود به آخرین گونه تسلیحات آمریکایی را آغاز کرده بود. با توجه به پیش آمدن رویدادهای مزبور ، خرید یک جنگنده رهگیر پیشرفته که توانایی مقابله با تهدیدهای قابل پیش بینی تا حداقل 20 سال آینده را داشته باشد، مدنظر قرار گرفت. این هواپیما می بایست با استفاده از رادار و تسلیحات قدرتمند و مداومت پرواز جنگی بالا توانایی پوشش به فضای وسیع کشور را می داشت.

رقابت برای گزینش :

در اوایل سال 1347 ، نیروی هوایی ارتش ایران تمایل خود برای خرید جنگنده F-111  را به شرکت جنرال داینامیکس اعلام کرد اما با رد این درخواست از طرف پنتاگون ، وزارت دفاع آمریکا خرید 32 فروند مکدانل F-4D را به ایران پیشنهاد کرد در ادامه ، پنتاگون با توجه به تجربیاتبه دست آمده از جنگ ویتنام، F-111B  را برای استفاده به عنوان محافظ ناو هواپیمابر غیر مناسب اعلام نمود و نیاز به یک رهگیر دریایی جدید را اعلام کرد.

در جواب ، شرکت هواپیماسازی "گرومن" طرح هواپیمای F-14 تامکت را ارائه کرد. این طرح گویای جنگنده ای بزرگ ، سریع و پرقدرت بود که بال متغیر آن برای افزایش مداومت پروازی، انعطاف پذیری و مانور پذیری در نبرهای هوایی علیه جنگنده های ریزنقش و جابک میگ، از 14 تا 68 درجه به صورت خودکار حرکت می کرد. دماغه هواپیما طوری طراحی شده بود که توانایی حمل رادار غول پیکر پالس-داپلر هیوزAN/AWG-9  را داشته باشد. این جنگنده در بیشتر آرایش، توانایی حمل 6 موشک هوا به هوای دوربرد هیوز AIM-54 فینیکس را داشت. موشک مزبور توسط نیروی دریایی ایالات متحده برای مقابله با بمب افکن های اتحاد شوروی ( به عنوان بزرگترین تهدید برای ناوگان بزرگ ناوهای هواپیمابر) سفارش داده شده بود. کار رادار AWG-9 و موشک فینیکس در واقع از چند سال پیش از روی میز طراحان آغاز شده  و زمان استفاده از آن فرا رسیده بود. رادار مزبور نه تنها توانایی شناسایی هدف از فاصله فوق دوربرد را داشت بلکه به صورت همزمان، 24 هدف متحرک را مسیریابی کرده و همزمان 6 موشک AIM-54 را به سمت آنها روانه می کرد. این رادار به جنگندهF-14   توانایی رهگیری موشکهای کروز در ارتفاع پایین و اهداف بلند پرواز و پرسرعتی همچون MIG-25  را نیز می داد.

به کارگیری تمامی این قابلیتها در یک هواپیما، برای نخستین بار در دنیا منجر به تولد یک ابرجنگنده شد. رهگیری که توانایی مقابله با تقریبا همه تهدیدهای آن زمان را داشت.تامکت همچنین پیچیده ترین و گرانترین جنگنده ساخته شده تا آن تاریخ بود. در حین فرآیند طراحی و ساخت تامکت ، رفته رفته مشکلات سر برآوردند ؛ افزایش هزینه ساخت (با توجه به افزایش تورم)از جمله مشکلاتی بود که سبب مباحثه و جرو بحث های فراوانی شد ، مبنی بر این که جنگنده ای به این پیچیدگی و گرانی آیا اصلا مورد نیاز است؟! به دنبال این مناظره ها ، گرومن و نیروی دریایی آمریکا به عنوان دو ذینفع در این پروژه، برای ادامه حیات آن به پیدا کردن شریک دیگری برای تقسیم هزینه ها روی آوردند.

در آبان 1350 شرکت گرومن نخستین تماس خود را با نیروی هوایی شاهنشاهی ایران برقرار نمود که به دنبال آن ، در اسفند ماه همان سال فرمانده وقت نیروی هوایی ، ارتشبد حسن طوفانیان برای اطلاع از چند و چون پروژه در جریان محرمانه ترین اطلاعات قرار گرفت. وی به عنوان مشاور نظامی شاه، معاونت وزارت جنگ و ریاست سازمان صنایع نظامی را نیز بر عهده داشت. با اعلام نتایج سفر به شاه، وی نیز تمایل خود به خرید جنگنده F-14  را اعلام داشت.

 

                                             سه نما از    F-14Tomcat 

 

یکی از نخستین خلبانان F-14  در ایران درباره میزان علاقه مندی نیروی هوایی به F-14  توضیح می دهد :

((چندین عامل برای گزینش F-14 به عنوان جنگنده مورد نظر تاثیر داشتند، با وجود این که مرز شمالی ما با شوروی و مرز غرب و جنوب غرب ما با عراق به وسیله کوهستان های مرتفع محافظت می شد و به علاوه فرماندهی دفاع هوایی تعداد زیادی پدافند هوایی بر روی قله های متعدد برای پوشش بیشتر نصب کرده بود، اما کشوری به وسعت ایران هرگز نمی توانست تنها به پدافند هوایی متکی باشد . تعداد قابل ملاحظه ای نقطه کور در فضای راداری کشور وجود داشت و البته گنبد سفید ایستگاه های راداری ما هدف خوبی حتی از فاصله 90 کیلومتری بودند. اطلاعات به دست آمده حاکی از آن بود که شوروی در آغاز تهاجم خود به ایران در ابتدا با تمام قدرت درصدد انهدام این مراکز برخواهد آمد. در جنوب و در امتداد ساحل خلیج فارس، ایستگاه های راداری ما به رادارهای آمریکایی مجهز شده بودند که حتی پس از ارتقا ، در شرایط مرطوب و گرم آن مناطق (که 10 ماه از سال را به خود اختصاص می دهد) کارایی چندانی نداشتند. تمامی رادارهایی که در قالب کمکهای نظامی از طریق ایالات متحده به ایران داده شده بود از فناوری روز فاصله زیادی داشتند. آنها آنچه می خواستند به ما دادند نه آنچه ما نیاز داشتیم!))

در سالهای 53-1352 یک گروه از کارشناسان رادار نیروی هوایی به مطالعه در زمینه مشکلات رادارهای موجو و نحوه تقویت آنها پرداختند که نتیجه ای در بر نداشت و در ادامه آنها به این نتیجه رسیدند که برای از بین بردن مشکل نقاط کور باید از رادار پرنده استفاده شود، در عین حال این هواپیما می بایست توانایی دفاع از خود را داشته باشد. بدون شک این رادار پرنده در جنگ تحمیلی 8 ساله ایران و عراق نشان دادکه همان هواپیمای مورد نیاز است.

یکی دیگر از خلبانان می گوید :

((پیش از این که این تحقیقات در نیروی هوایی انجام شود و در حالی که ما از جنگنده های F-5A/B وF-4D استفاده می کردیم، به دنبال جنگنده ای با آخرین فناوری روز بودیم. نتیجه این بررسیها تعیین الزامات هواپیمای هشدار زودهنگام مورد نیاز بود. جلساتی که با طرف آمریکایی داشتیم و توضیحاتی که آنها دادند کاملا نقاط قوت و ضعف F-14  و F-15 را برای ما مشخص کرد. طبق برنامه ، قرار بود 8 فروند رادار پرنده خریداری شود (4 فروند در ابتدا و 4 فروند در ادامه ). بر این اساس ، 4 قرارداد امضا شد. قرارداد اول برا خرید 30 فروند تامکت، قرارداد دوم برای خرید هواپیمای هشدار زود هنگام هوابرد (AWACS) بوئینگ E-3 سنتری، قرارداد سوم برای خرید دوماهواره ارتباطی که ارتباط ایمن این هواپیماها را با هم برقرار می کرد و چهارمین قرارداد برای خرید 50 فروند F-14 دیگر .))

کارشناسان نیروی دریایی ایالات متحده و متخصصان شرکت گرومن غافل از این که ایران F-14 را به F-15 ترجیح داده و قصد خرید آن را دارد، طی مبارزه ای سخت و همه جانبه با شرکت مکدانل داگلاس ، گروهی مرکب از فرمانده عملیات نیروی دریایی سروان "میشل" ، رئیس وقت برنامه ریزی نیروی هوایی آمریکا را دوبار به تهران فرستادند. این رقابت با دعوت از شاه و گروهی از فرمانده هان رده بالای نیروی هوایی به پایگاه هوایی ((اندروز)) ایالت مریلند در مرداد 1352 برای پرواز با این جنگنده جدید به اوج رسید.

اگرچه بسیاری از صاحبنظران و افسران نیروی دریایی ایالات متحده بر این باورندکه نمایش فوق العاده F-14 توسط خلبانان آزمایشگر گرومن در گرفتن تصمیم نهایی شاه بسیار موثر بود، خلبانان نیروی هوایی به شدت آن را تکذیب می کنند. یکی از خلبانانی که از کهنه کاران فانتوم بوده و پروازهای مشترک زیادی با خلبانان نیروی دریایی ایالان متحده ، نیروی هوایی بریتانیا و نیروی هوایی پاکستان را درکارنامه خود دارد درباره چگونگی انتخاب F-14 توضیح می دهد :

(( نیروی هوایی و شاه شخصا برنامه F-15A وF-14A  را از آغاز برنامه مورد مطالعه قرار دادند. در سال 1351 و در اوایل همین بررسیها مشخص شد که ترکیب F-15A و موشکAIM-7E  ، ترکیب مرگباری برای دشمنان است اما نه به مهلکی F-14Aهای مسلح به موشک AIM-54  فینیکس. بر ما کاملا مبرهن شده بود که ترکیب رادار پالس-داپلرAWAG-9 با موشک AIM-54 هیچ همتایی در دنیا ندارد، همان طور که اکنون هم چنین است ! رادار AWAG-9 به خلبان F-14 قابلیت دستیابی به چنان بردی را می دهد که خلبان F-15 درخواب هم آن را نمی بیند. F-14 از موشکهای اسپارو و سایدوایندر که سلاح  مشترک این 2 جنگنده است در بردی بالاتر استفاده می کند. با تمام این تفاسیر ، این رادار و تسلیحات همراهش در کاربری بسیار ساده هستند. خلبان F-15A برای استفاده بهینه از سامانه تسلیحاتی جنگنده اش نیاز به کار سخت و تمرین مداوم دارد. نیروی هوایی ایالات متحده با افزودن سامانه های پیشرفته تر نظیر نمایشگر سربالا(که در نیمه اول دهه 70 هنوز فناوری آن به وجود نیامده بود) به مرور این مشکلات  را حل کرد.

البته نباید ایگل را نادیده گرفت؛ در واقع ما تحت تاثیر طراحی هر دو جنگنده قرار گرفتیم. هر دو جنگنده دارای کابین جادار با طراحی ویژه، الکترونیک پروازی فوق العاده عالی ، موتورهای قدرتمند و مانور پذیری بسیار بالا بودند. هر دو هنگام نبرد هوایی مسیریابی دقیقی از هدف ارائه کرده و در واقع هیچ محدودیت زاویه حمله نداشتند (البته به جز در هنگام آموزش).

 

رنگ آمیزی استتار F-14Aهای ایران به استتار آسیای صغیر مرسوم است. دماغه و سطوح بالایی هواپیما به رنگ قهوه ای ، سبز تیره و خرمایی و سطوح پائینی به رنگ خاکستری رنگ آمیزی شده اند. بی رنگ باقی ماندن لبه حمله بالها و سکانهای افقی و عمودی کاملا مشخص است.

 

F-15A  با استفاده از سامانه بهبود کنترل پرواز که جهش فناوری قابل توجهی در آن زمان محسوب می شد، پرواز بسیار راحت و خوشایندی را ارائه می کرد. با این حال طبق بررسی اولیه ما، مانورپذیری و انعطاف F-14A را نداشت . در عین چابکی فوق العاده ، تمایل تامکت به حفظ مسیر پروازی مستقیم بسیار بالا بود که نشان از شاهکار بودن طراحی ایرودینامک آن داشت. خلبانان فانتوم ما که با آن پرواز نموده و مانورپذیری عجیب این پرنده رالمس کردند ، تا به حال رویای آن را نیز در سر نمی پروراندند. بال متغیر و سطح مقطع بال پیشرفته به تامکت قابلیتهایی ستودنی داده بود. در ارتفاع پایین و در سرعتهای فراصوت یا فروصوت، با وجود خلبانان با مهارت یکسان، F-14A برتری قابل ملاحظه ای نسبت به F-15A دارد.

شدت گردش F-14A در نبردهای نزدیک هوایی، قابلیتی منحصر به فرد در آن زمان بود. حتی امروز نیز F/A-18 یا F-22  به سختی می توانند در این زمینه بر F-14 غلبه کنند. پس از تنها 100 ساعت آموزش ، من یاد گرفتم که چگونه دماغه جنگنده F-14A خود را در چند ثانیه به زاویه حمله 75 درجه رسانده ، گردش کنم و هدف خود را با توپ یا موشک سایدوایندر مورد اصابت قرار دهم.

اما این ماشین جنگی نقاط ضعفی هم داشت، شاید بتوان گفت تنها مشکل این جنگنده موتورهای پرات اندویتنی TF-30 آن است که موتورهایی بسیار نامطمئن هستند. ما مجبور بودیم که چگونگی پرواز با موتو جنگنده را یاد بگیریم ، نه خود تامکت را، این موتور مشکلات زیادی حین پرواز برای خلبان ایجاد می کند، با این حال نباید قدرت آن که در شرایط خاصی هر موتور 20000 پاوند رانش را برای ما تامین می کرد، نادیده گرفت. این قدرت برای F-14A کافی بود تا در سرعتی زیر 136 کیلومتر بر ساعت و زاویه حمله 40 درجه ای ، قدرتمندانه به حرکت خود ادامه دهد.F-14A   این پایداری فوق العاده را مدیون سکانهای افقی و عمودی بزرگ خود است. بالچه های سکان عمودی 2تایی آن علاوه بر تامین گردش سمتی، کنترل غلت در زوایای حمله متوسط و بالا را نیز به عهده دارد.))

مطالعات نیروی هوایی امتیازات طرح گرومن نسبت به طرح مکدانل داگلاس را مشخص کرد و شاه نیز برپایه همین مطالعات و با توضیحاتی که افسران نیروی دریایی ایالات متحده به وی ارائه کردند از وجود چنین قابلیتهایی مطمئن شد. در آن برهه، مباحثی درگرفت که کدام هواپیما را باید خرید؟! یکی از خلبانان در این باره توضیح می دهد :

((ما نمی توانستیم درباره آنچه آمریکایی ها نام "نمایش فروش F-14 " روی آن گذاشته بودند بی تفاوت باشیم. این کاملا ساده لوحانه بود که ما تحت تاثیر این گونه نمایشها قرار بگیریم. زیرا اگر در این میان عجله نموده و شتابزده عمل می کردیم، دچار اشتباه فاحشی می شدیم. انتخاب جنگنده جدید F-15  یا  F-14 مستلزم صرف میلیاردها دلار هزینه جهت خرید و آموزش هزاران نفر از کارکنان و ساخت تاسیسات پشتیبانی آن، حداقل برای 30 سال آینده بود. ما عاقل تر از آن بودیم که تحت تاثیر پرواز نمایشی خلبانان آزمایشگر آمریکایی قرار بگیریم. در آن برهه ، ما نه  تنها دنبال جنگنده ای برتر از لحاظ مانور پذیری و تسلیحات می گشتیم بلکه انعطاف پذیری آن در رهگیری و دفاع منطقه ای نکته ای حائز اهمیت محسوب می شد. ما سلاحی کامل می خواستیم . حس گرهای برتر، تسلیحات دوربرد موثر و سامانه های خودکار که در عین حال به پشتیبانی کمی نیاز داشته باشد. این مشخصه ها بدون نقص در F-14 بود. تصمیمی که تاثیر سرنوشت ساز خود را در جنگ ایران- عراق به طور کامل نشان داد.))

نقش موثر F-14ها در طول هشت سال جنگ تحمیلی به خوبی ثابت شد. که در این جا نیز جا دارد به یک مورد از کارآمدی این هواپیما از زبان ستوان یکم خلبان علی چراغلو خلبان هلیکوپترCh-47 شیونک اشاراتی داشته باشیم :

روز دوم فروردین 1361، عملیات فتح‏ المبین تازه شروع شده بود. من که خلبانی هلیکوپتر شینوک را برعهده داشتم، کار جا به‏ جایی نیروها به پشت خط مقدم را انجام می‏ دادم. هواپیماهای عراقی، تلاش زیادی می‏کردند به هرصورت ممکن، مانع این جا به ‏جایی ‏ها شوند. لذا همیشه در کمین هلیکوپترهای CH-47 شینوک که کاملاً بی‏دفاع هستند، بودند. در این مأموریتها ما با هماهنگی هواپیماهای اف-14 پایگاه هوایی خاتمی که به صورت CAP در اطراف ما بودند، پرواز می‎ کردیم. CAP پوشش هوایی مرز برای جلوگیری از نفوذ هواپیماهای دشمن است. همچنین تأمین امنیت برای هلیکوپترها و یا هواپیماهایی است که فاقد کارایی رزمی می‏ باشند. آن روز، دوم فروردین 1361 همزمان با طلوع خورشید، با 5 فروند هلیکوپتر شینوک، جا به ‏جایی نیروهای ویژه‏ ی کلاه‏سبز را آغاز کردیم. ماموریت ما، انتقال بیش از 300 نفر نیروی ویژه از اندیمشک به پشت نیروهای عراقی بود. در طول مسیر مرتب مواظب اطراف بودیم که مورد اصابت قرار نگیریم.

 

هلیکوپتر Ch-47 شینوک، ساخت شرکت بوئینگ آمریکا، که برای جابجایی نیروها و حمل ادوات جنگی و همچنین اسلینگ

سایر هلیکوپترها استفاده می شود

عکس بالا ، یک شینوک CH-47 متعلق به نیروی هوایی ایران را در حال اسلینگ یک هلیکوپترBell -214 نشان می دهد.

 

ناگهان خلبان هواپمای اف14 که در شعاع 50 کیلومتری ما در حال CAP بود، با کلمه‏ ی رمز به ما گفت که سریعاً به زمین بنشینیم. بلافاصله محلی را برای فرود انتخاب کرده و هرکدام به صورت پراکنده در گوشه ‏ای نشستیم. هنوز آخرین هلیکوپتر به زمین ننشسته بود که صدای انفجاری مهیبی به گوش رسید. اطراف که جستجو کردیم، متوجه شدیم در فاصله‏ای کمی از ما، یک میگ23 عراقی به زمین اصابت نموده و آتش گرفته است. به طرف هواپیما رفتیم و در کنار هواپیما، با جنازه ‏ی متلاشی شده‏ ی خلبان را که یک سرگرد عراقی بود، روبه ‏رو شدیم. ما توانستیم نقشه ‏ی نیم‏سوخته ‏ی خلبان را که ارزش اطلاعاتی زیادی داشت از جیب او بیرون آوریم. موشک فونیکس هواپیمای اف14 طوری به میگ23 اصابت کرده بود که دو فروند میگ23 را که به صورت Formation پرواز می‏ کردند، باهم سرنگون ساخته بود و خلبان یکی درجا کشته شده و دیگری در چند متری سطح زمین اقدام به Eject کرده بود که موفقیت آمیز نبوده و در آتش هواپیمای خودش گرفتار شده بود. آن روز با لطف خدا به خیر گذشت هرچند بدون پشتیبانی هوایی اف-14، امکان نجات نیروها در عملیات فتح‏المبین وجود نداشت و انجام عملیاتی نظیر بیت‏ المقدس که منجر به آزادی خرمشهر شد با تلفات زیاد، قابل انجام می‏ شد.

تحویل و آموزش کارکنان :

برنامه 300 میلیون دلاری "شاه پارسی" که قرارداد آن در روز 17 دی 1353امضا شد شامل تحویل 30 فروند F-14A-GR ، مقدار قابل توجهی قطعات یدکی، موتورهای جایگزین و مجموعه کاملی از مهمات مشتمل بر 424 تیر موشک AIM-54A بود . چند ماه بعد در تیرماه 1354 ، نیروی هوایی 50 فروند F-14A و 290 تیر موشک فینیکس دیگر سفارش داد. ارزش قرارداد شاه پارسی در نهایت به 2 میلیارد دلار رسید و در آن زمان لقب بزرگترین معامله تسلیحاتی تاریخ ایالات متحده با یک کشور خارجی را به خود اختصاص داد. با امضای این قرارداد ، شرکت در شرف تعطیلی گرومن جان تازه ای گرفت و پروژه تامکت که رو به نابودی بود دوباره احیا شد. ایران نه تنها برنامه F-14  را دوباره زنده کرد و در بهترین زمان ممکن یعنی هنگامی که تامکت به علت افزایش هزینه ها به شدت از برنامه زمانبندی شده عقب افتاده و فشار مقامات و رسانه ها در حد اعلای خود بود، به داد گرومن رسید، بلکه پیروزی F-14 بر F-15 در رقابت فروش به ایران سبب کاهش اعتراضات و ایمان آوردن مطبوعات داخلی آمریکا به این جنگنده شد.

در مرداد 1353 در حالی که گرومن مشغول ساخت نخستین دسته بزرگ از جنگنده تامکت برای نیروی دریایی آمریکا و نیروی هوایی ایران  بود، کنگره آمریکا تامین مالی برنامه F-14  را متوقف کرد. گرومن بلافاصله در آستانه ورشکستگی و تعطیلی قرار گرفت. به دستور محمدرضا شاه "بانک ملی ایران" پول مورد نیاز گرومن را برای انجام تعهداتش به ایران به این شرکت قرض داد. با این واکنش دولت ایران، دیگر سرمایه گذاران نیز به سرمایه گذاری در گرومن ترغیب شدند. در واقع اگر تزریق پول ایران در گرومن صورت نمی گرفت، F-14 (مثل بسیاری از برنامه های قبلی و بعدی) برای همیشه به خاطره ای کوتاه و نامفهوم در تاریخ بدل می شد و نیروی دریایی ایالات متحده از داشتن بهترین محافظ ناوهای هواپیمابر در طول ماموریتهای خود محروم می گردید، به همین سادگی !

پس از اتمام ساخت ، تامکت های ایران با پوشش رنگ متفاوتی نسبت به نمونه های آمریکایی خود رنگ آمیزی شدند اما از لحاظ سامانه های داخلی تفاوت چندانی باهم نداشتند. از همان زمان شایع شده بود سامانه پادکار و ضد پادکار الکترونیکی ( ECM و ECCM) تامکت های ایرانی نمونه ضعیفتر F-14 های آمریکایی است. یکی از خلبانان در این باره می گوید :

(( روزنامه ها و کتابها در آن زمان در غرب ادعا می کردند که رادار AWG-9 ساخته شده برای ایران تحت استاندارد ضعیفی تولید شده و تامکت های ایرانی فاقد سامانه های ECM نصب شده بر روی تامکتهای نیروی دریایی هستند. اما این گذارشها بی ارزش و فاقد سندیت علمی بودند .رادار و موشک مزبور در خدمت نیروی هوایی ایران دقیقا دارای مشخصات و قابلیتهای نمونه های در اختیار نیروی دریایی آمریکا بود. آنها چه در آن زمان و چه حالادارای استاندارد تولید بسیار بالایی بوده و هستند. تنها تفاوت جزیی در میان این تامکت ها این است که سرعت تغییر بسامد رادارAWG-9 و موشک AIM-54 برای مقابله با اخلال الکترونیک در نمونه های تحویلی به ایران کمی پایین تر است. این در واقع حرکتی سیاسی در جواب مخالفان فروش F-14 به ایران در ایالات متحده بود که می گفتند : "چرا سامانه تسلیحاتی به این حساسی باید به ایران فروخته شود!" این تغییر  سبب می شد که نیروی دریایی به طور رسمی به کنگره اعلام کند که سامانه های فروخته شده به ایران از نمونه های آمریکایی شان ضعیفتر است. در عمل ، پردازشگرهای نصب شده بر روی تامکت های ما کمتر از یک صدم ثانیه کندتر از معادل آمریکایی خود بودند.

این مساله ای بود که هیچ وقت مورد بحث قرار نگرفت و من تعجب می کنم که برخی فکر می کنند ما میلیاردها دلار پول بابت چیزی داده ایم که نمونه کاملا ضعیف شده گونه اصلی است و تا قابلیت های طراحی شده برای آن فاصله زیادی دارد! ))

باید اذعان کرد سامانه های فوق محرمانه ای نیز بر روی F-14های نیروی هوایی نصب شده است. سامانه APX-81-MIE (همان سامانه APX-82-Aکه بر روی تامکتهای نیروی دریایی نصب گردیده)و سامانه تشخیص دوست از دشمن از این دست محسوب می شوند . این سامانه درخت جنگی نه تنها قابلیت کشف هواپیمای دشمن با بررسی تشخیص دوست از دشمن آن هواپیما و بدون استفاده از رادار را به F-14  می دهد بلکه اطلاعاتی نظیر سرعت واقعی و فاصله هدف را نیز در اختیار خلبان قرار می دهد. تنها تفاوت APX-81MIE با APX-82-A در این است که سامانه در اختیار ایران تنها توانایی کشف سامانه تشخیص دوست از دشمن نصب شده بر روی هواپیماهای روسی را دارد.

بر خلاف F-14های نیروی دریایی، جتهای ایران فاقد سامانه جستجوگر/مسیریاب فروسرخ  AN/ALR-23  نصب شده در زیر دماغه هواپیما هستند. حتی نخستین تامکت ساخته شده برای ایران که چندین بار به نمایش درآمد با این غلاف زیر دماغه به عموم نمایش داده شد. یکی از خلبانان در این باره توضیح می دهد :

(( پنتاگون تلاش زیادی برای نصب ALR-23 روی تامکت های ایران کرد که این سامانه برد محدودی دارد و داده هایی که تهیه می کند دارای اشتباهات فراوانی است.))

 

به دو عکس بالا توجه کنید، عکس سمت راست F-14  نیروی دریایی ایالات متحده می باشد و عکس سمت چپ یک فروند F-14 متعلق به نیروی هوایی ایران را در حال  سوختگیری در آسمان نشان می دهد. با توجه به این عکس و قسمت زیر دماغه  سامانه جستجوگر/مسیریاب فروسرخ  AN/ALR-23  که در تامکت های ایرانی حذف شده است به خوبی نمایان است.

 

در مقابل نیروی هوایی با توجه به نتایج فوق العاده به دست آمده از سامانه حس گر الکتروواپتیکی ASX-1 نصب شده بر روی آخرین نمونه های F-4E منتظر سامانه بسیار توانمندتر AN/AXX-1 ساخت نورثروپ ماند تا وارد خدمت شود. اما این انتظار طولانی شد، F-14های ایرانی ساخته شدند و در نهایت در اوایل دهه 80 سامانه مزبور وقتی عملیاتی شد که در ایران متاسفانه انقلاب به پیروزی رسیده بود.

F-14های ایران افزون بر سامانه آلات دقیق فرود AN/ARA-62 (که برای نشستن بر روی ناو هواپیمابر مورد استفاده قرار می گیرد) رمزگذار/رمزگشای K/T-1A،K/R-1A  و KY-28 را نیز بر روی خود نمی بیند. در نهایت ، موشکهای AIM-54A تحویلی به ایران دارای سامانه ECCM ضعیف تر شده ای نسبت به همتایان آمریکایی خود هستند که توانایی مقابله با هواپیماهای آمریکایی و سامانه های ECM آن را نداشته باشند. از طرفی ، تامکت های ایران به موتورهای TF30-RW-414 مجهزند که نسبت به موتورهای TF3-PW-412 تمایل کمتری به واماندگی کمپرسور دارند. اگر چه این مشکل در414 نیز پابر جامانده و موتور در حال بیشینه رانش بدون پس سوز دود از خود به جای می گذارد

 

موشک AIM-54A که بر روی یک فروند F-14  متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده قرار گرفته

 

قبل از ورود F-14 به ایران ، پایگاه هوایی بسیار بزرگی در کویر نزدیک اصفهان ساخته شد. پایگاه هشتم شکاری (TFB8)  پس از ورود تامکت و تشکیل 2 گردان 81 و 82 شکاری به مرکز فعالیت و عملیات این جنگنده در کشور تبدیل شد. دیگر گردان های F-14 ایران گردانهای 71 و72 شکاری بودند که در پایگاه هفتم شکاری شیراز مستقر شدند. یکی از خلبانان در این باره می گوید :

(( بر خلاف آنچه در رسانه ها انتشار یافت، آموزش خلبانان F-14  سرعت بالایی داشت. "کلارک" به عنوان مسئوول هماهنگی بین نیروی هوایی ارتش ایران ، نیروی دریایی ایالات متحده و گرومن بود. وی سازماندهی نخستین گروه 14 نفری خلبانان نیروی دریایی و شرکت گرومن و کارشناسان فنی که قرار بود پس از ورود به ایران، نیروی هوایی را جهت پذیرایی از تامکت ها آماده کنند، بر عهده داشت. آنها از پایگاه های در دست احداث بازدید کرده ، با فرماندهان نیروی هوایی ملاقات نموده و بر اجرای دقیق دروس آموزش نظارت می کردند. گزارش عملکرد این گروه به طور دایم مورد بررسی فرمانده وقت نیروی هوایی قرار می گرفت.))

در اردیبهشت 1353 ، نخستین گروه از خلبانان با تجربه جنگنده F-4 نیروی هوایی مرکب از 4 نفر به پایگاه هوایی نیروی دریایی "میرامار" در کالیفرنیا فرستاده شدند. آنها آموزش خود را به وسیله استاد خلبان گردان آموزشی VF-124 در آن پایگاه آغاز نمودند. این 4 خلبان در بازگشت ، نخستین گروه استاد خلبانان F-14 در نیروی هوایی را تشکیل دادند. یک ماه بعد ، دومین گروه شامل 80 افسر خلبان به پایگاه هوایی نیروی دریایی "اوشنا" در ایالت ویرجینیا وارد شدند. آموزش این دسته از خلبانان را گردان آموزش VF-101 بر عهده داشت. لازم به ذکر است این خلبانان را گروهی کوچکی از نفرات فنی و نگهداری موتور TF30 به شرکت پرات اندویتنی فرستاده شدند. پس از آنها ، 26 نفر دیگر از مهندسان به بخش تسلیحات شرکت هواپیما سازی هیوز اعزام شدند تا با نحوه تعمیر و نگهداری رادار AWG-9 و سامانه های مرتبط با آن نظیر موشک AIM-54 آشنا گردند. نخستین گروه 4 نفری استاد خلبانان آمریکایی در آبان 1354 به ایران وارد شدند  و پس از بازدید از تاسیسات آموزشی و آماده سازی طرح آموزشی ، تا پیش از ورود F-14  به ایران برای گذراندن دوره بازآموزی به آمریکا بازگشتند. از اوایل اردیبهشت 1355 تا بهمن 1357 تعداد 27 نفر استاد خلبان آمریکایی در پایگاه هشتم شکاری حضور دائم داشتند. این نفرات زیر نظر فرمانده عملیاتهای نظامی ایالات متحده  ژنرال "هویر" در ایران مشغول فعالیت بودند.

در فروردین ماه 1355 ، سومین دسته خلبانان نیروی هوایی برای آموزش به پایگاه هوایی میرامار گسیل شدند . این گروه که در زمان پیش بینی شده آموزش خود را به اتمام رسانده بودند. موفق گردیدند در تعدادی از مانورهای مشترک به همراه خلبانان نیروی دریایی، نیروی هوایی، سپاه تفنگداران و گارد ساحلی ایالات متحده تمرینانی را انجام دهند.

 

 

F-14های H-6 (نزدیک به دوربین) و H-4 به همراه F-14های نیروی دریایی در ابتدای

سنگفرش خط پرواز تامکت های تازه ساخت گرومن در کلورتون را پیش از تحویل به مشتری

مشاهده می کنید. علامت نیروی دریایی ایالات متحده هنوز از روی هواپیماهای ما پاک نشده است!

 

تا آذرماه 1355 آموزش نفرات فنی تقریبا به اتمام رسیده بود. در طول 2 سال 110 الی 120 نفر آموزش دیده و 100 نفر مشغول آموزش بودند . با تمام این اوصاف ، در هنگاه شروع زندگی F-14 در ایران ، نفرات فنی برای نگهداری این جنگنده پیچیده به مشکلات زیادی برخورد کردند. با توجه به  بروز مشکلات عمده در زمینه تعمیر و نگهداری تامکت در ایران، گرومن بلافاصله گروه هایی متشکل از کارشناسان فنی را برای آموزش شیوه های عیب یابی و فرآیند های جلوگیری از ایجاد خسارات در سامانه ها به ایران فرستاد و این گروه ها آموزشهای ویژه ای در ایالات متحده دیده بودند.

یکی از خلبانان در این باره می گوید :

(( آمریکایی ها به نفرات فنی ما نکات حساس سامانه های الکترونیکی را یاد نمی دادن و همچنین نفرات ما حق انجام کاری را به تنهایی نداشتند. پنتاگون نه تنها اجازه آموزش نحوه تعمیر  ونگهداری سامانه های حساس را به کارکنان ما نمی داد بلکه این سامانه ها برای تعمیر و نگهداری می بایست حتما به خود آمریکا ارسال می شدند. تمامی این سامانه ها در محفظه های مخصوصی بسته بندی شده و فرستاده می شدند که هزینه های هنگفتی را برای نیروی هوایی داشت. به طور طبیعی، معنی این کار این بود که در صورت وقوع هرگونه مشکلی در این فرآیندها ، تمامی ناوگان F-14 ما زمینگیر خواهد شد .))

برای سازماندهی و ایجاد انضباط جهت استفاده بهینه از حجم عظیم قطعات یدکی که از شرکتهای مختلف آمریکایی وارد ایران می شدند. یک سامانه یکپارچه رایانه ای با نام "ثبت صلح" با هزینه بسیار بالایی در سطح انبارهای قطعات نیروی هوایی تشکیل شد. تنها نگرانی آمریکایی ها در آن زمان محرمانه نگهداشتن سامانه های حساس تامکت به هر قیمت ممکن بود. البته قیمتش را نیروی هوایی می بایست پرداخت می کرد !

دیگر مشکل بزرگ فنی که با ورود F-14 خود را نشان داد، مشکلات موتور بود. در واقع موتور TF30 به عنوان راه حلی موقتی و البته ارزان برای پیشبرد پروژه به شمار می رفت و قرار بود که در ادامه (نیمه دوم دهه 70) جایگزین مطمئن و مناسبی برای آن ساخته شود. برنامه موتور جدید به علت کمبود منابع مالی از حرکت باز ایستاد و موتور TF30-PW-412 حتی با ارتقا به گونه 414 باز هم مرتب دچار واماندگی کمپرسور می گردید. در حین نخستین مراحل آموزش نبردهای هوایی، وقوع واماندگی کمپرسور در موتور دو فروند تانکت سبب کشته شدن دو خلبان شد که متاسفانه یکی از آنها ایرانی بود.

نیروی هوایی که پیش از خرید از مشکلات موتور TF30 آگاه بود، در اقدامی سریع مستقیما به سراغ پرات اندویتنی رفت و گفتگوهایی را برای جایگزینی موتور مزبور آغاز نمود. این مساله از آنجا حائز اهمیت است که در ادامه ، نیروی هوایی طی نامه ای تمایل خود مبنی بر خرید 70 فروند F-14 دیگر را به اطلاع پنتاگون رساند.

نیروی هوایی ایران در یک نگاه - قسمت چهارم

نیروی هوایی ایران پیش از انقلاب مقتدرترین نیروی هوایی منطقه بود، این نیرو در آستانه انقلاب با در اختیار داشتن چند صد جنگنده مدرن که در بهترین شرایط عملیاتی بسر می بردند و بطور کامل از پشتیبانی سازنده برخوردار بودند می توانست با تمام کشورهای خاورمیانه مقابله کند و پیروز از میدان نبرد خارج شود.
پس از انقلاب با خروج مستشاران خارجی و نبود پشتیبانی از سوی کشور سازنده بنا به نظر کارشناسان توان این نیرو به یک سوم گذشته تقلیل یافت، با این وجود نیروی هوایی در جریان جنگ تحمیلی سعی کرد تا در آغازین روزهای جنگ آشفتگی نسبی اوضاع نیروی زمینی را جبران کند، در اولین روزهای جنگ این نیرو با انجام عملیات مقتدرانه سایه البرز دهها جنگنده را به سوی اهداف مهمی در عراق روانه ساخت، این عملیات بعنوان یک عملیات کلیدی و مهم نه تنها فشار روانی شدیدی را بر نیروهای عراقی وارد کرد بلکه باعث کند شدن روند فعالیت های دشمن نیز شد، از دیگر عملیات های به یاد ماندنی می توان به عملیات سلطان و حمله به مجموعه H-3 در عراق اشاره کرد.

جنگنده های نیروی هوایی:
جنگنده های عملیاتی کنونی نیروی هوایی را می توان مجموعا به سه دسته تقسیم کرد، جنگنده های باقیمانده از نیروی هوایی شاهنشاهی، جنگنده هایی که در جریان جنگ خلیج فارس (در سال 1991) از عراق به ایران پناهنده شدند و جنگنده های خریداری شده پس از انقلاب.

جنگنده های پیش از انقلاب:
جنگنده های باقیمانده از نیروی هوایی شاهنشاهی که در حال حاضر در خدمت می باشند سه نوع جنگنده اف-5 تایگر (نوع E/F) ، اف-4 فانتوم (نوع D/E) و اف-14 تامکت (نوع A) می باشند که به ترتیب به شرح آنها می پردازیم.

اف-5 تایگر:
نوع اولیه (انواع A/B) این جنگنده توسط شرکت گرومن و بمنظور مقابله با تهدید جنگنده میگ-21 روسی که جنگنده بسیار چالاکی بود ساخته شد، اف-5 E/F که از روی نوع اولیه ساخته شد جنگنده ای است مدرن تر، مجهز به رادار و فوق العاده مانور پذیر که توانایی فوق العاده ای برای نبرد های هوایی نزدیک دارد و علاوه بر این می تواند عملیات های هوا به زمین را نیز بخوبی به انجام برساند، این جنگنده در سالهای جنگ توانایی های خود را بخوبی نشان داد و توانست پا به پای دیگر جنگنده در عملیات های نیروی هوایی به خدمت بپردازد. در حال حاضر حدود 70 فروند از این جنگنده ها در نیروی هوایی در حال خدمت می باشند که اغلب از فرسودگی شدید سازه بهره می برند، لیکن بواسطه ساده تر بودن فناوری های بکار رفته در آن مشکلات کمتری در زمینه نگه داری آنها وجود دارد.

اف-4 فانتوم:
بی شک بیشترین بار کاری در طول جنگ تحمیلی بر دوش سلطان آسمان اف-4 فانتوم بود، این جنگنده هر چند در ابتدا بعنوان جنگنده ای برای حملات هوا به زمین و با توانایی دفاع از خود در نظر گرفته شد، اما توانایی هوا به هوای مناسبی که در زمان خود داشت باعث شد تا در میان همگان بعنوان یک جنگنده جند منظوره شناخته شود، یکی از شاهکار های این جنگنده و خلبانان تیز پرواز آن در طول جنگ حمله موفقیت آمیز به مجموعه H-3 در عمق خاک عراق بود که در نظر اغلب فرماندهان نظامی امری غیر ممکن می نمود، ویژگی برجسته اف-4 توانایی حمل تسلیحات هوا به زمین بویژه انواع بمب ها در تعداد بالا است. از این جنگنده نیز حدود 70 فروند عملیاتی است که بیش از هر چیز از فرسودگی سازه رنج می برند، لیکن فعال نگه داشتن رادار APQ-120 آن نیز کار راحتی نیست، با این وجود سعی می شود آنها در بهترین وضعیت عملیاتی باشند، در سالهای اخیر پروژه هایی برای بهسازی رادار و سیستم های کنترل تسلیحات آن انجام شده اما هیچ گزارشی از سوی منابع خارجی مبنی بر خارج شدن فانتوم های ایرانی از حالت استاندارد وجود ندارد. تنها امکان نصب بعضی بمب ها، موشک ها و غلاف های هدف گیری جدید ساخت ایران بعلاوه موشک هوا به هوای گرمایاب روسی R-73 Archer برروی این جنگنده ها فراهم آمده است، اما ممکن است در آینده با تکمیل شدن پروژه های فعلی تجهیزات الکترونیکی جدیدی نیز به این جنگنده افزوده شود.

اف-14 تامکت:
گربه های وحشی نیروی هوایی ایران یکی از هراس انگیز ترین جنگنده هایی بودند که در اختیار نیروی هوایی ایران بودند، برای خلبانان عراقی که با جنگنده هایی نظیر میگ-21 و 23، سوخو-22 و... پرواز می کردند رهگیری توسط تامکت های ایرانی کابوسی بود که بارها و بارها به حقیقت پیوسته بود، زوج بی همتای جنگنده اف-14 تامکت و موشک هوا به هوای AIM-54 Phoenix در طول جنگ بارها و بارها پرنده های عراقی را شکار نمود و کارنامه موفقی از خود بجای گذاشت، اف-14 تامکت که تنها به ایران صادر شده بود در طول جنگ لیاقت خود را به خوبی نشان داد و مهمترین افتخارات جنگ های هوایی این جنگنده را به نام عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ایران ثبت نمود.
پیش از انقلاب 80 فروند از این جنگنده به منظور مقابله با تهدید جنگنده های میگ-25 اتحاد شوروی سفارش داده شد که تا زمان انقلاب 79 فروند بعلاوه حدود دویست و پنجاه فروند موشک AIM-54 تحویل ایران شده بود، از این میان تعدادی در طول جنگ تحمیلی از بین رفتند و تعدادی نیز برای عملیاتی ماندن دیگر تامکت ها اوراق شدند، در حال حاضر حدود 24 فروند اف-14 ایرانی امکان پرواز دارند که از این میان قریب به 17 فروند توانایی شرکت در نبرد های هوایی را دارند و تعداد تامکت هایی که توانایی شلیک *موشک های هدایت راداری را دارند نیز از 17 فروند کمتر است.
در حال حاضر علاوه بر اینکه نگه داری اف-14 با سیستم پیچیده بالهای متغیر امری سخت و مشکل است، ایران در نگه داری رادار پیچیده AN/AWG-9 با مشکلات مختلفی روبرو است، هرچند بخشی از قطعات این رادار با کیت های ساخت صنایع الکترونیک ایران (صا ایران) جایگزین شده است، اما قطعات زیادی نیز وجود دارند که تامین آنها غیر ممکن است یا به سختی و از طریق واسطه های مختلف از ایالات متحده تهیه می شوند.

*موشک های هدایت راداری به موشک هایی نظیر موشک AIM-7 Sparrow اطلاق می شود که برای هدایت بسوی هدف به رادار جنگنده شلیک کننده وابسته اند (هدایت نیمه فعال راداری) و یا در هنگام پرتاب به کسب اطلاعات اولیه هدف از رادار جنگنده شلیک کننده نیازمندند (هدایت فعال رادارب)، نظیر AIM-120 AMRAAM.

جنگنده های پناهنده:
در طول جنگ خلیج فارس تعدادی جنگنده عراقی از ترس نابود شدن برروی زمین با پشتیبانی جنگنده-رهگیر های سریع السیر میگ-25 بسوی ایران پرواز کردند، از تعداد این جنگنده ها اطلاعات مختلفی منتشر شده است، اما مهمترین آنها حدود 24 فروند میراژ اف-1 بود که هم اکنون تعدادی از آنها عملیاتی اند و در پایگاه هوایی مشهد مستقر اند. از تسلیحات این جنگنده ها اطلاع دقیقی در دسترس نیست اما گفته می شود با توجه به نبود موشک های گرمایاب R-550 برای نبرد های هوایی این جنگنده ها از موشک های ناتوان PL-7 ساخت چین که کپی ناقص موشک R-550 می باشد بهره می برند، در نبرد های هوا به زمین نیز احتمالا این جنگنده ها بیشتر از تسلیحات فاقد هدایت نظیر راکت ها و بمب های سقوط آزاد استفاده می کنند، با این وجود بدلیل کتمان استفاده از این جنگنده ها از سوی مسئولان اطلاعات کمی از آنها در دسترس است، در آگوست 2001 نیز یک فروند از این جنگنده ها در عملیات بر علیه قاچاقچیان مواد مخدر بوسیله موشک دوش پرتاب آنها از بین رفت.


 

از دیگر جنگنده های پناهنده می توان به میگ-21، 23 و 25 و سوخو-20، 22، 24 و 25 اشاره کرد که در این میان از میگ 21، 23 و 25 و همچنین سوخو-20 و 22 بدلیل قدیمی بودن و تعداد کم استفاده نمی گردد، لیکن سوخو-24 و 25 ها امروزه بهمراه سوخو-24 و 25 های خریداری شده توسط ایران در حال خدمت اند.

لیست کامل جنگنده های پناهنده:
Su-20M به تعداد 4 فروند
Su-22M/UM به تعداد 40 فروند
Mirage F.1EQ/EQ-5 به تعداد 17 فروند
Mirage F.1BQ به تعداد 7 فروند
Su-24Mk به تعداد 24 فروند=طبق برخی آمار
Su-25K/UBK به تعداد 7 فروند
MiG-23BN به تعداد نا معلوم احتمالا کمتر از 15 فروند
MiG-29UB به تعداد تقریبی 4 فروند
Il-76MD/TD به تعداد تقریبی حدود 12 فروند
Il-76 Adnan 1 AEW به تعداد یک فروند
Il-76 Baghdad 1 به تعداد یک فروند
Boeing 747-200 به تعداد دو فروند
Boeing 707-320C به تعداد 1 فروند
Boeing 737-270 به تعداد 2 فروند
Lockheed 1329 Jetstar 8 به تعداد 1 فروند

جنگنده های خریداری شده توسط جمهوری اسلامی:
در اواخر جنگ با توجه به تحریم های گسترده و ناتوانی ایران در عملیاتی نگاه داشتن جنگنده های غربی تلاش هایی برای خرید جنگنده از کشورهای شرقی بعمل آمد که نتیجه آن خرید جنگنده های ناتوان و قدیمی اف-6 و اف-7 از چین بود، پس از جنگ با بهتر شدن شرایط ایران ابتدا اقدام به خرید جنگنده-رهگیر های تاکتیکی میگ-29 و سپس سوخو-24 و سوخو-25 (نیروی هوایی سپاه) از روسیه بود.

اف-6 فارمر:
اف-6 یا میگ-19 چینی جنگنده ای است بسیار قدیمی که نه تنها در نبردهای امروزی کارایی ندارد بلکه بدلیل کیفیت بد جنگنده های ساخت چین و *امنیت کم استفاده از آن در مقاصد آزمایشی نیز عاقلانه بنظر نمی رسد، گفته می شود امروزه این جنگنده ها بازنشسته و تحویل نیروی هوایی سپاه شده اند تا در مقاصد آزمایشی از آنها استفاده گردد، از تعداد خریداری شده این جنگنده ها اطلاع دقیقی در دسترس نیست.

*در مورد امنیت کم جنگنده های چینی اشاره به این مثال کافی است که در سال 2001 یک جنگنده اف-7 چینی پس از وادار کردن یک هواپیمای جنگ الکترونیک ایالات متحده از نوع EP3 ELINT به فرود در خاک چین دچار تخلیه روغن سیستم هیدرولیک شد و بدلیل از دست رفتن کنترل هواپیما سقوط کرد، هر چند چنین اتفاقی پیش از این نیز برای جنگنده های چینی بارها بوقوع پیوسته بود.

اف-7 فیشبد:
اف-7 یا میگ-21 چینی نیز بهمراه اف-6 در زمان جنگ خریداری شد، این جنگنده به رادار بسیار ضعیف گریفو ساخت ایتالیا مجهز است و در نبرد های هوا به هوا تنها می تواند موشک های ناتوان PL-7 را حمل کند و در نبرد های هوا به زمین نیز تنها می تواند از بمب های سقوط آزاد و راکت استفاده کند.
تعداد 24 فروند نمونه رزمی این جنگنده بهمراه 4 فروند نمونه آموزشی (اف تی-7) توسط ایران از چین خریداری شد.

میگ-29 فولکروم:
فولکروم های ایران تماما از نوع اولیه (نوع A/UB) می باشند و بدلیل پنهانکاری مسئولان از بهسازی های انجام شده برروی آنها اطلاع دقیقی در دسترس نیست، در این حال برخی منابع خارجی از نصب لوله های سوختگیری هوا به هوا و بهسازی رادار برخی این جنگنده-رهگیر های تاکتیکی اطلاع می دهند، فولکروم های ایران 30 فروند شامل 24 فروند نوع رزمی A و 6 فروند نوع آموزشی UB می باشند، لازم به ذکر است این جنگنده ها بطور کلی بدون بهسازی در نبرد های امروزی نمی توانند کارایی لازم را داشته باشند چرا که سیستم های راداری آنها ضعیف و قدیمی است و در برابر جنگ الکترونیک نیز ناتوان اند.

سوخو-24 فنسر:
در جریان جنگ خلیج فارس تعدادی سوخو-24 نیز بهمراه دیگر جنگنده ها به ایران پرواز کردند، ویژگی های مثبت جنگنده سوخو-24 نظیر توانایی در مقابله با رادارهای زمینی و رادار Orbita که توانایی پرواز در ارتفاعات پست و در میان ارتفاعات را به این جنگنده می دهد آن را به یک جنگنده ضربتی فوق العاده تبدیل می کند، با احتساب جنگنده های پناهنده و جنگنده های خریداری شده از روسیه مجموعا 36 فروند از این جنگنده در نیروی هوایی مشغول به خدمت بودند که با سقوط یک فروند این تعداد به 35 فروند تقلیل یافت.

سوخو-25 فراگفوت:
جنگنده سوخو-25 همتای روسی هواپیمای آمریکایی A-10 بوده و وظیفه اصلی آن پشتیبانی از نیروهای زمینی است، این جنگنده با توانایی حمل و استفاده از انواع بمب ها و موشک های هوا به زمین می تواند در برابر واحد های زمینی دشمن بسیار خطرناک واقع شود اما بواسطه سرعت کم و موشک هوا به هوای R-60 Aphid بعنوان تنها سلاح برای نبرد های هوایی در دفاع از خود در برابر جنگنده های دشمن ناتوان است. در میان جنگنده های پناهنده عراقی حدود هفت فروند سوخو-25 نیز وجود داشتند که بهمراه تعدادی جنگنده سوخو-25 خریداری شده از روسیه به خدمت نیروی هوایی ایران در آمدند (عده ای نیز بر این عقیده اند که سوخو-25 های ایرانی تنها محدود به همان جنگنده های پناهنده هستند) در میان آمار منتشر شده از سوخو-25 های ایرانی 7 تا 11 و گاهی تا 25 فروند اشاره شده که 11 فروند دقیقتر به نظر می رسد، تمام فراگفوت های ایرانی در خدمت نیروی هوایی سپاه هستند و وظیفه پشتیبانی از نیروی زمینی سپاه را بر عهده دارند.
 

نیروی هوایی ایران در یک نگاه - قسمت سوم

 
تسلیحات موجود در نیروی هوایی ایران:
تسلیحات نیروی هوایی ایران شامل بازه گسترده ای از تسلیحات غربی و شرقی بعلاوه تسلیحات ساخت ایران است، در این قسمت به بحث در مورد تسلیحات غربی و شرقی می پردازیم، تسلیحات غربی موجود در نیروی هوایی ایران اغلب مربوط به پیش از انقلاب هستند و تسلیحات شرقی نیز اغلب تسلیحاتی هستند که پس از جنگ خریداری شده اند.

موشک های هوا به هوا:

 
موشک هوا به هوای AIM-9 Sidewinder:
موشک سایدوایندر با بیشینه بردی حدود نه کیلومتر، یک موشک حرارت یاب ساخت ایالات متحده است که در جنگ های مختلفی حضور داشته و کارنامه موفقی از خود بجای گذاشته است، در طول جنگ تحمیلی نیز این موشک بوسیله جنگنده های ایرانی استفاده شد و دهها جنگنده عراقی را بکام مرگ کشاند، در شمار جنگنده های عراقی که توسط سایدوایندر شکار شدند می توان به یک فروند MiG-25RB (به وسیله F-5E و به خلبانی کاپیتان جوادپور)، و چندین میگ-21، 23 و 27،سوخو-20 و 22 ، چندین میراژ اف-1 و دست کم دو میراژ 5 اجاره شده از نیروی هوایی مصر اشاره کرد، در حال حاضر نیز تعدادی از این موشک ها باقیمانده است، اما تلاش برای نصب موشک روسی R-73 و موشک چینی PL-7 برروی جنگنده های غربی نیروی هوایی و همچنین تلاش برای ساخت موشک فاطر بر پایه موشک سایدوایندر گواهی بر این مدعا است که تعداد کمی از این موشک ها باقیمانده و همچنین آنها به پایان عمر عملیاتی خود رسیده اند.

 
موشک هوا به هوای AIM-7 Sparrow:
موشک اسپارو یک موشک هدایت راداری نیمه فعال با بردی حدود 40 کیلومتر است و در طول جنگ نیز با کمک جنگنده های اف-4 و اف-14 انواع مختلف جنگنده های عراقی از جمله میراژ اف-1، میگ-21 و 23، سوخو-22، سوپر اتاندراد، بمب افکن توپولف-22 و چند هلیکوپتر عراقی و احتمالا یک موشک ضد کشتی اگزوست (بوسیله جنگنده اف-14 تامکت) را از بین برد، از این موشک نیز در حال حاضر تعدادی باقی مانده است و همچنین به پایان عمر عملیاتی خود رسیده است، گفته امیر عطا الله بازرگان از بنیانگذاران جهاد خودکفایی ارتش در شماره 185 آبان 85 (پروژه سجیل – صفحه هفت) مجله صنایع هوایی در مورد نصب موشک روسی R-27 Alamo برروی اف-14 تامکت نیز خود گواهی بر این مدعا است.

 
موشک هوا به هوای AIM-54A Phoenix:
ترکیب جنگنده اف-14 و موشک فونیکس یکی از کشنده ترین ترکیب های جهان است که می تواند برای هر جنگنده ای خطرناک باشد، این موشک که بردی حدود 150 کیلومتر دارد، تنها برروی جنگنده اف-14 تامکت قابل نصب است و هر فروند اف-14 در آن واحد می تواند شش فروند موشک فونیکس را حمل کرده و به کمک آنها بطور همزمان با شش هدف درگیر شود و آنها را از بین ببرد، این موشک در جریان جنگ هشت ساله کارنامه فوق العاده موفقیت آمیزی از خود برجای گذاشت و شکار دهها جنگنده عراقی به مانند بمب افکن های سنگین توپولف Tu-22، انواع مختلفی از میگ ها، سوخوی Su-22، میراژ اف-1 و سوپر اتاندارد و حتی موشک های کروز چینی C-601 را بنام خود ثبت کردند. تعداد کمی از این موشک ها پس از جنگ باقی ماندند که قابل استفاده نیستند، بهمین دلیل نیز نمونه هواپرتاب موشک هاوک تحت عنوان سجیل که گاها بعنوان AIM-23B SkyHawk نیز شناخته می شوند جایگزین آنها شد، از جمله مشکلات موشک سجیل وزن بسیار زیاد آن و همچنین تعداد قابل حمل کم برای هر فروند (هر فروند اف-14 تنها می تواند دو فروند موشک سجیل را بطور همزمان حمل کند) است.

موشک هوا به هوای R-60 Aphid:
این موشک که برروی جنگنده های سوخوی Su-24، Su-25 و MiG-29 نیروی هوایی قابل نصب است یک موشک حرارت یاب برای نبردهای هوایی بوده و آن را می توان با موشک آمریکایی سایدوایندر مقایسه کرد، موشک آفید دارای برد 10 کیلومتر بوده و امروزه در نیروی هوایی فقط برروی Su-24 ها و Su-25 ها استفاده می شود و در مورد MiG-29 جای خود را به موشک پیشرفته تر R-73 Archer داده است. همچنین با تغییرات جزئی می توان این موشک را بجای موشک ناتوان PL-7 برروی جنگنده های چینی اف-7 نصب نمود، از تعداد موشک های آفید نیروی هوایی اطلاع دقیقی در دست نیست.

 
موشک هوا به هوای R-27 Alamo:
موشک R-27 در نمونه های مختلفی و با انواع سیستم های هدایتی تولید شده است، انواع اولیه آن R-24R با هدایت نیمه فعال راداری و حد اکثر برد 80 کیلومتر و R-27T با برد 45 کیلومتر و هدایت مادون قرمز می باشند و تمام موشک های آلامو نیروی هوایی از این نوع اند، انواع جدید تر موشک آلامو نیز R-27RE، R-27TE و نوع هدایت فعال راداری R-27AE با بیشینه برد 170 کیلومتر می باشد. با وجود اینکه موشک آلامو موشکی خوب و با مانور پذیری بالا است، لیکن MiG-29 های ایران که تماما از نوع اولیه اند (بعنوان تنها جنگنده نیروی هوایی که بطور استاندارد توانایی حمل این موشک را دارند) در هدایت این موشک آنگونه که باید موفق نیستند و گاها این موشک ها را به خطا می دهند.

 
موشک هوا به هوای R-73 Archer:
موشک آر-73 ساخت ویمپل با برد 30 کیلومتر، مانور پذیری فوق العاده و زاویه دید بالا نسبت به هدف بعنوان یکی از بهترین موشک های گرمایاب جهان شناخته می شود، آر-73 یکی از بهترین گزینه ها برای نبرد های نزدیک هوایی است و ترکیب جنگنده فوق العاده مانور پذیر میگ-29 و موشک آر-73 می تواند یکی از خطرناک ترین ترکیب ها برای نبرد های هوایی باشد. همچنین در صورت بهسازی جنگنده های Su-24 و Su-25 بمنظور حمل این موشک توانایی آنها در دفاع از خود در حین عملیات تا حد زیادی افزایش می یابد.

 
موشک هوا به هوای PL-7:
موشک PL-7 یک کپی ناقص از موشک حرارت یاب فرانسوی R-550 Magic (ماژیک) است که توسط چین تولید شده و بهمراه جنگنده های ناتوان F-7 به ایران وارد شد، این موشک دارای برد محدود 3 تا 5 کیلومتر می باشد و از یک جستجوگر ضعیف بهره می برد که باعث می شود این موشک در نبرد های هوایی عملا کارایی نداشته باشد، با این وجود تلاش هایی برای نصب این موشک برروی جنگنده های اف-4، اف-5 و حتی میگ-29 انجام شد، اما نه خلبانان جنگنده میگ-29 حاضر بودند بجای موشک توانمند R-73 از موشک های ناتوان PL-7 استفاده کنند و نه خلبانان اف-4 و اف-5 حاضر بودند سایدوایندر را با PL-7 جایگزین کنند، در حال حاضر این موشک ها تنها برروی جنگنده های چینی F-7 و میراژ های فرانسوی که از نبود موشک R-550 رنج می برند استفاده می شوند.


موشک های هوا به سطح:

 موشک هوا به سطح AGM-65 Maverick:
موشک ماوریک که در طول جنگ تونایی بالای خود را به خوبی به نمایش گذاشت نوعی موشک هوا به سطح با هدایت تلوزیونی است که توسط جنگنده های اف-5 و اف-4 در ایران قابل استفاده است و برای حمله به اهداف سطحی نظیر تانکها و ادوات زرهی، سنگر ها، آشیانه های بتونی و باند های فرودگاهها قابل استفاده است و همچنین می توان از آن بر علیه اهداف واقع بر سطح دریا نیز استفاده کرد و در طول جنگ نیز جنگنده های ایرانی با تکیه بر این موشک در زمینه از بین بردن نیروی دریایی عراق به کمک نیروی دریایی شتافتند، از وضعیت و تعداد باقیمانده این موشک ها نیز اطلاع دقیقی در دست نیست اما ممکن است تلاش های ایران بمنظور طراحی و تولید انواع موشک های هدایت لیزری و بمب های هدایت شونده بخاطر جایگزینی با موشک ماوریک باشد، لازم به ذکر است که حد اکثر برد این موشک حدود 27 کیلومتر می باشد.

 
موشک هوا به سطح Kh-25ML Karen:
موشک Kh-25ML نوعی موشک هدایت لیزری با بیشینه برد 10 کیلومتر است و توسط جنگنده های Su-24 و Su-25 قابل استفاده است، این موشک بر علیه اهداف زمینی با اندازه هایی که از ارتفاع 50 تا 5000 متری قابل روئیت باشند و کشتی های روی سطح دریا قابل استفاده است، ویژگی اصلی این موشک سر جنگی پر قدرت آن است که توانایی نفوذ در اهداف مقاوم سازی شده را نیز دارد.

 
موشک هوا به سطح Kh-29L Kedge:
این موشک یک موشک هوا به سطح با هدایت لیزری است که بر علیه پلها، خطوط راه آهن، باند های پرواز بتونی، هواپیماهای پارک شده در آشیانه های مقاوم سازی شده بتونی و کشتی هایی با حد اکثر وزن 10000 تن قابل استفاده است، بیشینه برد این موشک 10 کیلومتر و وزن آن 660 کیلوگرم است و وزن کلاهک پرقدرت آن نیز به 320 کیلومتر می رسد، این موشک نیز برروی جنگنده های Su-24 ایران قابل استفاده است.

 موشک ضد کشتی C-802 Noor:
موشک نور که همان موشک C-802 چینی می باشد یک موشک ضد کشتی بسیار قدرتمند است که بمنظور شلیک از شناورها و پرتابگر های سطحی ساخته شده و کارشناسان چینی آن را با الهام از موشک ضد کشتی موفق فرانسوی اگزوست طراحی کرده اند، موشک نور که در ایران و تحت لیسانس چین تولید می شود دارای حداکثر برد 120 کیلومتر بوده و امروزه با بمب افکن های سوخوی Su-24 ایران تطبیق داده شده و می تواند توسط این جنگنده ها بر علیه اهداف دریایی بکار گرفته شود، این موشک در فاز اولیه پرواز از هدایت اینرسی و در فاز نهایی از هدایت فعال راداری بهره می برد، ارتفاع پرواز آن در طول مسیر حرکت به سمت هدف 20 تا 30 متر و در فاز نهایی تقرب بسوی هدف 5 تا 7 متر است که توانایی بسیار خوبی به این موشک بمنظور مقابله با پدافند ناوها می دهد. این موشک در چین با نام یینگجی-89 یا Eagle Strike شناخته می شود.


موشک های ضد رادار:

 
موشک ضد رادار AGM-78 Standard ARM:
این موشک بمنظور جایگزینی موشک ناتوان AGM-45 بر اساس موشک سطح به هوای RIM-66 توسط شرکت جنرال داینامیکس طراحی شد و طراحی و تولید آن تنها یک سال بطول انجامید و تنها یک سال بعد وارد خدمت شد، این موشک برروی قانتوم های ایرانی نیز استفاده شد و هم اکنون نیز تعدادی از این موشک ها باقی است که از وضعیت آنها اطلاعی در دست نیست، لازم به ذکر است که بیشینه برد این موشک ها 90 کیلومتر می باشد.

 
موشک ضد رادارK h-25MP Karen:
موشک ضد رادار Kh-25MP که برروی جنگنده های سوخوی Su-24 قابل استفاده است، نوعی موشک ضد رادار با بیشینه برد 40 کیلومتر و سرعت 450 کیلومتر است، این موشک امروزه در روسیه با موشک به مراتب پیشرفته تر Kh-31P Kegler جایگزین شده است.


بمب ها:
بمب های سقوط آزاد از جمله تسلیحات ارزان قیمت و در عین حال کم دقتی هستند که هواپیماهای جنگنده از آنها بهره می برند، در طول جنگ انواع مختلفی از بمب های سقوط آزاد غربی بوسیله جنگنده های اف-4 و اف-5 بر علیه عراق بکار گرفته شد، پس از جنگ نیز با ورود جنگنده های روسی به ناوگان نیروی هوایی بمب های سقوط آزاد روسی وارد خدمت شدند، با این وجود تولید بمب های سقوط آزاد غربی به روش مهندسی معکوس در ایران و عملکرد بهتر آنها نسبت به بمب های روسی باعث شد که ایرانیان تطبیق بمب های غربی با جنگنده های Su-24 و Su-25 را بر خرید تعداد بیشتر بمب های روسی ترجیح دهند.
 

نیروی هوایی ایران در یک نگاه-قسمت دوم

 
تسلیحات ایرانی در نیروی هوایی:
از بدو انقلاب با توجه به نبود پشتیبانی برای تسلیحات موجود در ارتش از سوی سازنده آن، تلاشهایی برای نگهداری این تسلیحات انجام شد، با این وجود طولانی شدن جنگ و شرایط سخت خرید سلاح از کشورهای تولید کننده، مسئولان را بر آن داشت تا به مجموعه فعالیت هایی برای تولید سلاح در داخل دست زنند، این پروژه ها در زمینه های مختلفی انجام شد که اغلب در ابتدا بصورت سری بودند و هنگامی که آشکار شدند نیز اطلاعات کمی از آنها منتشر شد، در این بحث به بررسی این طرح ها می پردازیم.

 
پروژه سجیل یا قوش آسمان:
موشک AIM-54 Phoenix بعنوان سلاح اصلی جنگنده F-14 Tomcat موشکی است توانمند و دوربرد که نگهداری آن بسیار سخت است و هنگامی که به پایان عمر عملیاتی خود رسید تنها سازنده آن می تواند بوسیله جایگزینی قطعات آنها را برای یک دوره مجدد آماده استفاده نماید، این شرایط کارشناسان ایرانی را بر آن داشت که به فکر موشک هوا به هوای جدیدی برای اف-14 بیفتند، در این موقعیت تنها گزینه ای که انتخاب مناسب می نمود موشک MIM-23 Hawk بود، هاوک یک موشک زمین به هوا با بردی حدود 60 کیلومتر است که در طول جنگ نیز بخوبی بر علیه جنگنده های عراقی بکار گرفته شد، اما نصب این موشک روی اف-14 امری بود که در ابتدا غیر علمی و غیر عملی به نظر می رسید، با این وجود با پیگیری متخصصان ایرانی این پروژه در همان سالهای جنگ با موفقیت به پایان رسید و پس از جنگ با بهسازی های انجام شده روی این موشک ها در نهایت در سال 1385 با کد *AIM-23 SkyHawk (قوش آسمان) یا سجیل بعنوان موشک اصلی جنگنده های اف-14 ایران شناخته شدند، گفته می شود برد موشک هاوک در شرایط پرتاب از هواپیمای جنگنده تا بیش از 80 کیلومتر افزایش می یابد.
* در مورد موشک های ساخت ناتو موشک های هوا به هوا با کد AIM و موشک های زمین به هوا با کد MIM شناخته می شوند.

 
پروژه فاطر:
موشک هوا به هوای فاطر از همان بدنه و پیشران موشک حرارت یاب AIM-9 Sidewinder استفاده می کند، اما مجهز به یک جستجوگر بهسازی شده و اویونیک کاملا جدید است که بمنظور مقاومت در برابر جنگنده های نوین که به وسائل منحرف کننده و تجهیزات جنگ الکترونیک مجهز اند طراحی شده است.
تا کنون اخباری از ورود به خدمت این موشک و تولید انبوه آن اعلام نشده ولی گفته می شد مسئولان خرید موشک های ناتوان PL-7 و تطبیق آنها با جنگنده های دیگر را بر تکمیل پروژه فاطر ترجیح داده اند، با این وجود ابراز نارضایتی خلبانان ایرانی از موشک PL-7 روزنه امیدی برای پروژه فاطر بود، اما در همان زمان انتشار خبرهایی در محافل غیر رسمی مبنی بر نصب موشک R-73 Archer روی جنگنده های اف-4 بار دیگر امید ها را برای عملیاتی کردن این موشک کمتر نمود.

 
موشک AGM-379/20 Zoobin (Arrow):
موشک زوبین در همان سالهای جنگ تولید شد، اما بدلیل ادامه بهسازی ها ورود رسمی آنها سر انجام در سال 2002 اعلام شد، این موشک از بدنه بمب آمریکایی ام-117 بهره می برد، نوع اولیه این موشک از نوع هدایت تلوزیونی است، اما نوع AGM-379/20L نیز تولید شده که از هدایت لیزری بهره می برد، هر دو نوع این موشک ها از یک موتور راکتی بهره می برند و توانایی رهاسازی از ارتفاع 300 تا 30000 فوتی را دارند و به یک کلاهک 750 پوندی مجهز اند، این موشک ها برروی جنگنده های اف-4 و اف-5 قابل استفاده اند.

 
بمب GBU-67/9A Qadr:
بمب هدایت شونده قدر نوعی بمب هدایت شوند فاقد پیشران است که برپایه بمب 2000 پوندی Mk.84 بوجود آمده و نسبت به موشک زوبین به ارتفاع بیشتری برای رهاسازی نیاز دارد، این بمب از همان سیستم هدایت تلوزیونی بکار رفته در موشک زوبین بهره می برد، بمب هدایت شونده قدر برروی جنگنده های اف-4 و اف-5 قابل نصب و استفاده است.

 
بمب GBU-78 Ghassed:
بمب هدایت شونده 2000 پوندی قاصد که در سال 2006 بطور رسمی وارد خدمت شد و قابل بکارگیری بر روی جنگنده های اف-4 و اف-5 می باشد نیز یک بمب هدایت شونده مجهز به سیستم هدایت تلوزیونی است، اطلاعات زیادی از این بمب ها در دسترس نیست ولی برروی جنگنده های اف-4 و اف-5 قابل استفاده اند، هر جنگنده اف-4 می تواند دو بمب قاصد را بطور همزمان حمل کند، این بمب مشترکا توسط وزارت دفاع و نیروی هوایی ارتش طراحی و ساخته شده است.

 
غلاف نشانه گیری لیزری TIS-33:
این غلاف یک غلاف هدایت لیزری است که بمنظور هدایت بمب ها و موشک های لیزری از جمله نوع لیزری موشک زوبین بکار می رود.

 
جت آموزشی JT-2 Tazarv:
جت آموزشی تذرو از جمله تولیداتی است که با موفقیت وارد خدمت نیروی هوایی شده است، این جت آموزشی کوچک احتمالا از یک فروند موتور J-85 جنگنده اف-5 بهره می برد، بنا به گزارشات تا کنون دو فروند از این جت وارد خدمت شده و سومین فروند نیز آماده تحویل به نیروی هوایی است، این جت را می توان با جت آموزشی K-8D محصول مشترک چین و پاکستان مقایسه نمود.

 
جت آموزشی Shafagh:
یکی از پروژه های بحث انگیز که توسط مجتمع دانشگاه هوانوردی *AUC انجام شد جت آموزشی شفق بود، این جت که گفته می شود با جت آموزشی یاک-130 روسی و JL-15 چینی قابل مقایسه است ظاهری شبیه به پروژه MiG-I-2000 شرکت میکویان دارد و علاوه بر کاربرد آموزشی توانایی انجام ماموریت های پشتیبانی نزدیک را نیز دارد، پیشران این جت یک دستگاه موتور RD-33 ساخت تومانسکی روسیه است، علاوه بر این در کابین این جت از نمایشگرهای چند منظوره ای استفاده شده که احتمالا ساخت شرکت رامنسکوی روسیه اند، از سرنوشت این پروژه اطلاعی در دست نیست، برخی منابع ادعا می کنند این جت بین سالهای 2008 تا 2009 وارد خدمت می شود و برخی بر این عقیده اند که بدلیل عدم موافقت روسیه برای مونتاژ موتور و ساخت نمایشگرهای چند منظوره در ایران تحت لیسانس روسیه این پروژه معلق مانده است.
*AUC=Aviation University Complex

 
جنگنده صاعقه (Lightning):
جنگنده صاعقه که ورود رسمی آن به خدمت در سال 2006 اعلام شد جنگنده ای است برپایه اف-5 ئی و احتمالا مجهز به همان موتور های J-85 جنگنده اف-5 (برخی منابع به دو دستگاه موتور RD-33 جنگنده میگ-29 اشاره کردند که بخاطر عدم تطابق اندازه این موتورها با اندازه های صاعقه صحیح بنظر نمی رسد)، این جنگنده احتمالا سرعتی حدود 1/7 ماخ دارد و بنا به ادعای مسئولان وظیفه اصلی آن پشتیبانی نزدیک است، در مورد تسلیحات آن اطلاعی در دست نیست ولی احتمالا موشک زوبین، بمب های هدایت شونده قدر و قاصد، انواع بمب های سقوط آزاد و راکت های فاقد هدایت جزء تسلیحات اصلی این جنگنده بمنظور به اهداف سطحی بوده و برای دفاع از خود نیز مجهز به موشک های گرمایاب خواهد بود.

نیروی هوایی ایران در یک نگاه -قسمت اول

جنگنده های جدید در نیروی هوایی ایران، حقیقت یا واقعیت؟

ادعای منابع خارجی در مورد جنگنده های جدید نیروی هوایی ایران:
در شرایطی که بحران های مختلفی در خاورمیانه جریان دارد و هر روز حادثه جدیدی در منطقه رخ می دهد، مخالفت ایران با اسرائیل و به رسمیت نشناختن این کشور از سوی ایران و حمایت از نیروهای مخالف اسرائیل در منطقه باعث می شود که تنش های روز افزون در منطقه ادامه داشته باشد، در چنین شرایطی هر دو سو سعی می کنند تا با خطرناک جلوه دادن دیگری وجهه دشمن را در دیدگاه بین الملل از بین ببرند، در این میان آنچه که باید پذیرفت این است که اسرائیل با توجه وابستگی به جهان غرب به قدرت رسانه ای گسترده تری دسترسی دارد، این امر باعث شده تا این کشور همواره اطلاعاتی را از توان نظامی ایران منتشر کند که گاهی با واقعیات در تناقض اند، بدیهی است این کشور اطلاعاتی را نیز در مورد نیروی هوایی ابران منتشر کند، اما گزارش قابل توجهی که در سال 2005 از سوی اسرائیل منتشر شد باعث شد تا بسیاری از منابع داخلی و خارجی به بحث در مورد مندرجات این گزارش بپردازند، در این گزارش به وجود 26 فروند جنگنده سوخو-27، 24 فروند شکاری رهگیر میگ-31، 4 فروند بمب افکن توپولف-22ام3، 6 فروند اچ-6دی، 24 فروند میگ-23 و 24 فروند میگ-27 بعلاوه دست کم 18 فروند میگ-29 جدید در نیروی هوایی ایران اشاره شده بود، در چنین وضعیتی یک سال بعد در یک انجمن اینترنتی انگلیسی زبان به قراردادی میان ایران و روسیه برای توسعه نوعی از جنگنده سوخو-30 با کد MKP(МКП) و سفارش اولیه 50 فروندی اشاره شده بود، در این مبحث به بررسی چنین مواردی می پردازیم.

 
جنگنده سوخوی Su-27 Flanker:
جنگنده سوخوی-27 فلنکر یک جنگنده برتری هوایی با توانایی انجام عملیات های دوربرد و با توانایی بالا در حمل تسلیحات است، این جنگنده بطور عادی در ماموریت های هوا به هوا می تواند شش موشک آلامو و چهار موشک آرچر را با خود حمل کند، رادار این جنگنده در نمونه اولیه از نوع Zhuk-27 است که حد اکثر بردی حدود 85 کیلومتر دارد و برای نبرد های امروزی ناکارمد است اما نمونه های جدید فلنکر به رادار قوی تر و سیستم مدیریت تسلیحات مدرن مجهز اند و توانایی مقابله با اقدامات الکترونیک را دارند، در صورتی که وجود چنین جنگنده ای به تعداد 26 فروند در ایران صحت داشته باشد، این تعداد می توانند تنها قسمت کوچکی از خلاء حاصل از نبود یک رهگیر کارامد در نیروی هوایی را بپوشاند.

 
جنگنده MiG-31 Foxhound:
جنگنده میگ-31 بعنوان یک رهگیر استراتژیک توسط اتحاد شوروی تولید شد، نوع اولیه این جنگنده موسوم به MiG-31A با وجود تلاش های بسیار رضایت مسئولان وقت اتحاد شوروی را برآورده نساخت، در نتیجه گونه های جدیدی از این جنگنده با نام MiG-31B و MiG-31BM تولید شدند که نوع BM را باید به واقع یک رهگیر توانمند دانست، این جنگنده با توانایی حمل و استفاده از موشک های هولناکی چون R-33 و R-37 می تواند برای هر پرنده ای خطرناک واقع شود، علاوه بر این رادار پیشرفته این جنگنده با نام Zaslon-M با بردی بیش از 250 کیلومتر علاوه بر توانایی تعقیب همزمان 24 هدف و حمله همزمان به 6 فروند از آنها توانایی کشف و رهگیری جنگنده های رادارگریز را نیز دارد. وجود چنین رهگیر قدرتمندی در نیروی هوایی می تواند تا حد زیادی جای خالی اف-14 های اوراق شده و یا از دست رفته در جریان جنگ را جبران کند.

 
بمب افکن استراتژیک Tu-22M3 Backfire C:
بمب افکن سنگین بک فایر بعنوان یک بمب افکن مافوق صوت در دوران جنگ سرد بیشتر بمنظور مقابله با اهداف دریایی بر پایه بمب افکن قدیمی Tu-22A موسوم به بلایندر تولید شد، با این وجود هزینه های بسیار بالای نگهداری این بمب افکن باعث شده تا امروزه در روسیه نیز تعداد کمی از این بمب افکن ها فعال باشند. اما مسئله بک فایر های ایرانی به زمانی باز می گردد که روسیه سعی داشت تعدادی از بک فایر های خود را به نیروی دریایی هند بفروشد، در این پیشنهاد چهار فروند بمب افکن سنگین بک فایر به هند پیشنهاد شده بود که از سوی هند رد شد، چند سال بعد چینی ها تقاضای خرید این چهار بمب افکن را به روسیه ارائه دادند اما در کمال تعجب روس ها که در آن سالها بخش زیادی از فروش تسلیحات خود را به چین اختصاص داده بودند از فروش این بمب افکن ها به چین امتناع ورزیدند، در این میان گمانه زنی هایی بوجود آمد که ایران در همان زمان که هند پیشنهاد روسیه را رد کرده بود با ارائه نقاضای خرید این بمب افکن ها به روسیه آنها خریداری کرده است.

 
بمب افکن H-6D Badger:
بمب افکن چینی H-6 همان بمب افکن روسی توپولف-16 است و مدل D آن یکی از آخرین مدل های آن می باشد، این بمب افکن توانایی حمله به اهداف دریایی را داشته و در جریان جنگ هشت ساله نیز بر علیه ایران بکار گرفته شد، این بمب افکن ها به کمک موشک های C-601 چینی اغلب بمنظور حمله به نیروی دریایی ایران بکار می رفتند.

 
جنگنده چند منظوره Su-30MKP Flanker:
در شرایطی که توانایی های فوق العاده بالای Su-30MKI هندی، مالزی را نیز مجبور کرده بود تا بر برتری این جنگنده ها صحه گزارده و نوع *MKM را بمنظور نیروی هوایی خود و برپایه نوع MKP به روسیه سفارش دهد، گزارشی مبنی بر توسعه نوعی دیگر از این جنگنده با عنوان Su-30MKP برای نیروی هوایی ایران نیز در یکی از انجمن های اینترنتی انگلیسی زبان منتشر شد، طبق ادعای این گروه این جنگنده جدید برپایه Su-30MKI بوجود آمده لیکن قطعات ساخت اسرائیل و فرانسه تماما با نمونه های روسی جایگزین شده اند.
* جنگنده Su-30MKM در واقع همان جنگنده Su-30MKI می باشد که در آن قطعات ساخت اسرائیل و هند با نمونه های مشابه ساخت فرانسه، آفریقای جنوبی و روسیه جایگزین شده بودند.

بمب در جعبه کبریت! ممکن یا ناممکن؟
اما یکی از سوالاتی که همواره پیش روی افراد می ماند صحت ادعای منابع خارجی است، آیا خرید و عملیاتی نگهداشتن چنین جنگنده هایی آن هم در این تعداد امکانپذیر است؟ چگونه ممکن است بتوان بدون اینکه هیچ عکس یا تصویر ماهواره ای از بمب افکن های سنگینی چون Tu-22M3 و H-6 بدست آید آنها را به پرواز در آورد؟ آیا ممکن است این تعداد بمب افکن سنگین صرفا خریداری شده و در آشیانه های زیر زمینی نگهداری شوند؟ آیا عملیاتی نگهداشتن این بمب افکن ها بدون به پرواز در آوردن آنها امکانپذیر است؟ آیا خرید چنین بمب افکن های گران قیمتی و زمینگیر کردن آنها عقلانی است؟ اگر اینچنین است، این بمب افکن ها چقدر زمان نیاز دارند تا در شرایط لازم وارد میدان نبرد شوند؟
در مورد جنگنده ها چطور؟ آیا با وضعیت سیاسی فعلی ایران در جامعه جهانی روسیه و چین حاضر به فروش چنین تسلیحاتی به ما هستند؟ این سوالی است که همیشه پیش روی ما می ماند و ما بدرستی جوابی برای آن نداریم!

معرفی تانک مخوف M1 آبرامز

معرفی تانک مخوف M1 آبرامز

 تانک مخوف آبرامز

تانک M1 ابرامز بعنوان تانک جنگی اصلی ارتش ایالات متحده جایگزین تانک M60 Patton در سال 1980 شد. این تانک دارای سه مدلM1، M1A1، M1A2 می باشد. نام این تانک به احترام ژنرال کرایتون ابرامز،

فرمانده سابق گردان زرهی 37 نیروی زمینی امریکا، ابرامز نامگذاری شده است. طراحی M1 در شرکت جنرال داینامیکس انجام گرفت و در نهایت این تانک در سال 1980 وارد خدمت شد. مدل ارتقا یافته M1 ، M1A1 نام دارد که در سال 1985 عرضه شد. M1A1 دارای توپ 120 میلیمتری بدون خان بوده که توسط شرکت آلمانی Rheinmetall طراحی شده است. همچنین این مدل دارای زره تقویت یافته و سیستم حفاظت NBC1 می باشد. M1A2 مدل ارتقا یافته A1 است که دارای نمایشگر گرمایی فرمانده و جایگاه اسلحه، تجهیزات ناوبری و گذرگاه دیجیتالی اطلاعات می باشد. نیروی زمینی آمریکا تمام M1 و M1A1 های خود را به مدل A2 ارتقا داده ولی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا هنوز از مدلهای A1 استفاده می کند. در عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا نیز در زره تعدادی از M1A1 ها تغییراتی انجام گرفت. علاوه بر آنچه گفته شد به ابرامز می توان خیشِ مین و یا غلتک مین وصل کرد. تاکنون بیش از 8800 تانک ابرامز تولید شده که علاوه بر آمریکا به کشور های دیگری مانند استرالیا، عربستان، مصر،کویت و ترکیه صادر شده است. البته این تانک در لیست نامزد های خرید سوئد نیز قرار داشت که به پیروزی نرسید.

 

این تانک برای اولین بار در جنگ خلیج در سال 1991 در صحنه نبرد حضور یافت و در این جنگ بود که توانایی های بالای خود را به نمایش گذاشت.در مجموع  1848 M1A1 در عربستان مستقر شدند و برتری خود را بر تانکهای T-72، T-62 و T-55 روسی در اختیار عراق نشان دادند. در این جنگ تنها 18 M1A1 به خاطر صدمه های وارد شده از خدمت خارج شدند و جالب اینجاست که هیچ مورد کشته شدن خدمه این تانک گزارش نشد. M1A1 دارای برد بیش از 4000 متر می باشد. درگیری مهم دیگری این تانک حمله امریکا به عراق در سال 2003 بود که به سقوط صدام حسین انجامید. در این جنگ هم ابرامز بسیار خوب عمل کرد و تنها یک مورد حادثه منجر به مرگ گزارش شد که در آن یک تانک ابرامز با یک مین زد تانک هدف قرار گرفت که باعث کشته شدن دو نفر و زخمی شدن نفر سوم همراه بود. این اولین مورد منجر به مرگ در تانک ابرامز بود. در 27 نوامبر 2004 یک ابرامز دیگر بوسیله بمب قدرتمند جاسازی شده نابود شد که به کشته شدن راننده انجامید. یک تانک دیگر هم به هنگام درگیری در عراق هنگام رد شدن از پل با خراب شدن آن به درون آب سقوط کرد که یک سرباز غرق شد. تاکنون هیچ ابرامی بوسیله اتش تانک دشمن نابود نشده است اگر چه چند فروند نیز بوسیله راکتهای زد تانک RPG-7، RPG-18 و AT-14 نابود شده اند. همچنین در عملیات طوفان صحرا چهار ابرام با اصابت اشتباه موشکهای زد تانک AGM-114 هلفایر شلیک شده از هلیکوپتر های AH-64 آپاچی ساقط شدند. ابرامز توسط نوعی ماده کمپوزیتی محافظت شده که از لایه هایی از استیل و سرامیک تشکیل می شود. مهمات و سوخت در قسمتی زره دار قرار داده شده اند تا به خاطر حساسیت این قسمتها امنیت خدمه بیشتر شود. در اوایل 1988 مدل M1A1 زرههای جدیدتری دریافت کرد که در آن از میله های زد اورانیوم ضعیف شده استفاده شده است. این میله ها در جلوی برجک و بدنه تانک قرار داده شده اند. با وجود افزایش قابل توجه مقاومت تانک در برابر انواع سلاحهای زد تانک این زره ها وزن ابرامز را نیز به مقدار قابل توجه زیاد کرده است. اولین M1A1 هایی که این ارتقا روی آنها نصب شد تانکهای مستقر در آلمان بود (به خاطر اینکه در جنگ سرد آلمان در خط مقدم مقابل شوروی بود). همچنین تانکهای شرکت کننده در عملیات طوفان صحرا فوراً قبل از آغاز جنگ به این درجه ارتقا یافتند. توپ مدل M1، M68A1 105 میلیمتری بود که توانایی شلیک انواع توپهای ضد نفر، دودهای سفید فسفری (از جنس فسفر) و یا توپهای با قدرت انفجاری بالا را دارد. در مدلهای M1A1 و M1A2 از توپ 120 میلیمتری M256 بدون خان استفاده شده که در شرکت رینمتال اِیجی آلمان و تحت لیسانس جنرال داینامیکس آمریکا طراحی شده است. این نیز توانایی شلیک انواع توپهای مختلف مانند اورانیوم ضعیف شده را دارد که به آن تونانایی مقابله با نیروهای زرهی و نفرات دشمن و حتی از نظر تئوری با وسایل پرنده با ارتفاع کم را دارد که البته این توانایی هنوز امتحان نشده است.

 

ابرامز علاوه بر توپ اصلی خود مجهز به سه مسلسل دیگر نیز می باشد : 1- مسلسل 12.7 میلیمتری M2 که جلوی دریچه فرمانده قرار دارد و دارای آلت نشانه روی با بزرگنمایی 3x است. 2- دو مسلسل 7.62 میلیمتری که یکی مقابل دریچه پر کننده (لودر) و دیگری هم محور با توپ تانک است که بخاطر امکان استفاده آن از درون تانک بسیار مورد توجه قرار می گیرد. همچنین در برجک تانک دو پرتاب کننده ی 6 لول نارنجکهای دودزا گنجانده شده که باعث پنهان ماندن از دید دشمن و نمایانگر های گرمایی ( فروسرخ) می شود. موتور آن نیز می تواند پرده دودی برای استتار تولید کند. M1 به کامپیوتر کنترل آتش مجهز است که متصل به سنسور های نمایانگر گرمایی، مسافت یاب لیزری، حسگر باد، حسگر شیب زمین، داده های مربوط به نوع مهمات که تنظیمات مختلف برای مهمات را انجام می دهد) می باشد. هم فرمانده و هم توپچی می توانند توپ تانک را شلیک کنند. سیستم کنترل آتش ابرامز بسیار پیچیده، موثر و مهلک می باشد بطوریکه امکان شلیک دقیق توپ در حین حرکت در زمینهای ناهموار را می دهد. با خدمه ماهر این تانک می توان هدف را در برف، باران، مه، دود و تاریکی مطلق از فاصله 4 کیلومتری تشخیص داد و اغلب هدفی به اندازه یک تانک را در یک شلیک می توان حمله کند. ابرامز از موتور 1500 اسب بخاری نیرو گرفته و دارای 4 حالت(حرکت) جلو و 2 حالت عقب می باشد که به آن حداکثر سرعت 67 کیلومتر در ساعت را در خیابان و 48 کیلومتر در ساعت را از میان دشت و صحرا می دهد. موتور آن با گازوییل، نفت سفید، JP-1 یا سوخت هواپیما و از نظر تئوری با الکل کار می کند.

 

ابرامز را می توان با هواپیماهای ترابری استراتژیک C-5 و C-17 حمل کرد، بطوریکه یک تانک آماده رزم و یا دو تانک آماده حمل توسط C-5 و یک تانک آماده حمل توسط C-17 جابجا می شوند که البته این محدودیت باعث بروز مشکلات جدی در جنگ خلیج 1 شد که با حمل 1848 تانک توسط کشتی این مشکل برطرف شد. در حالت آماده حمل بعضی قسمتهای زره نصب نمی شود و مهمات و سوخت پس از رسیدن به مقصد در اختیار تانکها قرار داده می شود. کیت پایداری شهری تانک (TUSK) شامل ارتقاهایی است که به منظور افزایش توانایی رزمی روی نمونه های M1A2 در محیطهای شهری اعمال می شود. این ارتقاها بدلیل خطرناکتر بودن محیطهای شهری نسبت به صحنه های نبرد می باشد. و این خود به دلیل قویتر بودن زره جلویی تانک ها از زره های کناری، بالایی و پشتی و وجود امکان حمله از هر طرف می باشد. ارتقا زره شامل افزودن زره های واکنشی به کناره های تانک برای مقابله با سلاحهای زد تانک و کلاهکهای shaped charged می باشد. زره های میله ای (شبکه ای) در پشت بدنه برای حفاظت از موتور نصب و سپر اسلحه نیز بر روی مسلسل توپچی برای محافظت از شلیک کننده قرار داده می شود. ارتقاهای دیگر شامل نصب نمایانگر های گرمایی بر روی مسلسل پر کننده (لودر) است. همچنین به مسلسل 12.7 میلیمتری فرمانده نیز قابلیت شلیک از داخل برجک در حالیکه دریچه بسته باشد داده می شود. یک تلفن بیرونی هم برای برقرای ارتباط فرمانده با سربازان پشتیبان تانک در پشت بدنه تعبیه شده است.

مجلات جنگ افزار

مجله ی الکترونیکی جنگ افزار 7

مجله الکترونیکی جنگ افزار شماره ۷

دانلود با حجم ۱.۵ مگابایت

مجله ی الکترونیکی جنگ افزار 6

مجله الکترونیکی جنگ افزار شماره ۶

دانلود با حجم 5/1 مگابایت 

 مجله ی الکترونیکی جنگ افزار

مجله الکترونیکی جنگ افزار شماره ۵

دانلود با حجم ۱ مگابایت

مجله ی الکترونیکی جنگ افزار

مجله الکترونیکی جنگ افزار شماره ۴

دانلود با حجم ۸۰۰ کیلو بایت

مجله ی الکترونیکی جنگ افزار

مجله الکترونیکی جنگ افزار شماره ۳

دانلودحجم 800 کیلو بایت

دومین شماره مجله ی الکترونیکی جنگ افزار

مجله الکترونیکی جنگ افزار شماره ۲

دانلود با حجم ۱ مگابایت

مجله الکترونیکی جنگ افزار شماره ۱

دانلود با حجم ۱.۵مگابایت

موشک ضد کشتی SS-N-22 Sunburn

موشک ضد کشتی SS-N-22 Sunburn

موشک P-270 موسکیت(روسی,П-270 «Москит»:انگلیسی:( Mosquito یک موشک روسی مافوق صوت است که از موتوری رم جت برای پرواز استفاده میکند.کد طراحی این موشک 3M80 است و ناتو این موشک را SS-N-22 Sunburn  نامگذاری کرده است.سیستم  این موشک توسط کمپانی معروف روسی Raduga Design Bureau در طول دهه 70 میلادی طراحی شد که دنباله طرح   موشک   SS-N-9 "Siren"بود.نسخه اصلی موسکیت برای پرتاب از کشتی طراحی شده بود اما در نمونه های بعدی توانایی پرتاب از پرتابگرهای ساحلی و زیرآبی(زیر دریایی)  و هوایی(جنگنده های سوخو-33 و نسخه دریا پایه سوخو27)را بود.این موشک توانایی حمل سر جنگی متعارف و هسته ای را داراست.


هنوز نوع و طبقه بندی این موشک ناشناخته باقی مانده و گزارش های زیادی در مورد ان موجود است.این موشک که حالا با نامگذاری ناتو به نام SS-N-22 Sunburn  شناخته میشود.این موشک توسط نیروهای ناتو انالیز شده و ناتو از ان به عنوان موشکی ترسناک با پتانسیلی قوی و سرعت بسیار زیاد که توانایی نابود کردن نیروهای دریایی کشورهای عضو را دارست نام برده است.موسکیت توانایی در خطر قرار دادن نیروهای ناتو در دریایی بالتیک, دریای سیاه و اقیانوس ارام را داراست(شامل کره شمالی و ژاپن).با توجه به اینکه ایران نیز از دارندگان این موشک است موسکیت توانایی در خطر انداختن کل ناوگان امریکا و کشورهای خارجی مستقر در خلیج فارس و دریای عمان را داراست.

موشک موسکیت سری 3M80 دارای طولی برابر با 9.39 متر و قطری برابر با 0.76 است طول بالهای این موشک برابر با 2.10 متر و وزن پرتاب ان برابر یا 3.950 کیلوگرم است.موسکیت از سیستم ناوبری خودکار همراه با فرماندهی خودکار مسیر به روز شده و راداری فعال استفاده میکند. 3M80 از موتوری رم جت که با سوخت جامد کار میکند برای پرواز استفاده میکند که به ان سرعتی برابر با 2.5 ماخ میبخشد,موسکیت توانایی حمل کلاهکی 300 کیلویی یا 200 کیلوتنی را تا مسافت 90 کیلومتری داراست.

موسکیت در سال 1980 عملیاتی شده و در ختیار نیروی دریایی شوروی قرار گرفت.در سال 1992 روسیه شروع به طراحی نسخه ای جدید از 3M80 نمود که 3M82 نام گذاری شد. 3M82 وزن پرتابی برابر با 4.500 کیلوگرم را داراست که توانایی حمل کلاهکی 320 کیلوگرمی را به فاصله 160 کیلومتری داراست. 3M82 در سال 1993 وارد خدمت شد.روسیه نوع هواپایه این موشک را طراحی و با نام Kh-41 وارد خدمت ساخت.نوع زمین پایه با کد 3M80E شناخته میشود.طبق گزارش هایی در سال 1995 برد این موشک از 160 کیلومتر  به 200 کیلومتر رسید که از تانکر سوخت اضافی بهر میبرد.

طبق گزارش های رسیده در سال 2001 چین و روسیه طرحی مشترک  برای بهبود دادن  SS-N-22 Sunburn  را آغاز کرده اند.نام این موشک جدید 3M80MBE بود که  توانایی رسیدن به برد 200 کیلومتر را دارد.

خصوصیات

عملکرد: موشک کروز ضد کشتی هوا/دریا/زمین

سازنده:  Raduga Design Bureau

طول:9.39 متر

قطر: 0.76 متر

طول بال: 2.10 متر

برد: 3M80: 90 کیلومتر : 3M82160 کیلومتر 3M80MBE:200 کیلومتر

سرعت: 2.5 ماخ

سیستم هدایت: INS, datalink, active and passive radar

کلاهک: 200 کیلوتنی هسته ای,320 کیلوگرمی متعارف

زمان ساخت: 1980

دارندگان: روسیه,چین,اوکراین,ایران